گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

ای یوسف مه رویان ای جاه و جمالت خوش

ای خسرو و ای شیرین ای نقش و خیالت خوش

ای چهره تو مه وش آبست و در او آتش

هم آتش تو نادر هم آب زلالت خوش

ای صورت لطف حق نقش تو خوشست الحق

ای نقش تو روحانی وی نور جلالت خوش

ای مستی هوش آخر در مهر بجوش آخر

در وصل بکوش آخر ای صبح وصالت خوش

ای روز ز روی تو شب سایه موی تو

چون ماه برآ امشب ای طالع و فالت خوش

گر لطف و وصال آری ور جور و محال آری

آمیخته‌ای با جان ای جور و محالت خوش

دل گفت مرا روزی سالی گذرد زان مه

جان گفت به گوش دل کای دل مه و سالت خوش

تبریز بگو آخر با غمزه شمس الدین

کای فتنه جادویان ای سحر حلالت خوش

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
منبع اولیه: ویکی‌درج
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.