گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

به بخت و طالع ما ای افندی

سفر کردی از این جا ای افندی

چراغم مرد و دودم رفت بالا

دو چشمم ماند بالا ای افندی

زمین تا آسمان دود سیاه‌ست

سیه پوشید سودا ای افندی

در این عالم مرا تنها تو بودی

بماندم بی‌تو تنها ای افندی

کجا بختی که اندر آتش تو

ببیند حال ما را ای افندی

همی‌گویم افندی ای افندی

جوابم گوی و بازآ ای افندی

چه بازآیم چه گویم من که رفتم

ورای هفت دریا ای افندی

چه حیران و چه دشمن کام گشتم

تو رحمت کن خدایا ای افندی

همی‌ترسم که تا آن رحمت آید

نماند بنده برجا ای افندی

تتیپایش افندی این چه کردی

تتیپا ثا تتیپا ای افندی

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ناشناس در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، پنج شنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۱، ساعت ۱۳:۵۳ نوشته:

تتیپایم، افندی این چه کردی،
تتیپا تا تتیپا، ای افندی.
در سمرقند وقتی کودک تازه راه رفتن را می‌آموزد، به آن "تتیپا" می‌گویند. پس مولانا می‌گوید تتیپایم کردی، یعنی مرا دوباره راه رفتن آموختی.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محمد رضا در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، سه شنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۳۸ نوشته:

من هم کاملاً مخالفم، چون این یه واژه یونانی هستش.
کلاً معنای بیت آخر این میشه:
گفتم: افندی! این چه کاری بود؟ فقط این را گفتم: ای افندی!
افندی به معنای سرورم هستش.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.