دی چو دید آن مه مرا از راه گردیدن چه بود
وان روان بگذشتن آنگه باز پس دیدن چه بود
با رفیقان گر نه رمزی داشت از من در میان
آن اشارت کردن پنهان و خندیدن چه بود
بی دلی می گفت دی کان ماه را خانه کجاست
من ز غیرت سوختم کان خانه پرسیدن چه بود
بر نشان پای او سازم بهانه سجده را
تا نگوید کس که رخ بر خاک مالیدن چه بود
گر نه آخر در دلش جا کرد قول مدعی
بی گناه از عاشق بیچاره رنجیدن چه بود
من نیاسودم ز ناله دوش وآن بدخو نگفت
شب همه شب بر سر این کوی نالیدن چه بود
جامی آخر زان جوان بازیچه طفلان شدی
خود بگو پیرانه سر این عشق ورزیدن چه بود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره تجربیات و احساسات عاشقانه گوینده است. او به یاد دیدن معشوقش میافتد و از دلبستگیها و رازهایی که در میان رفقا وجود دارد سخن میگوید. گوینده از حسادت و غیرت خود میسوزد که چرا باید درباره معشوقش سوال شود و به دنبال نشانههایی برای سجده بر خاک اوست. او همچنین به درد و رنج خود از عشق اشاره میکند و اینکه بیگناهی عاشقش باعث رنجش او شده است. در نهایت، او به دورانی اشاره میکند که عشقش به نوعی بازیچه شده و از خود میپرسد که چرا در پی این عشق ادامه میدهد.
هوش مصنوعی: در آن شب که آن ماه زیبا مرا دید، تعجب کرد که چرا من از مسیر خود منحرف شدم و چرا آن روح که در حال گذر بود، دوباره به عقب برگشت و مرا تماشا کرد.
هوش مصنوعی: اگر با دوستانم رمزی وجود نداشت، پس آن اشارات پنهانی و خندیدن چه معنی دارد؟
هوش مصنوعی: یک نفر بیاحساس و بیغم به ماه گفت که خانهات کجاست. اما من به خاطر غیرت خود، از این سوال سوختم که چرا باید از کسی دربارهٔ خانهاش بپرسم.
هوش مصنوعی: برای او بهانهای میسازم تا به سجده برویم و کسی نگوید که چرا باید صورت بر خاک بمالیم.
هوش مصنوعی: اگر در نهایت در دل او جایی نداشت، گفتن وعدههای دروغین از سوی معشوق بیگناه چه سودی داشت، در حالی که عاشق بیچاره تنها رنج میبرد؟
هوش مصنوعی: من در شب گذشته به خاطر نالهای که داشتم آرام نمیگرفتم و آن فرد بدخلق هم درباره این که چرا همه شب در این کوی ناله میزنم، چیزی نگفت.
هوش مصنوعی: جامی در اینجا به این موضوع اشاره میکند که در پایان عمر، انسان مانند یک جوان، به موضوعاتی میپردازد که در واقع برای او همچون بازیچهای است. او از خود میپرسد که عشق ورزیدن در سن و سال بالا که به مانند سالخوردگی است، چه معنایی دارد و چرا باید به این احساس ادامه داد؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دی براهم دیدن و آنگاه نادیدن چه بود؟
روی گردانیدن و از راه گردیدن چه بود؟
گر نه در دل داشتی کز رشک گریم زار زار
پیش من رخ در رخ اغیار خندیدن چه بود؟
خواستی کز ساغر حسرت خورم خون جگر
[...]
دی به شیرین عشوه هر دم سوی من دیدن چه بود
وز پی آن زهر از ابرو چکانیدن چه بود
گر نبودی بر سر آتش ز اعراض نهان
همچو موی خویشتن بر خویش پیچیدن چه بود
گربدی از من نمیگفتند خاصان پیش تو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.