گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

باز گو کان پاک‌باز شیرمرد

اندر آن مسجد چه بنمودش چه کرد

خفت در مسجد خود او را خواب کو

مرد غرقه گشته چون خسپد بجو

خواب مرغ و ماهیان باشد همی

عاشقان را زیر غرقاب غمی

نیمشب آواز با هولی رسید

کایم آیم بر سرت ای مستفید

پنج کرت این چنین آواز سخت

می‌رسید و دل همی‌شد لخت‌لخت

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.