گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

موسی آمد در مناجات آن سحر

کای خدا ایمان ازو مستان مبر

پادشاهی کن برو بخشا که او

سهو کرد و خیره‌رویی و غلو

گفتمش این علم نه درخورد تست

دفع پندارید گفتم را و سست

دست را بر اژدها آنکس زند

که عصا را دستش اژدرها کند

سر غیب آن را سزد آموختن

که ز گفتن لب تواند دوختن

درخور دریا نشد جز مرغ آب

فهم کن والله اعلم بالصواب

او به دریا رفت و مرغ‌آبی نبود

گشت غرقه دست گیرش ای ودود

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

روفیا در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، چهار شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۴، ساعت ۱۲:۰۴ نوشته:

دست را بر اژدها آنکس زند
که عصا را دستش اژدرها کند
او به دریا رفت و مرغابی نبود
گشت غرقه دستگیرش ای ودود

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
هاتف در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، پنج شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۴۸ نوشته:

جلسه 124 شرح موضوعی مثنوی از دکتر سروش دباغ در باب بیت اخر است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.