دی ز شوخی بر من آن توسن دوانیدن چه بود
نارسیده بر سر من باز گردیدن چه بود
تشنهای را کز تمنا عاقبت میسوختی
آب از بازیچهاش بر لب رسانیدن چه بود
خستهای را کز جفا میکردی آخر قصد جان
در علاجش اول آن مقدار کوشیدن چه بود
گر دلت نشکفته بود از گریهٔ پردرد من
سر فرو بردن چو گل در جیب و خندیدن چه بود
گرنه مرگ من به کام دشمنان میخواستی
بهر قتلم با رقیب آن مصلحت دیدن چه بود
ور نبودت ننگ و عار از کشتن من بعد قتل
آن تاسف خوردن و انگشت خائیدن چه بود
محتشم ای گشته در عالم به دینداری عَلَم
بَعدِ چندین ساله زهد این بُتپرستیدن چه بود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بررسی تناقضها و رفتارهای زیانبار معشوق خود میپردازد. او با استفاده از تصاویر و مثالهای مختلف، به شوخیهای ناگوار و وعدههای بیاثر معشوق اشاره میکند و به این پرسشها میپردازد که چرا معشوق با رفتارهای خود درد و رنج را به او تحمیل میکند و در عین حال به او امید میدهد. همچنین، شاعر نارضایتی خود را از احساسات متضاد معشوق و فریبکاریاش ابراز میکند و از او میخواهد تا به این مسائل بیندیشد، زیرا رفتارهایش موجب درد و عذاب او شده است. در نهایت، او به تناقض بین زهد ادعایی معشوق و رفتارهایش اشاره میکند و شک و تردید خود را نسبت به صداقت این رفتارها ابراز میکند.
هوش مصنوعی: چرا تو از سر شوخی و بازی، اسب را به سوی من میرانیدی؟ چرا وقتی به من نرسیدهای، دوباره برمیگردی؟
هوش مصنوعی: تشنهای را که از شدت خواسته و طلب، در نهایت به حالتی رنجور و سوخته درآورده بودی، چرا آب را فقط به عنوان یک بازیچه و به اندازهای کم بر لبش رساندی؟
هوش مصنوعی: شخصی که خسته و ناتوان است را با ستم و آزار میکشی، اما در عوض قصد داری او را نجات دهی؛ بنابراین، تلاش کردن برای بهبود حال او اولویت نداشت، و این کار بیفایدهای بود.
هوش مصنوعی: اگر دل تو از درد و گریه بر حال من به تنگ نیامده بود، پس چه دلیلی دارد که مانند گل در جیب خود سر به زیر ببری و بخندی؟
هوش مصنوعی: اگر تو واقعاً خواهان مرگ من بودی تا دشمنان شاد شوند، پس چرا برای کشتن من با رقیب خود به توافق رسیدی؟
هوش مصنوعی: اگر برای تو هیچ منفعتی نداشت که پس از قتل من به خاطر کشتن من احساس ننگ و عار کنی، پس برای چه باید از این کار پشیمان شوی و انگشت به دهان ببری؟
هوش مصنوعی: محتشم، تو که در این دنیا به عنوان یک دیندار شناخته شدهای، پس از سالها زهد و ترک دنیا، چرا هنوز به پرستش بتها میپردازی؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دی چو دید آن مه مرا از راه گردیدن چه بود
وان روان بگذشتن آنگه باز پس دیدن چه بود
با رفیقان گر نه رمزی داشت از من در میان
آن اشارت کردن پنهان و خندیدن چه بود
بی دلی می گفت دی کان ماه را خانه کجاست
[...]
دی براهم دیدن و آنگاه نادیدن چه بود؟
روی گردانیدن و از راه گردیدن چه بود؟
گر نه در دل داشتی کز رشک گریم زار زار
پیش من رخ در رخ اغیار خندیدن چه بود؟
خواستی کز ساغر حسرت خورم خون جگر
[...]
دی به شیرین عشوه هر دم سوی من دیدن چه بود
وز پی آن زهر از ابرو چکانیدن چه بود
گر نبودی بر سر آتش ز اعراض نهان
همچو موی خویشتن بر خویش پیچیدن چه بود
گربدی از من نمیگفتند خاصان پیش تو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.