گنجور

غزل شمارهٔ ۱۷۰۳

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

من آن شب سیاهم کز ماه خشم کردم

من آن گدای عورم کز شاه خشم کردم

از لطفم آن یگانه می خواند سوی خانه

کردم یکی بهانه وز راه خشم کردم

گر سر کشد نگارم ور غم برد قرارم

هم آه برنیارم از آه خشم کردم

گاهم فریفت با زر گاهم به جاه و لشکر

از زر چو زر بجستم وز جاه خشم کردم

ز آهن ربای اعظم من آهنم گریزان

وز کهربای عالم من کاه خشم کردم

ما ذره‌ایم سرکش از چار و پنج و از شش

خود پنج و شش کی باشد ز الله خشم کردم

این را تو برنتابی زیرا برون آبی

گر شبه آفتابی ز اشباه خشم کردم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

محسن نامجو » مطنطن » خشم کردم اسپاتیفای

🎜 معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

سورنا نوشته:

این شعر توسط محسن نامجو در قطعه ای به نام خشم کردم به زیبایی اجرا شده است.

👆☹

رضا نوشته:

سلام. دوستان لطفا معنی این شعر بخصوص سه بیت آخر رو بفرمایید که استفاده کنیم.

تنها چیزی که به ذهنم رسید این بود که خشم کردم رو روی برگرداندن و چیزای نزدیک به اون معنی کنم اینطوری معنی کلی همه ی ابیات حدودا مشخص میشه مصرع دوم بیت چهارم هم به طور واضح موضوع های عرفانی معمول توش مشخصه که میگه وقتی عزت و جلال رو از خدا خواستم از جاه و مقام دنیایی روی بر گردوندم اما سه بیت آخر فکر میکنم اشاره به موضاعاتی داره که من آشنایی ندارم آهنربای اعظم و چهار و پنج و شش و خشم از الله رو ممنون میشم بگید منظور چی بوده
ببخشید که جسارت کردم حاشیه به این ضعیفی نوشتم دیدم بهتر از هیچیه حداقل

👆☹

Suri Dalir نوشته:

آقا رضا سلام منظور از چار٬ چهار عنصر (آب و آتش خاک و باد) از پنج ٬ پنج حس (بینایی ٬ شنوایی ٬ بویایی ٬ چشایی و لامسه) و از شش ٬ مشرق ٬ مغرب ٬ شمال ٬ جنوب ٬ بالا و پایین است (مثلاً در غزل دیگری میگوید : شش جهت حمام و روزن لامکان) .« زالله خشم کردم » نهایت بزرگ بینی انسان است حتی یک قدم از «بار دیگر از ملک پران شوم / آن چه اندر وهم ناید آن شوم» فراتر رفته. اگر وقت کردید مقاله من (Abusing Rumi ,
discourse Philosophical) را بخوانید. البته به زبان انگلیسی است . خواستید سعی میکنم سلسله مقالاتم با عنوان ویژگیهای حماسی دیوان شمس را در فیسبوک میگذارم.

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.