گفت پیغامبر مر آن بیمار را
چون عیادت کرد یار زار را
که مگر نوعی دعایی کردهای
از جهالت زهربایی خوردهای
یاد آور چه دعا میگفتهای
چون ز مکر نفس میآشفتهای
گفت یادم نیست الا همتی
دار با من یادم آید ساعتی
از حضور نوربخش مصطفی
پیش خاطر آمد او را آن دعا
تافت زان روزن که از دل تا دلست
روشنی که فرق حق و باطلست
گفت اینک یادم آمد ای رسول
آن دعا که گفتهام من بوالفضول
چون گرفتار گنه میآمدم
غرقه دست اندر حشایش میزدم
از تو تهدید و وعیدی میرسید
مجرمان را از عذاب بس شدید
مضطرب میگشتم و چاره نبود
بند محکم بود و قفل ناگشود
نی مقام صبر و نی راه گریز
نی امید توبه نی جای ستیز
من چو هاروت و چو ماروت از حزن
آه میکردم که ای خلاق من
از خطر هاروت و ماروت آشکار
چاه بابل را بکردند اختیار
تا عذاب آخرت اینجا کشند
گربزند و عاقل و ساحروشند
نیک کردند و بجای خویش بود
سهلتر باشد ز آتش رنج دود
حد ندارد وصف رنج آن جهان
سهل باشد رنج دنیا پیش آن
ای خنک آن کو جهادی میکند
بر بدن زجری و دادی میکند
تا ز رنج آن جهانی وا رهد
بر خود این رنج عبادت مینهد
من همیگفتم که یا رب آن عذاب
هم درین عالم بران بر من شتاب
تا در آن عالم فراغت باشدم
در چنین درخواست حلقه میزدم
این چنین رنجوریی پیدام شد
جان من از رنج بی آرام شد
ماندهام از ذکر و از اوراد خود
بیخبر گشتم ز خویش و نیک و بد
گر نمیدیدم کنون من روی تو
ای خجسته وی مبارک بوی تو
میشدم از بند من یکبارگی
کردیم شاهانه این غمخوارگی
گفت هی هی این دعا دیگر مکن
بر مکن تو خویش را از بیخ و بن
تو چه طاقت داری ای مور نژند
که نهد بر تو چنان کوه بلند
گفت توبه کردم ای سلطان که من
از سر جلدی نلافم هیچ فن
این جهان تیه ست و تو موسی و ما
از گنه در تیه مانده مبتلا
قوم موسی راه میپیمودهاند
آخر اندر گام اول بودهاند
سالها ره میرویم و در اخیر
همچنان در منزل اول اسیر
گر دل موسی ز ما راضی بدی
تیه را راه و کران پیدا شدی
ور بکل بیزار بودی او ز ما
کی رسیدی خوانمان هیچ از سما
کی ز سنگی چشمهها جوشان شدی
در بیابانمان امان جان شدی
بل به جای خوان خود آتش آمدی
اندرین منزل لهب بر ما زدی
چون دو دل شد موسی اندر کار ما
گاه خصم ماست و گاهی یار ما
خشمش آتش میزند در رخت ما
حلم او رد میکند تیر بلا
کی بود که حلم گردد خشم نیز
نیست این نادر ز لطفت ای عزیز
مدح حاضر وحشتست از بهر این
نام موسی میبرم قاصد چنین
ورنه موسی کی روا دارد که من
پیش تو یاد آورم از هیچ تن
عهد ما بشکست صد بار و هزار
عهد تو چون کوه ثابت بر قرار
عهد ما کاه و به هر بادی زبون
عهد تو کوه و ز صد کُه هم فزون
حق آن قوت که بر تلوین ما
رحمتی کن ای امیر لونها
خویش را دیدیم و رسوایی خویش
امتحان ما مکن ای شاه بیش
تا فضیحتهای دیگر را نهان
کرده باشی ای کریم مستعان
بیحدی تو در جمال و در کمال
در کژی ما بیحدیم و در ضلال
بی حدی خویش بگمار ای کریم
بر کژی بی حد مشتی لئیم
هین که از تقطیع ما یک تار ماند
مصر بودیم و یکی دیوار ماند
البقیه البقیه ای خدیو
تا نگردد شاد کلی جان دیو
بهر ما نی بهر آن لطف نخست
که تو کردی گمرهان را باز جست
چون نمودی قدرتت بنمای رحم
ای نهاده رحمها در لحم و شحم
این دعا گر خشم افزاید تو را
تو دعا تعلیم فرما مهترا
آنچنان کآدم بیفتاد از بهشت
رجعتش دادی که رست از دیو زشت
دیو کی بود کو ز آدم بگذرد
بر چنین نطعی ازو بازی بَرد
در حقیقت نفع آدم شد همه
