گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

عقل گوید که من او را به زبان بفریبم

عشق گوید تو خمش باش به جان بفریبم

جان به دل گوید رو بر من و بر خویش مخند

چیست کو را نبود تاش بدان بفریبم

نیست غمگین و پراندیشه و بی‌هوشی جوی

تا من او را به می و رطل گران بفریبم

ناوک غمزه او را به کمان حاجت نیست

تا خدنگ نظرش را به کمان بفریبم

نیست محبوس جهان بسته این عالم خاک

تا من او را به زر و ملک جهان بفریبم

او فرشته‌ست اگر چه که به صورت بشر است

شهوتی نیست که او را به زنان بفریبم

خانه کاین نقش در او هست فرشته برمد

پس کیش من به چنین نقش و نشان بفریبم

گله اسب نگیرد چو به پر می پرد

خور او نور بود چونش به نان بفریبم

نیست او تاجر و سوداگر بازار جهان

تا به افسونش به هر سود و زیان بفریبم

نیست محجوب که رنجور کنم من خود را

آه آهی کنم او را به فغان بفریبم

سر ببندم بنهم سر که من از دست شدم

رحمتش را به مرض یا خفقان بفریبم

موی در موی ببیند کژی و فعل مرا

چیست پنهان بر او کش به نهان بفریبم

نیست شهرت طلب و خسرو شاعرباره

کش به بیت غزل و شعر روان بفریبم

عزت صورت غیبی خود از آن افزون است

که من او را به جنان یا به جنان بفریبم

شمس تبریز که بگزیده و محبوب وی است

مگر او را به همان قطب زمان بفریبم

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

امین کیخا در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۴۰ نوشته:

شاعرباره را برای بار نخست دیده ام مثل شکم باره یعنی انکه به گرامی داشته شدن با شاعران نیاز مند است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امین کیخا در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۴۱ نوشته:

شهوت به فارسی ورن گفته می شده است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
رضا در ‫۲ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۵۷ نوشته:

ناوک غمزه او را به کمان حاجت نیست
تا خدنگ نظرش را به کمان بفریبم
فقط تو صلابت رو نگاه کن

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.