گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

مگردان روی خود ای دیده رویم

به من بنگر که تا از تو برویم

سبوی جسمم از چشمه‌ات پرآب است

مکن ای سنگ دل مشکن سبویم

تو جویایی و من جویانتر از تو

که داند تو چه جویی من چه جویم

همین دانم که از بوی گل تو

مثال گل قبا در خون بشویم

منم ضراب و عشقت چون ترازو

از این خاموش گویا چند گویم

زهی مشکل که تو خود سو نداری

و من در جستن تو سو به سویم

تو اندر هیچ کویی درنگنجی

و من اندر پی تو کو به کویم

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

طربستان در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، پنج شنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۰۲ نوشته:

بیت سوم:
غلط:
کی داند تو چه جویی من چه جویم
درست:
که داند تو چه جویی من چه جویم
* بر طبق نسخه ی زرین کوب- انتشارات معاصر
ضمن این که شعر روانتر خوانده می شود.
---
پاسخ: با تشکر، این مورد تصحیح شد. اما جریان نوشته شدن «کی» به جای «که» در جای جای غزلیات شمس مشاهده می‌شود و پیش از آن که یک غلط املایی باشد گویا یک رسم رسم‌الخطی است که در فرصت مناسب باید به طور کامل تغییر یابد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.