آه که چه شیرین بتیست در تتق زرکشی
اه که چه میزیبدش بدخوی و سرکشی
گاه چو مه میرود قاعده شب روی
میکند از اختران شیوه لشکرکشی
گاه ز غیرت رود از همه چشمی نهان
تا دل خود را ز هجر تو سوی آذر کشی
ای خنک آن دم که تو خسرو و خورشید را
سخت بگیری کمر خانه خود درکشی
از طرب آن زمان جامه جان برکنی
وز سر این بیخودی گوش فلک برکشی
هر شکری زین هوس عود کند خویش را
تا که بسوزد بر او چونک به مجمر کشی
آن نفس از ساقیان سستی و تقصیر نیست
نیست گنه باده را چونک تو کمتر کشی
بخت عظیمست آنک نقل ز جنت بری
خیر کثیرست آنک باده ز کوثر کشی
مست برآیی ز خود دست بخایی ز خود
قاصد خون ریز خود نیزه و خنجر کشی
گوید کز نور من ظلمت و کافر کجاست
تا که به شمشیر دین بر سر کافر کشی
وقت شد ای شمس دین مفخر تبریزیان
تا تو مرا چون قدح در می احمر کشی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیبایی و جذابیت محبوب خود میپردازد و از شیرینی و جذابیت او در پیرامون خود سخن میگوید. در وصف محبوب، اشاره به ویژگیهایی همچون سرکشی و غرور میکند و به لحظاتی اشاره دارد که محبوب درخشانی مانند ماه به شبهای دلانگیز زندگی میبخشد. شاعر در عین حال از احساس هجر و longing خود نسبت به محبوب میگوید و از درد و شوق ناشی از فاصله از او سخن به میان میآورد. با استفاده از تصویرسازیهای زیبا، شاعر احساسات عمیقی درباره عشق، شادمانی و اندوه را به تصویر میکشد و به دعا برای وصال و ارتباط نزدیک با محبوب میپردازد. همچنین در پایان، به اهمیت و ارزش وجود محبوب در زندگی خود اشاره میکند و از او میخواهد که وجودش را در زندگیاش درخشانتر کند.
هوش مصنوعی: آه، چه بتی خوشچهره و زیباست که در زنگهای زرین قرار دارد. آه، او را چقدر زیبا میسازد سرشت بد و رفتار سرکش او.
هوش مصنوعی: گاه وقتی که ماه (مه) به سفر میرود، قاعدهٔ شب با لطافت و زیبایی خود مانند لشکرهایی که برای جنگ میآیند، از ستارهها (اختران) برمیخیزد و به نمایش درمیآید.
هوش مصنوعی: گاهی از شدت غیرت، یکی از چشمانم را پنهان میکنم تا دل خود را از دوری تو به آتش عشق بسوزانم.
هوش مصنوعی: ای کاش آن لحظهای که تو قدرت و زیبایی خود را با تمام قوا به کار میگیری، خانهات را با شکوه و عظمت بیارایی.
هوش مصنوعی: زمانی که از شوق و شادی به اوج میرسی، تمامی قید و بندهای دنیوی را رها میکنی و به حالتی از بیخودی میرسی که حتی صدای دنیا را نیز از یاد میبری.
هوش مصنوعی: هر شیرینی که در این اشتیاق به وجود آید، خود را به آتش میزند تا مانند چوب عود (بخور) بسوزد، وقتی آن را در مجمر (کاسهای برای سوزاندن عود) قرار دهی.
هوش مصنوعی: سستی و کمکاری ساقیها در دادن شراب نیست و باده معصیت نمیکند، چون تو (نوشنده) کمتر از آنچه باید مینوشی، مینوشی.
هوش مصنوعی: بخت بزرگ و خوششانسی نصیب کسی است که شراب بهشتی را از بهشت بیاورد. و خیر و نعمت فراوان برای کسی است که از آب کوثر (نهر بهشتی) بنوشد.
هوش مصنوعی: وقتی که از خود بیخود شوی و مست شوی، دیگر از خود به دور میشوی و در این حالت، حتی پیامآور خودت را هم فراموش میکنی تا بتوانی به کشتهسازی با نیزه و خنجر بپردازی.
هوش مصنوعی: میگوید که از پرتو نور من، ظلمت و کافر کجاست تا با شمشیر دین بر سر کافر حمله کنی.
هوش مصنوعی: ای شمسالدین تبریزی، زمان آن رسیده که تو مانند یک لیوان شراب قرمز، جان من را سرشار کنی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
بازرهان خلق را از سر و از سرکشی
ای که درون دلی چند ز دل درکشی
ای دل دل جان جان آمد هنگام آن
زنده کنی مرده را جانب محشر کشی
پیرهن یوسفی هدیه فرستی به ما
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.