گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

گر نه تهی باشدی بیشترین جوی‌ها

خواجه چرا می‌دود تشنه در این کوی‌ها

خم که در او باده نیست هست خم از باد پر

خم پر از باد کی سرخ کند روی‌ها

هست تهی خارها نیست در او بوی گل

کور بجوید ز خار لطف گل و بوی‌ها

با طلب آتشین روی چو آتش ببین

بر پی دودش برو زود در این سوی‌ها

در حجب مشک موی روی ببین اه چه روی

آنک خدایش بشست دور ز روشوی‌ها

بر رخ او پرده نیست جز که سر زلف او

گاه چو چوگان شود گاه شود گوی‌ها

از غلط عاشقان از تبش روی او

صورت او می‌شود بر سر آن موی‌ها

هی که بسی جان‌ها موی به مو بسته‌اند

چون مگسان شسته‌اند بر سر چربوی‌ها

باده چو از عقل برد رنگ ندارد رواست

حسن تو چون یوسفیست تا چه کنم خوی‌ها

آهوی آن نرگسش صید کند جز که شیر

راست شود روح چون کژ کند ابروی‌ها

مفخر تبریزیان شمس حق بی‌زیان

توی به تو عشق توست باز کن این توی‌ها

 
حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

رضا در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، سه شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۲۵ نوشته:

گر نه تهی باشدی بیشتر این جوی ها

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.