سیه چشمی که شادم داشت گاهی از نگاه خود
فغان کز چشم او آخر فتادم از گناه خود
نمیدانم چرا برداشت از من سایهٔ رحمت
سهی سروی که دارد عالمی را رد پناه خود
کشد شمشیر و گوید سر مکش از من معاذالله
گدائی تا چه حد سرکش شود با پادشاه خود
میندیش از جزا هرچند فاشم کشتهای ای مه
که من خود هم اگر باشم نخواهم شد گواه خود
شب عید است و مه در ابر و مه جویندگان در غم
تو خود بر طرف با می برشکن طرف کلاه خود
به جرمی کاش پیشش متهم گردم که هر ساعت
به دست و پایش افتم معذرت خواه از گناه خود
چو من از دولت قرب ارچه دوری محتشم میرو
به این امید گاهی بر در امید گاه خود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره احساسات عاشقانه و درونی شاعر است. او از عشق و زیبایی معشوقهاش سخن میگوید و تأثیر عمیق نگاه او را بر خود احساس میکند. شاعر به گناه و خطاهای خود اعتراف میکند و از دوری و جدایی از معشوق نگران است. او همچنین به شجاعت و قدرت معشوق اشاره میکند و ابراز امیدواری میکند که بتواند دوباره نزدیک به او قرار گیرد و از او عذرخواهی کند. این شعر در مجموع بیانگر عشق، پشیمانی و امید است.
هوش مصنوعی: چشمان سیاه کسی که باعث شادی من بود، گاهی با نگاهش مرا به ناله و زاری انداخت. چون از نگاه او، در نهایت از گناه خود به دام افتادم.
هوش مصنوعی: نمیدانم چرا فکر میکنم سایهٔ رحمت درختی بلند که همه را زیر پوشش خود گرفته، به من مربوط است.
هوش مصنوعی: کسی که شمشیر به دست میگیرد و میگوید که مرا نکش، به هیچوجه نباید از من انتظار بندگی داشته باشد. این نشاندهندهی سرکشی و طغیانی است که در برابر پادشاه خود بروز میدهد.
هوش مصنوعی: به این موضوع فکر نکن که حتی اگر عذر و بهانهای داشته باشی، این حقیقت که تو مرا کشتهای، پنهان نخواهد ماند. حتی من هم اگر در موقعیت تو بودم، نمیتوانستم برای خود شاهدی بیارم.
هوش مصنوعی: امشب شب عید است و ماه پنهان در ابر است، اما جویندگان دلشان به خاطر تو حزین است. پس تو نگران نباش و با نوشیدن می، کلاه از سر خود بردار و زنجیر غم را بشکن.
هوش مصنوعی: ای کاش به خاطر گناهی متهم شوم، تا هر لحظه در برابر او زانو بزنم و از اشتباهم عذرخواهی کنم.
هوش مصنوعی: هرچند من از نعمت نزدیکی دور هستم و وضعیت خوبی دارم، با این حال امید دارم که در برخی از مواقع به درگاه امید خود سر بزنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ندانستی گرم شاد از نگاه گاه گاه خود
چرا یکباره ام محروم کردی از نگاه خود
رقیبم در بهشت وصل و من در دوزخ هجران
نمی دانم ثواب او نمی یابم گناه خود
کشم گر آه گرمی سوزد آهم چرخ را دانم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.