لعنت حاسد شده آن دمدمه
بازیی دید و دو صد بازی ندید
پس ستون خانهٔ خود را برید
آتشی زد شب بکشت دیگران
باد آتش را بکشت او بران
چشمبندی بود لعنت دیو را
تا زیان خصم دید آن ریو را
خود زیان جان او شد ریو او
گویی آدم بود دیو دیو او
لعنت این باشد که کژبینش کند
حاسد و خودبین و پر کینش کند
تا نداند که هر آنک کرد بد
عاقبت باز آید و بر وی زند
جمله فرزینبندها بیند بعکس
مات بر وی گردد و نقصان و وکس
زانک گر او هیچ بیند خویش را
مهلک و ناسور بیند ریش را
درد خیزد زین چنین دیدن درون
درد او را از حجاب آرد برون
تا نگیرد مادران را درد زه
طفل در زادن نیابد هیچ ره
این امانت در دل و دل حاملهست
این نصیحتها مثال قابلهست
قابله گوید که زن را درد نیست
درد باید درد کودک را رهیست
آنک او بیدرد باشد رهزنست
زانک بیدردی انا الحق گفتنست
آن انا بی وقت گفتن لعنتست
آن انا در وقت گفتن رحمتست
آن انا منصور رحمت شد یقین
آن انا فرعون لعنت شد ببین
لاجرم هر مرغ بیهنگام را
سر بریدن واجبست اعلام را
سر بریدن چیست کشتن نفس را
در جهاد و ترک گفتن تفس را
آنچنانک نیش کزدم بر کنی
تا که یابد او ز کشتن ایمنی
بر کنی دندان پر زهری ز مار
تا رهد مار از بلای سنگسار
هیچ نکشد نفس را جز ظل پیر
دامن آن نفسکش را سخت گیر
چون بگیری سخت آن توفیق هوست
در تو هر قوت که آید جذب اوست
ما رمیت اذ رمیت راست دان
هر چه کارد جان بود از جان جان
دست گیرنده ویست و بردبار
دم بدم آن دم ازو اومید دار
نیست غم گر دیر بی او ماندهای
دیرگیر و سختگیرش خواندهای
دیر گیرد سخت گیرد رحمتش
یک دمت غایب ندارد حضرتش
ور تو خواهی شرح این وصل و ولا
از سر اندیشه میخوان والضحی
ور تو گویی هم بدیها از ویست
لیک آن نقصان فضل او کیست
آن بدی دادن کمال اوست هم
من مثالی گویمت ای محتشم
کرد نقاشی دو گونه نقشها
نقشهای صاف و نقشی بی صفا
نقش یوسف کرد و حور خوشسرشت
نقش عفریتان و ابلیسان زشت
هر دو گونه نقش استادی اوست
زشتی او نیست آن رادی اوست
زشت را در غایت زشتی کند
جمله زشتیها به گردش بر تند
تا کمال دانشش پیدا شود
منکر استادیش رسوا شود
ور نداند زشت کردن ناقص است
زین سبب خلاق گبر و مخلص است
پس ازین رو کفر و ایمان شاهدند
بر خداوندیش و هر دو ساجدند
لیک مؤمن دان که طوعا ساجدست
زانک جویای رضا و قاصدست
هست کرها گبر هم یزدانپرست
لیک قصد او مرادی دیگرست
قلعهٔ سلطان عمارت میکند
لیک دعوی امارت میکند
گشته یاغی تا که ملک او بود
عاقبت خود قلعه سلطانی شود
مؤمن آن قلعه برای پادشاه
میکند معمور نه از بهر جاه
زشت گوید ای شه زشتآفرین
قادری بر خوب و بر زشت مهین
خوب گوید ای شه حسن و بها
پاک گردانیدیم از عیبها



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی عیادت پیامبر از یک بیمار و نصیحتهای او به وی است. بیمار از اشتباهات گذشتهاش و دعاهایی که به خاطر ترس از عذاب الهی کرده، سخن میگوید. او احساس میکند که در بند گناهانش گرفتار شده و از عذاب و عواقب کارهایش نگران است. پیامبر به او یادآوری میکند که در این دعاهای ناچیز خود را تحت فشار نگذارد و به جای آن، روی رحمت و بخشش الهی تمرکز کند. بیماری و رنجهای دنیا در برابر عذاب آخرت ناچیزند و باید بر عبادت و جهاد در برابر نفس تمرکز نماید تا از رنجهای آن جهان رهایی یابد. در نهایت، بیمار متوجه میشود که باید به امید رحمت الهی و اصلاح خود بپردازد و از غفلت دوری کند.
