ز مهیست داغ بر دل که ندیدهام هنوزش
ز گلیست خار در کف که نچیدهام هنوزش
ز لبی است کام جانم چو گلوی شیشه پرخون
که به جرئت تخیل نگزیدهام هنوزش
ز شراب لعل یاری شده مشربم دگرگون
که به لب رسیده اما نچشیدهام هنوزش
به کشاکشم فکنده سر زلف تابداری
که به سوی خویش یک مو نگشیدهام هنوزش
دل پرده سوز دارد هوس لباس دردی
که به قد طاقت او نبریدهام هنوزش
به برم لباس غیرت شده نام خرقهای را
که ز جیب تا به دامن ندریدهام هنوزش
ز دریچهٔ محبت به دلم فتاده پرتو
ز همه جهان فروزی که ندیدهام هنوزش
همه کس شنیده آمین ز فرشته بر دعائی
که ز زیر لب برآن بت ندمیدهام هنوزش
که ز محتشم رساند به مه من این غزل را
که من گدا به خدمت نرسیدهام هنوزش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان احساسات درونی و آرزوهای خود میپردازد. او از داغهای عشق و حسرتهایی صحبت میکند که هنوز تجربه نکرده است. شاعر به زیباییهای طبیعی مانند گل و شراب اشاره میکند و از اینکه نتوانسته به کام دلش برسد، ابراز نارضایتی میکند. او از زلف معشوق و دلتنگیهایش میگوید و به اهمیتی که به عشق و غیرت میدهد اشاره میکند. در نهایت، شاعر به محبت و دعایی که از دیگران شنیده اشاره میکند و اظهار میکند که هنوز به مقام و محبوب خود نرسیده است. این شعر نشاندهنده عواطف عمیق و تمنای شاعر برای تجربه کردن عشق حقیقی است.
هوش مصنوعی: دلی که به خاطر زیباییهای نهفته در آن میسوزد، چون هنوز آن را ندیدهام و گلی که در دست دارم، همانند خاری است که به خاطر نیافتن آن، هنوز نتوانستهام بچینم.
هوش مصنوعی: از دوستی و محبت شخصی به شدت تحت تأثیر قرار دارم، مانند شیشهای پر از خون که در آن به طور بیپروا تصورات را تجربه نکردهام.
هوش مصنوعی: از شراب سرخ یاری، حال و هوای من تغییر کرده است، هرچند که به لبم رسیده، هنوز طعمش را نچشیدهام.
هوش مصنوعی: در دل کشاکش و درگیریها، موهای زیبای محبوبم را در نظر دارم که هنوز نتوانستهام قدمی به سوی او بردارم و دل به او بسپارم.
هوش مصنوعی: دل من آرزویی دارد که لباس دردی را میطلبد، اما هنوز نتوانستهام به اندازهی طاقت خود آن را تحمل کنم.
هوش مصنوعی: بر تنم لباس غیرت همچون خرقهای است که از جیب تا دامن آن را هنوز ندیدهام.
هوش مصنوعی: از پنجرهٔ عشق نوری به دلم تابیده که از هیچکجای دنیا تا الان آن را ندیدهام.
هوش مصنوعی: همه افراد صدای آمین فرشته را شنیدهاند، اما من هنوز بر دعایی که به آرامی زیر لب میگویم، برای آن بت آمین نگفتهام.
هوش مصنوعی: کسی که با احساسات و زیباییهای کلام آشنایی دارد، این غزل را به معشوق من رسانده است. اما من، که در مقام گدایی هستم، هنوز نتوانستهام به خدمت او برسم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نه همین ز شرم در بر نکشیدهام هنوزش
که برم نشسته عمری و ندیدهام هنوزش
دلم از تو خرم و خوش به سوالی و جوابی
که نگفتهام همان و نشنیدهام هنوزش
به مشام غیر خواهم نرسد از او شمیمی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.