گنجور

غزل شمارهٔ ۲۱۴۱

 
جلال الدین محمد مولوی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات
 

ای تن و جان بنده او بند شکرخنده او

عقل و خرد خیره او دل شکرآکنده او

چیست مراد سر ما ساغر مردافکن او

چیست مراد دل ما دولت پاینده او

چرخ معلق چه بود کهنه ترین خیمه او

رستم و حمزه کی بود کشته و افکنده او

چون سوی مردار رود زنده شود مرد بدو

چون سوی درویش رود برق زند ژنده او

هیچ نرفت و نرود از دل من صورت او

هیچ نبود و نبود همسر و ماننده او

ملک جهان چیست که تا او به جهان فخر کند

فخر جهان راست که او هست خداونده او

ای خنک آن دل که تویی غصه و اندیشه او

ای خنک آن ره که تویی باج ستاننده او

عشق بود دلبر ما نقش نباشد بر ما

صورت و نقشی چه بود با دل زاینده او

گفت برانم پس از این من مگسان را ز شکر

خوش مگسی را که تویی مانع و راننده او

نقش فلک دزد بود کیسه نگهدار از او

دام بود دانه او مرده بود زنده او

بس کن اگر چه که سخن سهل نماید همه را

در دو هزاران نبود یک کس داننده او

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

امین کیخا در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۰۴ نوشته:

به لری از کندن لغتی داریم که در فارسی کمتر به کار رفته و ان پشکیدن و پشکندن است یعنی پخشیدن و پخش کردن ( به لری پشکنیه می گوییم زیرا لری مانند پهلوی علامت مصدری اش هنوز یه است)

 

امین کیخا در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۰۵ نوشته:

معلق می شود دروا

 

امین کیخا در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۰۸ نوشته:

اما به فارسی عمودی می شود هج و هجین البته بسیار به hang می ماند چون ج به گ گردانده می شود . Hang انگلیسی معنی اویختن می دهد هج یا هگ هم در فارسی شاید همریشه اش باشد ( هنوز بیگمان نیستم)

 

امین کیخا در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۰۹ نوشته:

در این شعر مولانا زندگان را مردگان و سخنوران را نادانای سخنوری می بیند .

 

امین کیخا در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۱۴ نوشته:

شکراکنده بسیار زیبنده است .

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.