هوش مصنوعی: پیامبر در هنگام عیادت از آن بیمار زار، پیامی برای او فرستاد.
هوش مصنوعی: شاید تو نوعی دعا کردهای، اما از روی نادانی به زهر هلاکت دچار شدهای.
هوش مصنوعی: به یاد بیاور که در گذشته چه دعایی میکردی، زیرا که اکنون به خاطر فریب نفس خود پریشان حالت هستی.
هوش مصنوعی: شخصی میگوید که فراموش کردهام چه دعایی میخواندم، فقط در قلبم اراده و تلاشی هست که مرا به یاد میآورد، و گاهی به یاد آن دعا میافتم.
هوش مصنوعی: نوری که از وجود پیامبر اسلام، مصطفی، ساطع میشود، به یاد او میآورد که در آن لحظه دعا و کمک از او خواسته است.
هوش مصنوعی: نور و روشنایی که از آن روزنه به دلها میتابد، نشانهای است از تمایز بین حق و باطل. این نور به ما کمک میکند تا حقیقت را از نادرستی بشناسیم.
هوش مصنوعی: دارم به یاد میآورم ای رسول خدا، دعایی را که من به زبان آوردهام و بسیاری از آن سخنها را بیهوده و گستاخانه گفتهام.
هوش مصنوعی: زمانی که به خاطر گناهانم گرفتار میشدم، به طور ناچار به گندمها و مزارع میزدم (یعنی به امور دنیا مشغول میشدم) و محاصره میشدم.
هوش مصنوعی: از تو (خدا) تهدید و وعدهای به مجرمان میرسید که عذاب بسیار سختی در انتظار آنهاست.
هوش مصنوعی: در حالت اضطراب و پریشانی بودم و راه حلی پیدا نمیکردم؛ چرا که با گرفتار شدن در مشکلات، کارم به جایی رسیده بود که نتوانستم قفل این مشکلات را باز کنم.
هوش مصنوعی: نه جای صبر است و نه امکان فرار، نه امیدی به توبه وجود دارد و نه فضایی برای نزاع و درگیری.
هوش مصنوعی: من مانند هاروت و ماروت (دو فرشته که در داستانهای دینی به آزمایش و امتحان انسانها پرداختهاند) از شدت غم و اندوه آه میکشیدم و از خدا میخواستم که مرا خلق کرده است.
هوش مصنوعی: اشاره به داستان هاروت و ماروت در قرآن است که به عنوان دو فرشتهای که در بابل به سحر و جادو آموزش میدادند، شناخته میشوند. در این بیت، بیان میشود که خطر هاروت و ماروت (کسانی که در کار سحر و جادو هستند) موجب شده است که مردم از چاه بابل (جایی که سحر و جادو در آنجا انجام میشد) دوری کنند و از آن خطرات آگاه شوند.
هوش مصنوعی: اگر انسانهای خردمند و باعقل (عاقل) در دنیا به گناه بپردازند و از دست شیطان (ساحر) غافل شوند، عذاب و مجازات آخرت را در این دنیا متحمل خواهند شد.
هوش مصنوعی: انسانهایی که کارهای خوبی انجام داده و در جایگاه مناسب خود قرار دارند، به مراتب راحتتر از افرادی که در آتش عذاب قرار میگیرند، از رنج و سختیها فاصله خواهند داشت.
