گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

سوی باغ ما سفر کن بنگر بهار باری

سوی یار ما گذر کن بنگر نگار باری

نرسی به باز پران پی سایه‌اش همی‌دو

به شکارگاه غیب آ بنگر شکار باری

به نظاره و تماشا به سواحل آ و دریا

بستان ز اوج موجش در شاهوار باری

چو شکار گشت باید به کمند شاه اولی

چو برهنه گشت باید به چنین قمار باری

بکشان تو لنگ لنگان ز بدن به عالم جان

بنگر ترنج و ریحان گل و سبزه زار باری

هله چنگیان بالا ز برای سیم و کالا

به سماع زهره ما بزنید تار باری

به میان این ظریفان به سماع این حریفان

ره بوسه گر نباشد برسد کنار باری

به چنین شراب ارزد ز خمار خسته بودن

پی این قرار برگو دل بی‌قرار باری

ز سبو فغان برآمد که ز تف می‌شکستم

هله ای قدح به پیش آ بستان عقار باری

پی خسروان شیرین هنر است شور کردن

به چنین حیات جان‌ها دل و جان سپار باری

به دکان عشق روزی ز قضا گذار کردم

دل من رمید کلی ز دکان و کار باری

من از آن درج گذشتم که مرا تو چاره سازی

دل و جان به باد دادم تو نگاه دار باری

هله بس کنم که شرحش شه خوش بیان بگوید

هله مطرب معانی غزلی بیار باری

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

محمدی در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۱۶ نوشته:

سلام
معنیه سماع زهره چیه؟!

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
بابک در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۳۴ نوشته:

جناب محمدی گرامی،
زهره در عربی یا ناهید در فارسی، اختر دوم است از خورشید که درعلم نجوم و هیأت که احوال ستارگان باشد، حاکم بر عشق، هنر، و موسیقی است.
سماع، رقص یا بدور خود گشتن دراویش باشد، که در آن از خود بی خود شوند.
سماع زهره، چنین سماعی از زهره است، که حاکم بر عشق و موسیقی نیز در حال سماع و از خود بیخود گشتن است.
*ولی در اینجا سماع زهره "ما" بیان شده، که می باید اشاره به شخصی بخصوص باشد که زهره وار مشغول به چنان سماعی است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.