گفتمش دم به دم آزار دل زار مکن
گفت اگر یار مکنی شکوه ز آزار مکن
گفتمش چند توان طعنه ز اغیار شنید
گفت از من بشنو گوش باغیار مکن
گفتم از درد دل خویش به جانم چه کنم
گفت تا جان شودت درد دل اظهار مکن
گفتم آن به که سر خویش فدای تو کنم
از میان تیغ برآورد که زنهار مکن
گفتمش محتشم دلشده را خوار مدار
گفت خورد از پی عزت او خوار مکن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر حاکی از گفتگو بین دو نفر است که در آن یکی از طرفین به دیگری توصیه میکند که در برخورد با آزارهای دیگران صبور باشد و از شکایت بپرهیزد. او میگوید که درد دل خود را بیان نکند و حتی اگر لازم باشد، جانش را نیز فدای معشوق کند. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که نباید به خاطر دیگران خود را خوار کند و باید عزت نفس خود را حفظ نماید. این گفتگو نشاندهنده تضاد میان عشق و درد، صبر و اقدام است.
هوش مصنوعی: به او گفتم که هر لحظه دل رنجورم را نرنجان، او در پاسخ گفت که اگر یار میکنی، از آزار خود شکایت نکن.
هوش مصنوعی: به او گفتم که تا چه مدت میخواهی به حرفهای طعنهآمیز دیگران گوش کنی، او پاسخ داد که از من بشنو و به سخنان دیگران توجه نکن.
هوش مصنوعی: گفتم با دل مشغولیها و دردهایم چه کار کنم، او گفت تا زمانی که جانت احساس درد میکند، نباید آن را بیان کنی.
هوش مصنوعی: گفتم بهتر این است که جان خود را برای تو فدا کنم، اما او با خنجر از من خواست که مراقب باش و این کار را نکن.
هوش مصنوعی: به او گفتم که به دل شکسته بیاعتنایی نکن، چرا که او به خاطر رسیدن به عزت و مقام به این حال افتاده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ناصح این روی ببین منع من از یار مکن
ور دل از کف ندهی عیب خود اظهار مکن
گفتمش این قدر آزار دل زار مکن
گفت اگر یار منی شکوه ز آزار مکن
گفتم از درد دل خویش به جانم چه کنم
گفت تا جان بودت درد دل اظهار مکن
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.