هوش مصنوعی: توصیف درد و رنج در جهان آخرت حد و مرزی ندارد و در مقایسه با آن، رنجهای دنیوی بسیار کمخطرتر و آسانتر به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که با تلاش و مجاهدت، بر تنش سختیها را تحمل میکند و در عوض، برای دیگران نعمت و خیر را به ارمغان میآورد.
هوش مصنوعی: انسان برای اینکه از رنج دنیا رهایی یابد، بر خود رنج عبادت را تحمل میکند.
هوش مصنوعی: من در اینجا میگویم، ای پروردگار، که عذاب آخرت را زودتر از این دنیا بر من نازل کن.
هوش مصنوعی: این بیت بیان میکند که شخص گوینده، به خاطر طلب آرامش و راحتی در عالم دیگر، در این دنیا به طور مداوم دعا و درخواست میکند. او در تلاش است تا با استغفار و دعا، به فراغت و آسودگی در زندگی بعدی دست یابد.
هوش مصنوعی: من به این حال رنجور دچار شدم و روح من به خاطر رنج و درد آرامش ندارد.
هوش مصنوعی: در حال حاضر از یادآوری نام خدا و عبادت خود غافل ماندهام و به حالتی پریشان و بیخبر از خودم درآمدهام، نه از خوبیهای خود باخبرم و نه از بدیهایم.
هوش مصنوعی: اگر الان چهرهٔ تو را نمیدیدم، ای خوشبخت و دارای بوی خوش، چه حالی داشتم؟
هوش مصنوعی: از شدت محبت و عشق، یکباره از تمام بندها و قید و شرطها آزاد میشوم و به گونهای شایسته و سلطنتی، این دلسوزی و محبت را میپذیرم.
هوش مصنوعی: گفت: دیگر چنین دعایی نکن. خودت را از پایه و بنیاد، از این وضع و حالت زشت خارج نکن.
هوش مصنوعی: ای مور زبون و ضعیف، تو چه قدرتی داری که در برابر کوهی بزرگ بایستی و تحمل کنی؟
هوش مصنوعی: بیمار میگوید که ای سلطان، من توبه کردهام و از روی نادانی و بیخود بودن، هیچ کاری نمیکنم که با مهارت یا هنر همراه باشد.
هوش مصنوعی: این جهان بیراههای است و تو مانند موسی هستی، اما ما به گناهانمان در این بیراهه گرفتار شدهایم.
هوش مصنوعی: قوم موسی (که اشاره به پیروان او دارد) در حالی که در حال حرکت و جستجوی هدف هستند، در واقع هنوز در ابتدای مسیر قرار دارند و هیچ پیشرفت واقعی نکردهاند.
هوش مصنوعی: سالها در راه میرویم، اما در پایان همچنان در همان جایگاه اولیه و در بند هستیم.
هوش مصنوعی: اگر دل موسی، پیامبر خدا، از ما راضی بودی، مسیر و مقصد نجات برای تو پیدا میشد.
هوش مصنوعی: اگر او از ما بهکلی بیزار بود، چگونه به خوان ما (دعوت ما) رسید؟ او هیچ نشانهای از عشق و رغبت به ما نداشت.
هوش مصنوعی: چگونه میتوانستی مثل چشمههای جوشان از سنگی در بیابان خارج شوی و در زندگی ما عزیز و نجاتدهنده باشی؟
هوش مصنوعی: تو به جای غذا و خوراک، آتش و بلا را به خانۀ ما آوردی و بر ما مصیبتها را تحمیل کردی.
هوش مصنوعی: موسی، در کار ما گاهی به دو دلی میافتد؛ گاهی دشمن ماست و گاهی همراه و یار ما.
هوش مصنوعی: خشم موسی، مانند آتش به ما آسیب میزند، اما خوی حلم و دوراندیشی او، بلا و آسیب را از ما دور میکند.
هوش مصنوعی: جز تو کیست که خشم را با حلم (خویشتنداری) تبدیل کند؟ چنین ویژگیای بسیار نادر است و تنها از لطف تو برمیآید، ای عزیز.
