بیچاره باشد همواره عاشق
عشق این چنین است بیچاره عاشق
گردون نگردد روزی که گردد
از کوی معشوق آواره عاشق
صد پاره شد دل اما همان هست
بر روی خوبان هر پاره عاشق
گر سر کشیدی یکباره معشوق
از پا فتادی صد باره عاشق
گر شرم بودی هرگز نکردی
در روی معشوق نظاره عاشق
نبود گر آدم ای ترک خونخوار
خواهی تراشید از خارهٔ عاشق
حسنت فزون باد تا محتشم را
بینند یاران همواره عاشق



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به احوال عاشقانی میپردازد که در جستجوی معشوق خود همواره در عذاب و حالتی رنجور هستند. عشق آنها به قدری عمیق و طاقتفرساست که حتی در سختیها و دردها نیز دل نمیکَنند و همچنان به معشوق خود نظر دارند. شاعر به زیبایی و جاذبه معشوق اشاره میکند و به کنایه میگوید که عاشق هر چقدر هم آسیب ببیند، باز هم دلش به عشق او سرشار است. در نهایت، شاعر از زیباییهای معشوق میگوید و دوست دارد که این زیبایی همیشه در نظر یاران عاشق باقی بماند.
هوش مصنوعی: عاشق همیشه در عذاب و غم است، زیرا عشق اینگونه است که او را بیچاره میکند.
هوش مصنوعی: آسمان هرگز روزی نخواهد گذشت که عاشق از کوی محبوبش دور و آواره شود.
هوش مصنوعی: دل من که به عشق معشوق پاره-pare شده است، هنوز هم به همان زیباییهای او وابسته است و هر تکه از آن دل، عاشق اوست.
هوش مصنوعی: اگر معشوق یکبار سرکشی کند و از تو روی برگرداند، صد بار دیگر هم که به تو توجه کند، تو به خاطر عشقش تسلیم خواهی شد و از پا میافتی.
هوش مصنوعی: اگر شرم و حیا بود، هرگز نمیتوانستی به عشقات به معشوق نگاه کنی.
هوش مصنوعی: اگر انسانیت بود، ای ترک خونخوار، هرگز نمیتوانستی از درد و رنج عاشق بهرهبرداری کنی و او را آزار دهی.
هوش مصنوعی: امیدوارم زیبایی تو هر روز بیشتر شود تا دوستان محتشم همیشه عاشق تو باشند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.