گویند که بَطی در آب روشناییِ ستاره دید، پنداشت که ماهی است، قصدی میکرد تا بگیرد و هیچ نمییافت. چون بارها بیازمود و حاصلی ندید فروگذاشت. دیگر روز هرگاه که ماهی بدیدی گمان بردی که همان روشنایی است قصدی نپیوستی. و ثَمِرَّتِ این تَجرُبَت آن بود که همه روز گرسنه بماند.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: داستان درباره بطی است که در آب روشنایی ستاره را میبیند و فکر میکند که ماهی است. او چندین بار تلاش میکند تا ماهی را بگیرد اما موفق نمیشود. سرانجام تصمیم میگیرد که دیگر تلاش نکند. اما در روزهای بعد، هر بار که ماهی میبیند، تصور میکند که همان روشنایی است و دیگر تلاشی نمیکند. در نتیجه، همیشه گرسنه باقی میماند. پیام این داستان این است که گاهی اوقات، تجربیات منفی میتوانند باعث ناامیدی شوند و فرد را از تلاش بیشتر باز دارند.
هوش مصنوعی: روزی گفته میشود که بَطی در آب به روشنایی ستارهای برخورد کرد و آن را به اشتباه یک ماهی تصور کرد. او تلاش کرد تا آن را بگیرد، اما هیچ موفقیتی به دست نیاورد. پس از تلاشهای مکرر و عدم دستیابی به نتیجه، او نهایتاً از این کار منصرف شد. روز بعد، هرگاه که در آب ماهی میدید، فکر میکرد همان روشنایی است و دیگر تلاشی نمیکرد. نتیجه این تجربه این شد که او در تمام روزها گرسنه ماند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.