هوش مصنوعی: مدح و ستایش من در اینجا به خاطر ترس و وحشتی است که از نام موسی وجود دارد، بنابراین من پیامآوری چنین (موسی) را مورد تمجید قرار میدهم.
هوش مصنوعی: اگر موسی، پیامبر بزرگ خدا، هم حاضر باشد، چگونه ممکن است من در برابر تو به یاد هیچ انسانی بیفتم؟
هوش مصنوعی: ما بارها و بارها پیمان خود را شکستیم، اما پیمان تو همچنان چون کوه استوار و پابرجا باقی مانده است.
هوش مصنوعی: عهد ما به خاطر ضعف و ناتوانیمان به راحتی شکسته میشود، اما عهد تو چون کوه محکم و استوار است و حتی از صد کوه هم محکمتر و بیشتر معتبر است.
هوش مصنوعی: خداوند، ای امیر، آن قدرت و توانایی را دارد که بر تنوع و تغییرات حالتی ما رحمت کند و به ما بخشش نماید.
هوش مصنوعی: ما خود را با رسواییهایمان دیدیم و قبول داریم که در این آزمون، تو، ای شاه بزرگ، ما را آزمایش نکن.
هوش مصنوعی: ای کریم مستعان (یا یاریکننده)، ما را وادار نکن که فضیحتها و عیوب دیگر خود را پنهان کنیم.
هوش مصنوعی: شما در زیبایی و کمال، بیپایان و نامتناهی هستید، اما ما در نواقص و گمراهی، حد و مرزی نداریم.
هوش مصنوعی: ای خداوند بزرگ، لطف و کرم بیپایانی که داری را بر ما نازل کن تا بر نادرستی و انحراف ما که بسیار است، تسلط پیدا کنی.
هوش مصنوعی: هشدار که اگر ما را به دو قسمت تقسیم کنند، چیزی از ما نمیماند و به مانند دیواری تنها یک تار از آن باقی خواهد ماند، یعنی ما به شدت وابسته به یکدیگر هستیم و با جدایی آسیب میبینیم.
هوش مصنوعی: ای خدیو، بقیهٔ ما بماند تا اینکه سایر روحها (چون دیو) شاد نشوند.
هوش مصنوعی: بخاطر ما و نه بخاطر آن لطف ابتدایی که تو به بندگان گمراه کردی و آنها را نجات دادی.
هوش مصنوعی: چون قدرت خود را نشان دادی، رحم و محبتت را هم آشکار کن، ای کسی که رحمها را در گوشت و چربی نهادهای.
هوش مصنوعی: اگر این دعا بر شدت خشم تو بیفزاید، ای استاد، به من یاد بده که چگونه دعا کنم.
هوش مصنوعی: آدم به قدری از بهشت رانده شد که تو (خدا) او را به حالت اولیهاش برگرداندی و او را از چنگال دیو زشت نجات دادی.
هوش مصنوعی: دیو کیست که با این صداقت و روشنی سخن گفتن آدم را تحمل کند و از او بگذرد و بر این حال او را بفریبد؟
هوش مصنوعی: در واقع، نفع آدم به وجود آمد، و تمام بدبختیها و نفرین حاسدی است که در این وضعیت ایجاد شده است.
هوش مصنوعی: در این بیت به اوضاع ناخوشایند افرادی اشاره دارد که به خاطر دیدن عیبها و بازیهای دیگران، خانه و امنیت خود را به خطر میاندازند. به این معنا که تنها به یک نقیصه توجه میکنند و از آسیب دیدن خود غافلند.
هوش مصنوعی: در این بیت، اشاره به فردی است که به خاطر آتش شومی که به پا کرده، دیگران را به هلاکت میرساند و خود نیز در اثر همان آتش نابود میشود. به نوعی، نتیجهٔ بدی که به بار میآورد، زندگی خودش را نیز از بین میبرد.
هوش مصنوعی: دیو یا موجود شیطانی، باعث به وجود آمدن فریب و نیرنگ شده است و به همین دلیل، چشمبند یا حجاب او را لعنت کردهاند. وقتی به ضرر دشمنی مینگرد، این چشمبند دیو مانند مانع دید او عمل کرده است.
