گنجور

بخش ۵۵ - جواب خرگوش نخچیران را

 
مولوی
مولوی » مثنوی معنوی » دفتر اول
 

گفت ای یاران حقم الهام داد

مر ضعیفی را قوی رایی فتاد

آنچ حق آموخت مر زنبور را

آن نباشد شیر را و گور را

خانه‌ها سازد پر از حلوای تر

حق برو آن علم را بگشاد در

آنچ حق آموخت کرم پیله را

هیچ پیلی داند آن گون حیله را

آدم خاکی ز حق آموخت علم

تا به هفتم آسمان افروخت علم

نام و ناموس ملک را در شکست

کوری آنکس که در حق درشکست

زاهد ششصد هزاران ساله را

پوزبندی ساخت آن گوساله را

تا نتاند شیر علم دین کشید

تا نگردد گرد آن قصر مشید

علمهای اهل حس شد پوزبند

تا نگیرد شیر از آن علم بلند

قطرهٔ دل را یکی گوهر فتاد

کان به دریاها و گردونها نداد

چند صورت آخر ای صورت‌پرست

جان بی‌معنیت از صورت نرست

گر بصورت آدمی انسان بدی

احمد و بوجهل خود یکسان بدی

نقش بر دیوار مثل آدمست

بنگر از صورت چه چیز او کمست

جان کمست آن صورت با تاب را

رو بجو آن گوهر کم‌یاب را

شد سر شیران عالم جمله پست

چون سگ اصحاب را دادند دست

چه زیانستش از آن نقش نفور

چونک جانش غرق شد در بحر نور

وصف و صورت نیست اندر خامه‌ها

عالم و عادل بود در نامه‌ها

عالم و عادل همه معنیست بس

کش نیابی در مکان و پیش و پس

می‌زند بر تن ز سوی لامکان

می‌نگنجد در فلک خورشید جان

 


🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

fatemah faryabi نوشته:

۲/agarcheh Dari zabaan-e maadari-ye man neest, ke man Turkman astam az Faryab (Afghanistan), lekin fikr mi kunam k misra-ye 1 az bait-e 8 “nataanad” ba jaa-ye “nadaanad” navishtah shudah ast. ba sepaas-e farawaan.

پاسخ: با تشکر، با مثنوی معنوی چاپ انتشارات زوار مقابله شد، «نتاند» ثبت شده که به معنای «نمی‌تواند» است. تغییری اعمال نشد.

👆☹

روفیا نوشته:

چند صورت آخر ای صورت‌پَرَست!

جانِ بی‌معنیت از صورت نَرَست؟

👆☹

نبی آریا نوشته:

این بیت به این شکل نوشته شود صحیح تر است:

نام و ناموس ملک را درشکست
کوری آن کس که در حق در شکست

“درشکست” مصراع نخست به معنی “خرد کرد” است.

“در شکست” مصراع دوم به این معنی است: “در تردید است”.

👆☹

مجید نوشته:

چرا دیگر تفسیر و شرح ابیات گذاشته نمی شود؟ دوست عزیزی فرهاد نام ا اینجای داستان را خوب می نوشتند. چرا ادامه نمیدهند؟

👆☹

حسام الدین شمس نوشته:

فرهاد عزیز تفاسیر ابیاتی که می گذاشتی زیبا بود، باز هم برایمان بنویس.

👆☹

مجتبی نوشته:

با سلام
اولیای تفسیر نویس چرا ما رو تنها گذاشتن، جناب فرهاد لطفا ادامه بدین، دعا گوی شما هستیم.

👆☹

بی نام نوشته:

شرح و تفسیر بیت ۱۰۰۸
گفت : ای یاران ، حقم الهام داد / مر ضعیفی را قوی رایی فتاد
خرگوش به نخچیران پاسخ داد : ای دوستان ! حق تعالی به من الهام کرده است از این رو موجودی ضعبف ، رای و تدبیری نیرومند یافته است . [ الهام در لغت به معنی اِعلام است و در اصطلاح شرعی ، القاء معنایی است در قلب از طریق فیض . یعنی بدون سعی و اکتساب و اندیشه . بلکه الهام واردی است غیبی . ابن عربی گوید : خاصیت الهام چنین است که عارض می شود و زائل می گردد گاه بر صواب است و گاه بر خطا . ]

شرح و تفسیر بیت ۱۰۰۹
آنچه حق آموخت مر زنبور را / آن نباشد شیر را و گور را
برای مثال چیزی را که خدا به زنبور عسل از طریق الهام آموخته به شیر و گورخر نیاموخته است . [ مصراع اول بیت اشارت دارد به آیه ۶۸-۶۹ سوره نحل « و خداوند به زنبور عسل وحی کرد که از کوهها و درختان و سقف های رفیع ، منزل گیرید و سپس از میوه های شیرین تغذیه کنید و راه پروردگارتان را به اطاعت پویید . آنگاه از درون آنها شربتی شیرین و رنگارنگ (عسل) بیرون آید که مایه شفای مردمان است . در این کار نیز آیت قدرت خدا برای اندیشمندان هویداست » مولانا برای تبین استدلال خرگوش مبنی بر اینکه قدرت حقیقی نه از جثه زفت و ستبر که از هوشمندی و زیرکساری برآید . به همین جهت زنبور عسل را مثل آورده . این حشره خردک اندام نیز به اقتضای ثقدرت و مشیت الهی ، انگبین گوارا و حیات بخش پدید می آورد . ]

شرح و تفسیر بیت ۱۰۱۰
خانه ها سازد پر از حلوای تر / حق ، بر او آن علم را بگشاد در
زنبور عسل خانه های کندو را پر از عسل (حلوای تر) می کند زیرا حق تعالی دری از این علم را به روی او گشوده است .

