گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

نص وحی روح قدسی دان یقین

وان قیاس عقل جزوی تحت این

عقل از جان گشت با ادراک و فر

روح او را کی شود زیر نظر

لیک جان در عقل تاثیری کند

زان اثر آن عقل تدبیری کند

نوح‌وار ار صدقی زد در تو روح

کو یم و کشتی و کو طوفان نوح

عقل اثر را روح پندارد ولیک

نور خور از قرص خور دورست نیک

زان به قرصی سالکی خرسند شد

تا ز نورش سوی قرص افکند شد

زانک این نوری که اندر سافل است

نیست دایم روز و شب او آفل است

وانک اندر قرص دارد باش و جا

غرقهٔ آن نور باشد دایما

نه سحابش ره زند خود نه غروب

وا رهید او از فراق سینه کوب

این‌چنین کس اصلش از افلاک بود

یا مبدل گشت گر از خاک بود

زانک خاکی را نباشد تاب آن

که زند بر وی شعاعش جاودان

گر زند بر خاک دایم تاب خور

آنچنان سوزد که ناید زو ثمر

دایم اندر آب کار ماهی است

مار را با او کجا همراهی است

لیک در که مارهای پر فن‌اند

اندرین یم ماهییها می‌کنند

مکرشان گر خلق را شیدا کند

هم ز دریا تاسه‌شان رسوا کند

واندرین یم ماهیان پر فن‌اند

مار را از سحر ماهی می‌کنند

ماهیان قعر دریای جلال

بحرشان آموخته سحر حلال

بس محال از تاب ایشان حال شد

نحس آنجا رفت و نیکوفال شد

تا قیامت گر بگویم زین کلام

صد قیامت بگذرد وین ناتمام

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

مثنوی نسخهٔ قونیه، کاتب محمد بن عبدالله القونوی، پایان کتابت ۶۷۷ ه.ق » تصویر 296

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.