هوش مصنوعی: زیان جان او موجب رنج و ضرر خودش شده است، گویی آن شخص که شبیه آدم است در واقع دیو، یعنی موجودی شرور است.
هوش مصنوعی: لعنت این است که فردی بدبین، حسود و کینهتوز او را نابجا و به ناحق مورد تهمت قرار دهد و به خودپسندی دچار شود.
هوش مصنوعی: هر کسی که کار بدی انجام دهد، در نهایت عاقبت کارش بر او برمیگردد و تأثیر آن را خواهد دید.
هوش مصنوعی: فرزینبندها (پیمانهای قوی) برای او بیارزش و بیفایده میشوند، چون همه چیز بر او ظاهر میشود و او به نقصان و کاستی خود پی میبرد.
هوش مصنوعی: چون انسان خود را به صورت خراب و آسیبدیده ببیند، در حقیقت خود را در خطر و تباهی میبیند.
هوش مصنوعی: دیدن خود و باطن را در حالت زجر و درد، باعث میشود که درد او آشکار شود و حجابهایی که بر سر راه اوست، کنار برود.
هوش مصنوعی: تا زمانی که مادران در هنگام زایمان درد نمیکشند، هیچ راهی برای به دنیا آوردن فرزند ندارند.
هوش مصنوعی: این جمله به این معنی است که این امانت (نظیر دانایی یا نصیحت) در دل موجود است و دل همانند یک مادر در حال بارداری است. نصیحتها به مثابه قابلهای هستند که برای تولد و ظهور این دانایی در دل کمک میکنند.
هوش مصنوعی: قابله میگوید که اگر زن درد ندارد، باید بداند که این نشانهای نگرانکننده است؛ زیرا در چنین حالتی، درد، نشانهای برای تولد نوزاد است و اگر دردی وجود ندارد، به معنای فقدان زندگی در رحم است.
هوش مصنوعی: کسی که بیدرد و رنج است، در واقع به دام افتاده و گمراه شده است، زیرا بیدردی و ادعای حقیقتگویی، نشانه فقدان درک و آگاهی است.
هوش مصنوعی: گفتن «انا الحق» (من حقیقت هستم) در زمان نامناسب مجازات و لعنت است، ولی در زمان مناسب و درست، رحمت و نعمت به شمار میآید.
هوش مصنوعی: این بیت به تضاد میان رحمت و لعنت اشاره دارد. "انا" که به معنای "من" است، در موقعیتهای مختلف میتواند سرنوشت متفاوتی داشته باشد؛ در اینجا "انا منصور" به عنوان نشانهای از رحمت و پیروزی، و "انا فرعون" به عنوان نشانهای از لعنت و نفرین یاد شده است.
هوش مصنوعی: بهطور قطع، هر پرندهای که بهموقع نخواند، باید سرش بریده شود؛ این اشاره به ضرورت یادآوری و آگاهی دادن به افراد در زمان مناسب دارد.
هوش مصنوعی: سر بریدن در اینجا به معنای کشتن نفس است، یعنی تحت کنترل درآوردن خواستهها و میلهای نفسانی خود در مسیر جهاد (مبارزه با نفس) و دوری از تفس (تفسیر یا توضیحات بیمحتوا و غیراصولی).
هوش مصنوعی: اگر نیش زهرآلودی را در بدن خود قطع کنی، اینگونه است که جان تو در امان میماند و از مرگ نجات مییابی.
هوش مصنوعی: اگر دندان محصولات زهرآلود مار را از او بکشیم، مار به خطر سنگسار (عذاب و مجازات) نخواهد افتاد.
هوش مصنوعی: تنها سایهٔ پروردگار و وجود پیر و سالخورده میتواند جان را حفظ کند و از آسیبها دور نگهدارد، پس باید با جدیت از این نفس نگهداری کرد.
هوش مصنوعی: هرگاه توفیق و موفقیتی را به سختی به دست بیاوری، بدان که نیرویی که در تو وجود دارد، به سمت آن توفیق جذب میشود و از حالت عادی و طبیعی خود فراتر میرود.
هوش مصنوعی: هر وقت تو چیزی را میزنی، در واقع خودت به آن نشانه نمیزنی، بلکه جانی که در توست و به تو زندگی میدهد، آن کار را میکند. در حقیقت، همهی کارهایی که انجام میدهی از وجود جان تو سرچشمه میگیرد.