شرح و تفسیر بیت ۱۰۱۱
آنچه حق آموخت کرم پیله را / هیچ پیلی داند آن گون حیله را ؟
مثال دیگر ، آن چیزی که خداوند به کرم ابریشم آموخته است آیا فیل با آن جثه عظیم می تواند آن فن و هنر را بداند .

شرح و تفسیر بیت ۱۰۱۲
آدم خاکی ز حق آموخت علم / تا به هفتم آسمان ، افروخت علم
این انسانی که از خاک آفریده شده علم را از حق تعالی آموخت تا این که توانست آسمان هفتم را با نور خود روشن کند یعنی به اسرار بالا پی ببرد . پس علم و معرفت سبب برتری انسان می شود .

شرح و تفسیر بیت ۱۰۱۳
نام و ناموس ملک را در شکست / کوری آن کس که در حق در شک است
به کوری چشم کسی که نسبت به حق در شک و تردید است . آدم ، نام و آوازه فرشتگان را در هم شکست .

شرح و تفسیر بیت ۱۰۱۴
زاهد چندین هزاران ساله را / پوزبندی ساخت آن گوساله را
خداوند بر دهان زاهدی که چند هزار سال خدا را عبادت کرد پوزبندی زد تا آن گوساله (ابلیس) از اسرار و علم دین چیزی در نیابد . [ منظور از زاهد چندین هزاران ساله ، ابلیس است که قبل از آنکه به راه عصیان رود . هزاران سال خدا را عبادت کرده بود . مولانا ابلیس را به گوساله تشبیه کرده و شاید مراد از پوزبند ، تکبر ابلیس یا قیاسات عقلی سست او بوده است . چنانکه گفت : من از آدم برترم . چرا که اصل من از آتش است و اصل آدم از خاک . از اینرو کبر ورزید و فرمان حق را در سجده آوردن بر آدم اطاعت نکرد . ]

شرح و تفسیر بیت ۱۰۱۵
تا نداند شیر علم دین کشید / تا نگردد گرد آن قصر مشید
تا ابلیس بر اثر تکبر و قیاسات عقلی سست نداند که چه سان شیر علم دین را بمکد یعنی به فهم و دریافت حقایق و اسرار دین دست نیازد و اطراف آن کاخ استوار (علم دین) نگردد . [ قصر مشید در لغت به معنی کاخ بلند و استوار است اما در اینجا مراد علم و معرفت باطنی و یا حریم قرب الهی است . ]

شرح و تفسیر بیت ۱۰۱۶
علم های اهل حس ، شد پوزبند / تا نگیرد شیر ، زان علم بلند
دانش اهل حس ، یعنی آنان که حواس خود را به علوم ظاهری مشغول داشته اند و می خواهند از راه مجادله و مناقشه به اسرار ربانی واقف گردند آن علوم بر دهان روح آنان به منزله پوزبندی است که نمی گذارد از شیر حکمت و معرفت بنوشند .

شرح و تفسیر بیت ۱۰۱۷
قطره دل را یکی گوهر فتاد / کان به دریاها و گردون ها نداد
بر دل ما که قطره ای بیش نیست گوهری فرو چکیده که آنرا خداوند به دریاها و افلاک نیز نداده است . [ تشبیه دل به قطره به مناسبت خردی دل است و گوهر در کنایت از معرفت و یا عشق است . به عقیده عامه مروارید از باران در درون صدف متولد می گردد . دلیل است بر اینکه کلانی و ضخامت جثه مناط امتیاز و فضیلت نیست . چنانکه دل با همه خردی و کوچکی به معرفت و عشق اختصاص یافت و گردونها و دریاها با همه عظمت و پهناوری از این لطیفه بی نصیب ماندند . ( شرح مثنوی شریف ، ج ۲ ، ص ۳۹۱ و ۳۹۲ ) . این بیت ناظر است به آیه ۷۲ سورۀ احزاب « ما امانت خود را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه داشتیم ولی از برداشتن این بار سنگین تن زدند و بیم بنمودند . در حالی که انسان این بار امانت را بر دوش کشید که او بسی ستمکار و نادان است » ،

شرح و تفسیر بیت ۱۰۱۸
چند صورت ، آخر ای صورت پرست / جان بی معنی ات ، از صورت نرست ؟
ای ظاهرپرست آخر تا کی می خواهی به صورتهای ظاهری توجه داشته باشی ؟ آیا هنوز جان فاقد معنای تو از صورت پرستی رها نشده است ؟

شرح و تفسیر بیت ۱۰۱۹
گر به صورت آدمی انسان بدی / احمد و بوجهل ، خود یکسان بدی
اگر انسانیت به صورت و شکل باشد لازم می آمد که حضرت محمد (ص) و ابو حهل هم برابر و یکسان باشد .

