جلوهٔ آن حور پیکر خونم از دل ریخته
بندهٔ آن صانعم کان پیکر از گل ریخته
مهر لیلی بین که اشگش بر سر راه وداع
همچو باران بر سر مجنون ز محمل ریخته
ترک خونریزی مسافر گشته کز دنبال او
خون دلها بر زمین منزل به منزل ریخته
خون رنگینم که ریزان گشته از چشم پرآب
گوئی از جوی گلوی مرغ بسمل ریخته
غرفهام در گوهر و در بس که چشم خون فشان
از تک بحر دلم گوهر به ساحل ریخته
پیش چشم ساحرت هاروت از شرمندگی
نسخهٔهای سحر را در چاه بابل ریخته
صحن میدان کرده رنگ آن خون که در هنگام قتل
گریههای محتشم از چشم قاتل ریخته


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف حالات عاشقانه و دردهای ناشی از عشق میپردازد. او به زیبایی محبوبش اشاره میکند و از اشکها و درد دلهایش در اثر جدایی میگوید. تصویر مجنون و لیلی بهعنوان نمادهای عشق پرداخت میشود که گریهها و ناگزیر بودن از خونریزی را نشان میدهد. شاعر از عواطف شدید خود و تاثیر آن بر محیط اطراف سخن میگوید و حسی از شرم و اندوه را در ذهن مخاطب ایجاد میکند. در نهایت، او به یادآوریم قتل و تلخیهای آن نیز میپردازد و از چشمگریان خود در مصیبت عشق میگوید.
هوش مصنوعی: دیدن زیبایی آن معشوق، قلب من را جریحهدار کرده و احساساتی عمیق در من به وجود آورده است. من تسلیم و بندهٔ آن معشوقی هستم که وجودش، همچون گلی زیبا و دلربا، به زندگیام معنا داده است.
هوش مصنوعی: مهر لیلی را ببین که چقدر غمگین است، اشکهایش در هنگام وداع مانند باران بر سر مجنون از محمل (اسب) میریزد.
هوش مصنوعی: مسافر دیگر نمیتواند به میهمانیاش ادامه دهد و از ناامیدی و درد دلهایش، اشکها در هر مرحله از سفرش بر زمین افتاده است.
هوش مصنوعی: چشم من پر از اشک است و اشکهایم مانند خون رنگین و دلخراش است، انگار که از گلوی یک پرندهی آسیبدیده، آب از جوی میریزد.
هوش مصنوعی: در دل من، دریایی از احساسات و ارزشهای گرانبها وجود دارد، اما چشمانم از این احساسات پر از غم و ناراحتی گریه میکنند و به همین دلیل، آن گوهرها به سواحل زندگیام ریخته شدهاند.
هوش مصنوعی: در مقابل چشمان تو، دلم از شرم به خاطر دستنوشتههای جادوگری، آنها را در چاه بابل انداخته است.
هوش مصنوعی: رنگ زمین در میدان، نشانهای از خونی است که در هنگام کشتن، اشکهای محتشم از چشمان قاتل سرازیر شده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یار از جعد سمنسا مشک بر گل ریخته
یاسمن را باغبان بر پای سنبل ریخته
زا لطافت گشته عنب بیز و مشک افشان هوا
یا صباگرد از خم آن زلف و کاکل ریخته
تاب کاکل داده و افکنده سنبل را به تاب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.