گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

ای جان ای جان فی ستر الله

اشتر می‌ران فی ستر الله

جام آتش درکش درکش

پیش سلطان فی ستر الله

ساغر تا لب می‌خور تا شب

اندر میدان فی ستر الله

چشمش را بین خشمش را بین

پنهان پنهان فی ستر الله

یاری شنگی پروین رنگی

آمد مهمان فی ستر الله

دیدم مستش خستم دستش

آسان آسان فی ستر الله

ساقی برجه باده درده

پنگان پنگان فی ستر الله

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.