گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

گر مرا خار زند آن گل خندان بکشم

ور لبش جور کند از بن دندان بکشم

ور بسوزد دل مسکین مرا همچو سپند

پای کوبان شوم و سوز سپندان بکشم

گر سر زلف چو چوگانش مرا دور کند

همچنین سجده کنان تا بن میدان بکشم

لعل در کوه بود گوهر در قلزم تلخ

از پی لعل و گهر این بخورم آن بکشم

این نبوده‌ست و نباشد که من از طنز و گزاف

گهر از ره ببرم لعل بدخشان بکشم

رخم از خون جگر صدره اطلس پوشید

چه شود گر ز خطا خلعت سلطان بکشم

من چو در سایه آن زلف پریشان جمعم

لازمم نیست که من راه پریشان بکشم

همرهانم همه رفتند سوی رهزن دل

بگشایید رهم تا سوی ایشان بکشم

گر کسی قصه کند بارکشی مجنونی

از درون نعره زند دل که دو چندان بکشم

ور به زندان بردم یوسف من بی‌گنهی

همچو یوسف بروم وحشت زندان بکشم

گر دلم سر کشد از درد تو جان سیر شود

جان و دل تا برود بی‌دل و بی‌جان بکشم

شور و شر در دو جهان افتد از عنبر و مشک

چونک من دامن مشکین تو پنهان بکشم

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

امین کیخا در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، پنج شنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۵۶ نوشته:

از بن دندان یعنی از صمیم دل خاقانی در دیوانش به کار برده و نیز اینجا مولانا

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امین کیخا در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، پنج شنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۵۸ نوشته:

قلزم دریای سرخ است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امین کیخا در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، پنج شنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۵۹ نوشته:

با توجه به فارسی بودن قصه نگارش درست ان قسه است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امین کیخا در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۰۱ نوشته:

گویا دعا و نیای حافظ باز گفت شده که خدایا به دوستان رسان بازم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.