گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

آنچنانک حق ز گوشت و استخوان

از شهان باب صغیری ساخت هان

اهل دنیا سجدهٔ ایشان کنند

چونک سجدهٔ کبریا را دشمنند

ساخت سرگین‌دانکی محرابشان

نام آن محراب میر و پهلوان

لایق این حضرت پاکی نه‌اید

نیشکر پاکان شما خالی‌نیید

آن سگان را این خسان خاضع شوند

شیر را عارست کو را بگروند

گربه باشد شحنه هر موش‌خو

موش که بود تا ز شیران ترسد او

خوف ایشان از کلاب حق بود

خوفشان کی ز آفتاب حق بود

ربی الاعلاست ورد آن مهان

رب ادنی درخور این ابلهان

موش کی ترسد ز شیران مصاف

بلک آن آهوتگان مشک‌ناف

رو به پیش کاسه‌لیس ای دیگ‌لیس

توش خداوند و ولی نعمت نویس

بس کن ار شرحی بگویم دور دست

خشم گیرد میر و هم داند که هست

حاصل این آمد که بد کن ای کریم

با لئیمان تا نهد گردن لئیم

با لئیم نفس چون احسان کند

چون لئیمان نفس بد کفران کند

زین سبب بد که اهل محنت شاکرند

اهل نعمت طاغیند و ماکرند

هست طاغی بگلر زرین‌قبا

هست شاکر خستهٔ صاحب‌عبا

شکر کی روید ز املاک و نعم

شکر می‌روید ز بلوی و سقم

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

مثنوی نسخهٔ قونیه، کاتب محمد بن عبدالله القونوی، پایان کتابت ۶۷۷ ه.ق » تصویر 282

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.