گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

خوی با ما کن و با بی‌خبران خوی مکن

دم هر ماده خری را چو خران بوی مکن

اول و آخر تو عشق ازل خواهد بود

چون زن فاحشه هر شب تو دگر شوی مکن

دل بنه بر هوسی که دل از آن برنکنی

شیرمردا دل خود را سگ هر کوی مکن

هم بدان سو که گه درد دوا می خواهی

وقف کن دیده و دل روی به هر سوی مکن

همچو اشتر بمدو جانب هر خاربنی

ترک این باغ و بهار و چمن و جوی مکن

هان که خاقان بنهاده است شهانه بزمی

اندر این مزبله از بهر خدا طوی مکن

میر چوگانی ما جانب میدان آمد

پی اسپش دل و جان را هله جز گوی مکن

روی را پاک بشو عیب بر آیینه منه

نقد خود را سره کن عیب ترازوی مکن

جز بر آن که لبت داد لب خود مگشا

جز سوی آنک تکت داد تکاپوی مکن

روی و مویی که بتان راست دروغین می دان

نامشان را تو قمرروی زره موی مکن

بر کلوخی است رخ و چشم و لب عاریتی

پیش بی‌چشم به جد شیوه ابروی مکن

قامت عشق صلا زد که سماع ابدی است

جز پی قامت او رقص و هیاهوی مکن

دم مزن ور بزنی زیر لب آهسته بزن

دم حجاب است یکی تو کن و صدتوی مکن

 
حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

سپیده در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۸:۵۰ نوشته:

خیلی غزل سختی هست ..مفهومش رو خوب نمیگیرم..به خصوص بیت 4 ...اگه کسی توضیح بده ممنون میشم...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امین کیخا در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۴۸ نوشته:

سپیده جان مولانا می فرماید خودت را فدای کسی کن که شایسته فدا شدن باشد تا مجبور نباشی هر روز دلت را برکنی و به بالاتری دل ببندی بسوی خاربن بیابان نرو که ان مناسب اشتران است و تو شایسته بزم خداوندی هستی و ان بیت 4 می گوید هرجا که موقع درد درمان میخواهی به همان جا حالا هم رو کن و دلت را به هر سو نگرا ( متمایل نکن) شعر دیگر با این مفهوم این است
منگر به هر گدایی که تو خاص از ان مایی. مفروش خویش ارزان که تو بس گران بهایی. باز از مولانا است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
علیرضا در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۴۴ نوشته:

دراین بیت (4) مقوله وقف کردن به چشم میخورد وقف کردنی که علت و انگیزه ای جز دلدادگی ندارد و چه دلنشین و زیباست با تشکر از خانم سپیده که به تامل واداشتمان

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حامد در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، چهار شنبه ۸ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۲۹ نوشته:

شعر بسیار مفهومی و عمیقی است که جنبه نصیحت وار و هشدار دهنده از عاقبت پست از این شاخه به آن شاخه پریدن و البته هیچ و پوچ بودن ظواهر مادی و انسان ها و نیز توجه به ذات واقعی و فطرت وافعی هر چیزی دارد که مولانا مدبرانه با کنایه زدن رفتار خر ها این مهم رو اشاره کرده است . در نهایت میفرماید تمام ظواهر زیبایی مانند رخ و چشم و لب در نهایت بر کلوخ قبر خواهد رفت چراکه تماما بصورت قرضی است و فنا پذیزند و دلسوزانه میخواهد تا با دیدن بزک های دنیوی و انسان های پرمدعا ، طینت پست و پنهان آنها را فراموش نکرده و این مقوله ها را با یکدیگر تمیز دهیم .
شعر بسیار عمیقی است که پس از چندین بار خواندن و تدبر در آن به مفاهیم عمیق و شگرف آن پی برده و بسیار دید باز و صحیحی از وقایع و اتفاقات در جریان دنیوی به شما خواهد داد که سبب اخذ تصمیمات صحیح و خردمندانه توسط شما خواهد شد .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.