گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

ساقیا ما ز ثریا به زمین افتادیم

گوش خود بر دم شش تای طرب بنهادیم

دل رنجور به طنبور نوایی دارد

دل صدپاره خود را به نوایش دادیم

به خرابات بدستیم از آن رو مستیم

کوی دیگر نشناسیم در این کو زادیم

ساقیا زین همه بگذر بده آن جام شراب

همه را جمله یکی کن که در این افرادیم

همه را غرق کن و بازرهان زین اعداد

مزه‌ای بخش که ما بی‌مزه اعدادیم

دل ما یافت از این باده عجایب بویی

لاجرم از دم این باده لطیف اورادیم

از برون خسته یاریم و درون رسته یار

لاجرم مست و طربناک و قوی بنیادیم

همه مستیم و خرابیم و فنای ره دوست

در خرابات فنا عاقله ایجادیم

هله خاموش بیارام عروسی داریم

هله گردک بنشینیم که ما دامادیم

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

نادر.. در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۰ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۰۷:۲۸ نوشته:

ساقیا زین همه بگذر بده آن جام شراب
همه را جمله یکی کن که در این افرادیم..

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.