گنجور

 
محتشم کاشانی
 

ای لبت زنده کرده نام مسیح

به روان بخشی کلام فصیح

چهره‌ای داری از شراب صبوح

همچو خورشید نیم‌روز صبیح

هرچه می‌خواهی از جفا میکن

که صبیحی و نیست از تو قبیح

از شکر خوش‌ترست و شیرین‌تر

سخن تلخ از آن لبان ملیح

دیشبت به رکنابه بود مدار

کرده‌ای امشب آن کنابه صریح

از تو مائیم خسته و بیمار

دگران جمله سالمند و صحیح

آن صنم می‌زند خدنگ جفا

محتشم دست و پا چو صید ذبیح

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.