گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

امشب ای دلدار مهمان توییم

شب چه باشد روز و شب آن توییم

هر کجا باشیم و هر جا که رویم

حاضران کاسه و خوان توییم

نقش‌های صنعت دست توییم

پروریده نعمت و نان توییم

چون کبوترزاده برج توییم

در سفر طواف ایوان توییم

حیث ما کنتم فولوا شطره

با زجاجه دل پری خوان توییم

هر زمان نقشی کنی در مغز ما

ما صحیفه خط و عنوان توییم

همچو موسی کم خوریم از دایه شیر

زانک مست شیر و پستان توییم

ایمنیم از دزد و مکر راه زن

زانک چون زر در حرمدان توییم

زان چنین مست است و دلخوش جان ما

که سبکسار و گران جان توییم

گوی زرین فلک رقصان ماست

چون نباشد چون که چوگان توییم

خواه چوگان ساز ما را خواه گوی

دولت این بس که به میدان توییم

خواه ما را مار کن خواهی عصا

معجز موسی و برهان توییم

گر عصا سازیم بیفشانیم برگ

وقت خشم و جنگ ثعبان توییم

عشق ما را پشت داری می کند

زانک خندان روی بستان توییم

سایه ساز ماست نور سایه سوز

زانک همچون مه به میزان توییم

هم تو بگشا این دهان را هم تو بند

بند آن توست و انبان توییم

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

مبین در ‫۲ سال و ۴ ماه قبل، چهار شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۲۹ نوشته:

بیت یکی مونده به آخر ناک اوتم کرد. یه بیت و اینهمه هنرنمایی درش فقط از حضرت برمیاد و بس

 

علی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، سه شنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۴۶ نوشته:

1
امشب ای دلدار مهمان توییم
شب چه باشد روز و شب آن توییم
ای دلدار امشب مهمان توهستیم نه تنها شب بلکه همه اوقات عبد و بنده توهستیم
2
هر کجا باشیم و هر جا که رویم
حاضران کاسه و خوان توییم
هر جا باشیم و هر جا که برویم حاضران سرسفره و کاسه توهستیم
3
نقش‌های صنعت دست توییم
پروریده نعمت و نان توییم

نقش‌های صنعت دست توهستیم پروریده نعمت و نان توهستیم
4
چون کبوترزاده برج توییم
در سفر طواف ایوان توییم
مانند کبوتر هستیم که در برجی که از توست زاده شده است و در سفر طواف عرش و بارگاه تو ام
5
حیث ما کنتم فولوا شطره
با زجاجه دل پری خوان توییم
شما مؤمنان نیز هر جا بودید، روی خود را به سوی آن بگردانید و با دل صاف فرشتگان نزد ترا می خوانیم
6
هر زمان نقشی کنی در مغز ما
ما صحیفه خط و عنوان توییم
هر زمان نقشی خیال انگیز در مغز ما ایجاد می کنی ما کتابی ازخط و خال تو و با عنوان توهستیم
7
همچو موسی کم خوریم از دایه شیر
زانک مست شیر و پستان توییم
هم مانند موسی ازشیر دایه کم می خوریم زیراکه مست شیر و پستان توییم
8
ایمنیم از دزد و مکر راه زن
زانک چون زر در حرمدان توییم
از دزد و مکر راهزنان ایمنیم زیرا که مانند زر در چرمدان توییم
9
زان چنین مست است و دلخوش جان ما
که سبکسار و گران جان توییم

جان ما بهان علت بسیارمست و دلخوش است که سبکسار و گران جان توییم
10
گوی زرین فلک رقصان ماست
چون نباشد چون که چوگان توییم
گوی زرین می همان خوشبختی و سعادت ماست. چرا چنین نباشد چون که ما چوگان توییم و اختیارمان در دست توست
11
خواه چوگان ساز ما را خواه گوی
دولت این بس که به میدان توییم
خواه چوگان و خواه گوی مارا بسازی این سعادت ما را بس است که در میدان و تحت فرمان تو باشیم
12
خواه ما را مار کن خواهی عصا
معجز موسی و برهان توییم
خواه ما مار و خواه عصا باشیم بهر حال ما معجزه موسی هستیم و برهان و آیه ای برای توهستیم
13
گر عصا سازیم بیفشانیم برگ
وقت خشم و جنگ ثعبان توییم
اگر عصا بسازیم با آن برگها را بیفشانیم ودر وقت خشم تو و جنگ با دشمنانت اژدهای تو هستیم و به آنان حمله ور خواهیم شد
14
عشق ما را پشت داری می کند
زانک خندان روی بستان توییم
عشق از ما پشتبانی می کند.زیرا شادمان در بستان و بهشت تو هستیم
15
سایه ساز ماست نور سایه سوز
زانک همچون مه به میزان توییم
نور سایه سوز سایه ساز ماست زیراکه مانند ماه در میزان تو هستم
16
هم تو بگشا این دهان را هم تو بند
بند آن توست و انبان توییم
تو این دهان را به سخن باز می کنی و می بندی. امور در دست تو است و دلم انبان و گنج اسرار توست
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
وَمِنْ حَیْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ ۚ وَحَیْثُ مَا کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ لِئَلَّا یَکُونَ لِلنَّاسِ عَلَیْکُمْ حُجَّةٌ إِلَّا الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِی وَلِأُتِمَّ نِعْمَتِی عَلَیْکُمْ وَلَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ
150) آری، از هر جا بیرون آمدی و سفر کردی، روی خود را به سوی کعبه که بخشی از مسجدالحرام است بگردان، و شما مؤمنان نیز هر جا بودید، روی خود را به سوی آن بگردانید. ما قبله را از بیت المقدس به کعبه تغییر دادیم تا مردم ـ چه یهودیان و چه مشرکان ـ هیچ حجّتی بر شما نداشته باشند. لیکن کسانی که بر خود ستم کرده به هواپرستی روی دارند، دست بردار نیستند و همچنان بر ضدّ شما بهانه جویی می کنند، از آنها نترسید و از من بترسید و تا نعمت خود را بر شما کامل کنم و باشد که شما هدایت شوید.
حرمدان
لغت‌نامه دهخدا
حرمدان . [ ح َ رَ ] (اِ مرکب ) دولمیان چرمی . کیسه ای که از پوست دوزند. این کلمه در برهان و غیاث و جز آن «چرمدان » ضبط شده است .

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.