شرح و تفسیر بیت ۱۰۲۰
نقش بر دیوار مثل آدم است / بنگر از صورت چه چیز او کم است ؟
برای مثال نقشی که بر روی دیوار است مانند آدم است . اکنون نگاه کن که این نقش بر دیوار چه چیزی از انسان حقیقی کم دارد ؟

شرح و تفسیر بیت ۱۰۲۱
جان کم است آن صورت باتاب را / رو ، بجو آن گوهر کم یاب را
در جواب بیت قبل : جان در این نقش خوشرنگ و جلوه دار وجود ندارد حال برو و آن گوهر کمیاب را پیدا کن .

شرح و تفسیر بیت ۱۰۲۲
شد سر شیران عالم جمله پست / چون سگ اصحاب را دادند دست
وقتی که از طرف خداوند به سگ اصحاب کهف چنین اذن و پیروزی (دست) داده شد که همراه اصحاب کهف باشد . همه شیران جهان در برابر چنین مقامی که به آن سگ داده شد سرافکنده شدند . [ سگ به حکم شرع ناپاک است ولی چون به دنبال اصحاب کهف راهی شد و به آنان میل پیدا کرد . صورت ظاهر او نتوانشست باطن او را زشت و ناپاک سازد . پس مقرب بندگان خدا شد و شرافت جاودانه یافت . ]

شرح و تفسیر بیت ۱۰۲۳
چه زیانستش از آن نقش نفور / چونکه جانش غرق شد در بحر نور
وقتی که جان کسی در دریای نور الهی مستغرق باشد از صورت زشت خود چه زیانی می برد ؟ [ مسلما زیانی نمی برد چون زیبایی حقیقی به سیرت است نه به صورت . گرچه زیبایی صورت زیبا فضیلتی خدادادی است اما زیبایی سیرت از آن بالاتر است . ]

شرح و تفسیر بیت ۱۰۲۴
وصف صورت نیست اندر خامه ها / عالم و عادل بود در نامه ها
در قلم نویسندگان هرگز توصیف شکل و صورت نمی آید بلکه فقط اوصاف معنوی و درونی از قبیل دانا و دادگر نگاشته می شود . [ هر گاه بخواهند وصفی حقیقی از کسی در نامه ای و یا مقاله ای ارائه دهند به صورت ظاهر و قد و قامت آن شخص نمی پردازند بلکه به وصف معانی روحی و اوصاف اخلاقی و باطنی او توجه می دارند . ]

– تا اینجا مولانا برای اثبات عقیده خود در برتر بودن معنا بر صورت سه نوع دلیل اقامه کرده است . ۱- دلیل حسی ، انسانها با وجود متحدالشکل بودن از نظر باطنی با هم اختلاف دارند . ۲- دلیل مذهبی ، پیامبر (ص) با ابوجهل در صورت ظاهر با هم متحد بودند یعنی بر حسب ظاهر هر دو بشر بودند ولی کیف بشر ؟ ۳- دلیل عرفی ، مردم بر حسب عادت ، خلق و خوی درونی را ملاک قضاوت خود قرار می دهند . چنانکه در دو بیت بعدی همین مقصود دنبال شده است .

شرح و تفسیر بیت ۱۰۲۵
عالم و عادل همه معنی است و بس / کش نیابی در مکان و پیش و پس
دانایی و دادگری معانی باطنی و حقایق درونی است که آنها را نمی توان در مکان و اینجا و آنجا پیدا کنی . [ پس مقولات معنوی را نمی توان در صورت و شکل ظاهر پیدا کرد بلکه جایگاه این امور ، اعماق روح است . ]

شرح و تفسیر بیت ۱۰۲۶
می زند بر تن ز سوی لامکان / می نگنجد در فلک ، خورشید جان
جانی که موصوف به صفاتی برین از قبیل دانایی و دادگری باشد از جانب لامکان بر تن تجلی می کند یعنی آن روح الهی از جانب غیب و از مرتبه لاریب بر جسم پرتو می افکند و در آن تدبیر و تصرف می کند . خورشید جان در حد دانش حتی در افلاک هم نمی گنجد تا چه رسد به اینکه در کالبد عنصری بگنجد . پس از بیت ۱۰۱۸ تا اینجا این مطلب گفته شد که ارزش و اعتبار انسان به اوصاف روحانی اوست نه مسائل ظاهری دیگر . از نظر ارتباط با حکایت مورد بحث نیز دلیلی شد بر اینکه خرگوش خردک اندام با نیروی فکرت و درایت بر شیر ژیان چیرگی تواند یافت . ]

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.