کمر به کین تو ای دل چو یار جانی بست
طمع مدار که دیگر کمر توانی بست
به بزم وصل قدم چون نهم که عصمت او
گشود دست و مرا پای کامرانی بست
دری که دیده بروی دلم گشود این بود
که عشق آمد و درهای شادمانی بست
گر از خمار دهم جان عجب مدار ای دل
که ساقی از لب من آب زندگانی بست
رخ از دریچهٔ معنی نمود آن که به ناز
میان حسن و نظر سد لن ترانی بست
شکست ساغر دل را به صد ملامت و باز
به دستیاری یک عشوهٔ نهائی بست
به نیم معذرتی آن هم از زبان فریب
در هزار شکایت ز نکته دانی بست
چو کرد قصد نگه، کار غیر ساخت نخست
که چشم او به فریب از نگاهبانی بست
به عرض عشق نهان محتشم زبان چو گشود
میانهٔ من و او راه همزبانی بست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر از احساسات عاشقانه و پیچیدگیهای عشق سخن میگوید. شاعر به دیری و دلتنگی خود اشاره میکند و میگوید که حالا که عشق را یافته، دیگر نمیتواند به راحتی به زندگی گذشته بازگردد. او در بزم عشق قدم گذاشته و از شادی و شوقی که عشق به ارمغان آورده، صحبت میکند. با تصاویری زیبا، اهمیت لحظات عاشقانه و فریبندگی چشمها و عشق را بیان میکند. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که عشق و ارتباطی عمیق میان او و محبوبش برقرار شده است.
هوش مصنوعی: ای دل، وقتی که یار جان تو را بر کین خود آماده کرد، دیگر امید نداشته باش که بتوانی دوباره به این حال برگردی.
هوش مصنوعی: وقتی به مراسم وصال او میروم، او با معصومیتش دست مرا میگیرد و من را در مسیر خوشبختی محکم میکند.
هوش مصنوعی: چشمی که به دلم راه پیدا کرد، با ورود عشق باز شد و درهای خوشبختی را بست.
هوش مصنوعی: اگر من به خاطر خمار و مستی جان ببازم، تعجب نکن ای دل، چون ساقی از لب من، آب حیات مینوشاند.
هوش مصنوعی: چهرهاش را از طریق مفهوم نمایان کرد، آن کسی که با ناز بین زیبایی و نگاه، مانع "تو نمیتوانی مرا ببینی" را ایجاد کرد.
هوش مصنوعی: با وجود مشکلات و سرزنشها، دل خود را دوباره به وسوسه و جاذبهای قوی سپرد.
هوش مصنوعی: بیت بیانگر این است که شخصی با زبان نیرنگ و بازیهای گفتاری، از دیگران عذرخواهی میکند و در عذرخواهیاش هزاران شکایت و نکتهسنجی نهفته است. او با ظاهری دلنشین و عذرخواهی، در حقیقت در حال بیان نارضایتیها و مشکلات خود است.
هوش مصنوعی: زمانی که او تصمیم داشت به کسی نگاه کند، کارهای دیگری را انجام داد. ابتدا، وقتی که چشمانش به دلربایی خیره شد، از مراقبت و نگهبانی غافل گردید.
هوش مصنوعی: وقتی که عشق عمیق و پنهان محتشم افشا شد، صحبت کردن ما باعث شد تا ارتباطی عمیق میان من و او شکل بگیرد و دلی پر از همدلی و همزبانی ایجاد شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چو ناز او به میان تیغ دلستانی بست
سر نیاز به فتراک بدگمانی بست
به دست جور چو داد از شکست عهد عنان
به یاد طاقت ما عهد هم عنانی بست
به بحر هجر چو لشگر شکست کشتی جان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.