گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

شب و روز آن نکوتر که به پیش یار باشی

به میان سرو و سوسن گل خوش عذار باشی

به طرب هزار چندان که بوند عیش مندان

به میان باغ خندان مثل انار باشی

نشوی چو خارهایی که خلند دست و پا را

به مثال نیشکرها که شکرنثار باشی

به مثال آفتابی که شهیر شد به بخشش

به میان پاکبازان به عطا مشار باشی

هله بس که تا شهنشه بگشاید و بگوید

چو خمش کنی نگویی و در انتظار باشی

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.