شیخ گفت آن بنده که بدوزخش میبرند از دور نوری بیند، گوید آنچ نورست؟ گویند نور فلان پیرست. گوید من در دنیا آن پیر را دوست داشتمی. باد آن سخن را بگوش پیر رساند، آن عزیز بشفاعت در حضرت حقّ سبحانه و تعالی سخن گوید درحقّ آن عاصی، خداوند تعالی به شفاعت آن عزیز اورا آزاد کند.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شیخ میگوید وقتی بندهای را به جهنم میبرند، از دور نوری را میبیند و میپرسد آن نور چیست. به او میگویند که نور فلان پیر است. او در جواب میگوید که من در دنیا آن پیر را دوست داشتم. این سخن به گوش آن پیر میرسد و او در درگاه خدا به شفاعت آن بنده میپردازد و از خدا میخواهد که او را آزاد کند.
هوش مصنوعی: شیخ گفت که آن بندهای که به عذاب میبرند، از دور نوری را میبیند و میپرسد این نور چیست؟ به او میگویند این نور مربوط به فلان پیر است. او در دنیا میگوید من آن پیر را دوست داشتم. باد این سخن را به گوش آن پیر میرساند و آن عزیز در پیشگاه خداوند به خاطر آن فرد گناهکار شفاعت میکند و خداوند به خاطر شفاعت او، آن شخص را آزاد میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.