گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

ساقی جان غیر آن رطل گرانم مده

ز آنک بدادی نخست هیچ جز آنم مده

شهره نگارم ز تو عیش و قرارم ز تو

جان بهارم ز تو رسم خزانم مده

جان چو تویی بی‌شکی پیش تو جان جانکی

باش مرا ای یکی هر دو جهانم مده

پردگی و فاش تو آفت او باش تو

جان رهی باش تو جان و روانم مده

دوش بدادی مرا از کف خود باده را

چون که چنینم درآ جز که چنانم مده

غیر شرابی چو زر ای صنم سیمبر

هیچ ندانم دگر ز آنک ندانم مده

نیست شدم در چمن قفل بر آن در بزن

هر کی بپرسد ز من هیچ نشانم مده

شیر پراکنده‌ام زخم تو را بنده‌ام

بی‌تو اگر زنده‌ام جز به سگانم مده

زان مه چون اخترم زان گل تازه و ترم

بی‌همگان خوشترم با همگانم مده

خسرو تبریزیان شمس حق روحیان

پر شده از تو دهان زخم زبانم مده

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پدرام در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۵۴ نوشته:

مولانای جان.

 

پدرام در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۵۴ نوشته:

مولانای جان

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.