دم جان دادن آن بت بر سرم با تیغ کین آمد
پس از عمری که آمد بر سر من این چنین آمد
ز قتلم شد پشیمان تا ز اندوهم برآرد جان
نه پنداری که رحمش بر من اندوهگین آمد
سخنچین عقدهای در کار ما افکنده پنداری
که باز آن بت گره بر ابرو و چین بر جبین آمد
ز دست مرگ خواهد یافت مرهم دردم آخر
ازو زخمی که بر دل از نگاه اولین آمد
سکون در خاک آدم کی گذارد عالم آشوبی
که هر جا پانهاد از ناز جنبش در زمین آمد
ز سیلاب اجل هرگز نیامد بر بنای جان
شکستی کز هوای آن صنم در کار دین آمد
تو زین سان محتشم نومید چون هستی اگر ناگه
بشارت در رساند قاصدی کان نازنین آمد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق و پیچیدهی شاعر دربارهی عشق و جدایی میپردازد. شاعر از درد و رنجی که به دنبال عشق به "بت" (مقصود از بت، معشوق است) متحمل شده، سخن میگوید. او به لحظهای اشاره دارد که معشوقش به مرگ او نزدیک میشود و از آنجا که پس از مدتها از این وضعیت پشیمان میشود، ابراز پشیمانی او را در مییابد. شاعر همچنین از عواقب تأثیرگذار نگاه معشوق بر دلش و آشفتگی روحیاش در زندگی میگوید. او از ناشی از عشق و مرگ، نوعی امید پیدا میکند که به واسطهی خبری خوب از معشوق، ممکن است به شادکامی دست یابد. کل شعر حاوی تضادهای عاطفی و تأملات عمیق دربارهی عشق و زندگی است.
هوش مصنوعی: لحظهی جان دادن آن معشوق با تهمت و کینه به سرم نزدیک شد، بعد از عمری که او با زیباییاش بر سرم سایه افکنده بود، حالا اینطور ناگهان ظاهر شد.
هوش مصنوعی: از کشته شدنم او پشیمان شد، تا روح من از غم آزاد شود. نپندار که رحمش به حال من که اندوهگین هستم، آمده است.
هوش مصنوعی: کسی که در مورد ما صحبت کرده، به گونهای ما را در نظر دیگران خراب کرده که انگار دوباره آن معشوق با ابروهای کمانی و چهرهای پر از دقت و جذابیت به ما مراجعه کرده است.
هوش مصنوعی: انسان در نهایت از مرگ درمان دردهایش را خواهد یافت و زخمهایی که از نگاه نخستین به دلش رسیده، ممکن است در برابر آن مرهمی پیدا کند.
هوش مصنوعی: آدم وقتی در خاک آرام میگیرد، چطور میتواند به عالم بینظمی و آشفتگی پایان دهد؟ هر جا که پا میگذارد، به خاطر ناز و لطافت خود، جنبشی در زمین ایجاد میکند.
هوش مصنوعی: هرگز از طوفان مرگ، بر پایههای جان آسیب و فروپاشی نیامد، زیرا به خاطر عشق آن معشوق، در دینی که داشتم، به زحمت افتادم.
هوش مصنوعی: اگر تو اینگونه دلخور و ناامید هستی، چگونه است که اگر ناگهان کسی خبری خوش بیاورد و بگوید که آن معشوق زیبا به نزد تو آمده، دلت شاد نخواهد شد؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
که می آید چنین، یارب، مگر مه بر زمین آمد
چه گرد است اینکه می خیزد که با جان همنشین آمد
که میراند جنیبت را که میدان عنبر آگین شد
کدامین باد می جنبد که بوی یاسمین آمد
چنان نقاش چین حیران بماند از پیچش زلفش
[...]
خداوندا شنیدستم که چون یوسف به مصر اندر
فراز مسند عزت همی کرسی نشین آمد
بسالی کز درون خلق دود اندر هوا می شد
ز کنعان نامه یعقوب بر یوسف چنین آمد
که ما را در پی روزی بدست تو است چشم اینک
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.