گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

هست اندر غم تو دلشده دانشمندی

همچو نقره‌ست در آتشکده دانشمندی

بر امید کرم و رحمت بخشایش تو

از ره دور به سر آمده دانشمندی

هست ز اوباش خیالات تو اندر ره عشق

خسته و شیفته و ره زده دانشمندی

چه زیان دارد خوبی تو را دوست اگر

قوت یابد ز چنین مایده دانشمندی

با چنین جام جنونی که تو گردان کردی

کی بماند به سر قاعده دانشمندی

کی روا دارد انصاف و جوانمردی تو

که به غم کشته شود بیهده دانشمندی

کی روا دارد خورشید حق گرمی بخش

که فسرده شود از مجمده دانشمندی

جانب مدرسه عشق کشیدش لطفت

تا ز درس تو برد فایده دانشمندی

نحس تربیع عناصر بگرفتش رحمی

تا منور شود از منقده دانشمندی

بس سخن دارد وز بیم ملال دل تو

لب ببسته‌ست در این معبده دانشمندی

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

نادر.. در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، دو شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۴۱ نوشته:

جانب مدرسه عشق کشیدش لطفت
تا ز درس تو برد فایده دانشمندی..

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.