یارم طریق سرکشی از سر گرفت و رفت
یکباره دل ز بی دل خود بر گرفت و رفت
رو دروبال کرد مرا اختر مراد
کان مه پی رقیب بد اختر گرفت و رفت
غلتان به خاک بر سر راهش مرا چو دید
دامن کشان ز من ره دیگر گرفت و رفت
گفتم عنان بگیر دلم را که میرود
آن بیوفا عنان تکاور گرفت و رفت
یک نکته گفتمش که ز من بشنو و برو
صد نکته بیش بر من ابتر گرفت و رفت
دل هم که خوی با ستم عشق کرده بود
دنبال آن نگار ستمگر گرفت و رفت
ای محتشم بسوز فراق این زمان بساز
کان افتاب سایه ز ما برگرفت و رفت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی جدایی و فراق است. شاعر از یاری که به طور ناگهانی از او دور شده، صحبت میکند. او از درد دل خود و دل شکستهاش میگوید که چطور محبوبش بدون هیچ تلاشی او را ترک کرده و به سراغ رقیب رفته است. شاعر در تلاش است تا محبوبش را برگرداند اما بیفایده است، چون محبوب به راحتی از او فاصله میگیرد و دغدغهاش را فراموش میکند. در نهایت، شاعر از حسرت دوران فراق و آتش عشق میگوید و به غم جداییاش اشاره میکند.
هوش مصنوعی: دوست من راه سرکشی را در پیش گرفت و ناگهان دل بیدلش را با خود برد و رفت.
هوش مصنوعی: ستارهٔ امید من را در آغوش گرفت، اما ماه که رقیب بدی بود، او را از من دور کرد و رفت.
هوش مصنوعی: وقتی آن شخص مرا در حالتی نامناسب و دراز بر زمین دید، با بیاعتنایی و تندی از کنارم گذشت و راه دیگری را انتخاب کرد.
هوش مصنوعی: به دل خود گفتم که آن را کنترل کن، چون این دل بی وفا در حال خروج است، اما آن دل به نافرمانی ادامه داد و رفت.
هوش مصنوعی: یک نکته به او گفتم که از من بشنود و برود، اما او صد نکته بیشتر از من در دامن خودش گرفت و رفت.
هوش مصنوعی: دل، که روحش به خاطر عشق به معشوق ستمگر رنج میبرد، به دنبال او رفت و نتوانست از او دور شود.
هوش مصنوعی: ای محتشم، در آتش فراق بسوز و با این زمان کنار بیا، زیرا آن خورشید (دوست یا محبوب) سایهاش را از ما گرفت و رفت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.