هوش مصنوعی: دستگیرنده یعنی کسی که به کمک میآید و بردبار به معنای صبور است. بنابراین، این بیت میگوید که صبر و امید از خداوند را همیشه در دل داشته باش، زیرا هر لحظه ممکن است او به کمک تو بیاید.
هوش مصنوعی: اگر خیلی وقت هم بدون او ماندهای، نگران نباش، چون او را دیر و سختگیر میخوانند.
هوش مصنوعی: رحمت خداوند اگرچه دیر و با سختی به انسان میرسد، اما در هیچ زمانی از انسان غایب نیست و همیشه در دسترس است.
هوش مصنوعی: اگر تو بخواهی در مورد این پیوستگی و دوستی الهی توضیح دهی، باید از سر تفکر و اندیشه، به آثار خداوند و نور او نظر کنی، نه از روی ظواهر یا احساسات شخصی.
هوش مصنوعی: اگر تو بگویی که بدیها از او(خدا) ناشی میشود، اما کمال و فضیلت او چه کسی است؟
هوش مصنوعی: بدیهایی که به نظر میرسد، در واقع نشانهٔ کمال و بینقصی اوست. برای اینکه بهتر بفهمی، مثالی برایت میزنم، ای بزرگوار.
هوش مصنوعی: نقاشی دو نوع تصویر کشیده است: یکی تصاویر زیبا و صاف که خوب و دلنشین هستند و دیگری تصاویری بیصفا و زشت که ناخوشایند و ناپسند به نظر میرسند.
هوش مصنوعی: نقش زیبای یوسف و حورهای خوشخلق را کشید و همچنین نقش زشت دیوان و ابلیسها را هم به تصویر کشید.
هوش مصنوعی: هر دو نوع نقشی که میبینیم، از استاد بودن او ناشی میشود. بنابراین زشتیهایی که در دنیا وجود دارد، از خود او نیست، بلکه از رأی و حکمت اوست.
هوش مصنوعی: زشت را به نهایت زشتی میرساند، و تمام زشتیها را به دور خود میچرخاند.
هوش مصنوعی: هنگامی که دانش فرد کامل شود، انکار او از استاد و معلمش آشکار و رسوا خواهد شد.
هوش مصنوعی: اگر کسی نداند که زشت کردن دیگران کار ناپسندی است، در نتیجه این عدم آگاهی منجر به این میشود که صفاتی مانند کفر و گوسفندگی در او به وجود آید.
هوش مصنوعی: کفر و ایمان هر دو نشانهای از وجود خداوند هستند و در نهایت هر دو در برابر خداوند خضوع و سجده میکنند.
هوش مصنوعی: ولی مؤمن بداند که در حال سجده با اختیار خودش است، زیرا او دنبال رضایت خداوند است و هدفش از سجده، جلب محبت و خشنودی اوست.
هوش مصنوعی: اگرچه کرها (یعنی غیرمسلمانان) مثل زرتشتیان به یزدان (خدا) معتقدند، اما هدف و نیت آنها در پرستش خدا چیز دیگری است و پیروی واقعی از دین نیست.
هوش مصنوعی: سلطان که ساختمان قصر خود را میسازد، در عین حال فقط ادعای سلطنت دارد و ممکن است کارهای او واقعی نباشد.
هوش مصنوعی: شخصی که بر ضد سلطنت (یا پادشاهی) قیام کرده و یاغی شده، در نهایت به موضع و سرزمین سلطنت خود دست مییابد.
هوش مصنوعی: مؤمن آن قلعهای را که برای پادشاه است، آباد میکند، اما این کار را نه به خاطر مقام و جایگاه خود، بلکه به خاطر تقوای الهی و هدفهای معنوی انجام میدهد.
هوش مصنوعی: ای پادشاه، کسی که زشت میگوید، به نوعی ناپاکی اشاره میکند و در حقیقت، او فقط بر زیبایی و زشتی تسلط دارد و به آنها نگاه میکند.
هوش مصنوعی: ای پادشاه، خوبان زیبایی و ارزش را ستایش میکنند و ما شما را از عیبها پاک گردانیدیم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.