از سپاه حسن آخر یک سوار آمد برون
کافتاب از شرم رویش شرمسار آمد برون
همچو نخلتر که باد تند ازو ریزد ثمر
پر نگاه و عشوه ریز و غمزه بار آمد برون
کار مرگ آن دم شد آسان کز قد آن نخلتر
از نیام دهر تیغ آبدار آمد برون
بر فلک شد پر نفیر از بانگ پیکانان بلند
غالبا امروز شاه کامکار آمد برون
وضع سرمستانهاش بازار سرمستان شکست
گرچه کم شد نشئه غالب خمار آمد برون
داده تا قتل که را با خود قرار امشب که باز
تیغ بر کف چین بر ابرو بیقرار آمد برون
انتظاری داده بودم بر درش با خود قرار
ناگه آن سرو روان بیانتظار آمد برون
خط رویت خاست یا در عهدت از طوفان حسن
آفتاب عالم آرا از غبار آمد برون
نقد قلب محتشم در بوتهٔ عشق بتان
رفت بر ناقص ولی کامل عیار آمد برون
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف یک سوار از سپاه حسن میپردازد که با جلوهای خاص و زیبا از مرزها میگذرد. او به قد و جذابیت این سوار مانند نخل تر و چهرهاش به آفتاب تشبیه میکند. در این لحظه، حال و هوای جنگ و مرگ به آسانی تغییر میکند و صدای بینظیر تیرها به آسمان میرود. شاعر از روزگار نامساعد و دل شاداب سرمستانه صحبت میکند و به جزئیات عاطفی و عشقی اشاره دارد. در نهایت، شعر به انتظار شاعر و ظهور زیبایی میانجامد که قلب او را تحت تأثیر قرار میدهد و عشق را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: از طرف ارتش حسن، یک سوار بیرون آمد که مانند آفتاب بود و به خاطر زیبایی و خجالت صورتش، آفتاب هم احساس شرم کرد و از تابش خود دست کشید.
هوش مصنوعی: مانند نخیلی که باد تند میوههایش را میریزد، نگاه و حرکات دلربا و جذاب او، به همراه غم و اندوه، به بیرون آمده است.
هوش مصنوعی: مرگ در آن لحظه آسان شد، مانند ظریفترین جوانهای که از ساقه نخل رشد کرده و تیغی پرآب از زمان به بیرون آمده است.
هوش مصنوعی: آسمان پر از صدا و غوغا است، چون صدای تیرهایی بلند میپیچد. امروز شاه پیروز و موفق از دَرِ قصر بیرون آمده است.
هوش مصنوعی: حالت سرمستانه او باعث شد که بازار سرمستانان به هم بریزد. هرچند نشئه و مستی او کم شده بود، اما حالتی از خماری و کسالت در او به وضوح نمایان شد.
هوش مصنوعی: امشب قرار شده که به چه کسی آسیب بزنند، چون دوباره فردی با تیغ در دست، غمگین و بیقرار، از چهرهای زیبا بیرون میآید.
هوش مصنوعی: منتظر بودم که او به در بیاید و ناگهان آن جوان زیبا بیخبر از انتظار من، بیرون آمد.
هوش مصنوعی: چهرهات مانند خطی زیبا بر روی زمین ظاهر شد و یا در زمان خودت، زیبایی فرشتگانی که مانند طوفانی بودند، درخشندگی خورشید را نمایان کرد و از گرد و غبار بیرون آمد.
هوش مصنوعی: قلب محتشم در عشق معشوقان به آزمایش گذاشته شد، لیکن در این فرآیند، چیزی ناتمام و ناقص آشکار شد، در حالی که نهایتاً نتیجهای کامل و ارزشمند به دست آمد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
باز ترکش بسته آن ترک سوار آمد برون
ای فدایش جان که بر عزم شکار آمد برون
قصد آن دارد که سازد عالمی را صید خویش
ور نه با تیر و کمان بهر چه کار آمد برون
با که می نوشیده یارب دوش کامروز این چنین
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.