شیخ گفت: لما خلق اللّه تعالی العقل وقفه بین یدیه فقال من انا فتحیر فکحله بنور وحدانیته فقال من انا فقالت انت اللّه لا اله الا انت فلم یکن للعقل طریق الی معرفته الابه.
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
شیخ گفت: لما خلق اللّه تعالی العقل وقفه بین یدیه فقال من انا فتحیر فکحله بنور وحدانیته فقال من انا فقالت انت اللّه لا اله الا انت فلم یکن للعقل طریق الی معرفته الابه.



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شیخ میگوید که وقتی خداوند عقل را خلق کرد، آن را در برابر خود قرار داد و از آن پرسید: «من کیستم؟» عقل در تعجب فرو رفت و خداوند او را با نور یکتاییاش روشن کرد. سپس دوباره پرسید: «من کیستم؟» و پاسخ آمد: «تو خدا هستی، غیر از تو خدایی نیست.» بنابراین عقل هیچ راهی برای شناخت خداوند جز از این طریق نداشت.
هوش مصنوعی: شیخ گفت: زمانی که خداوند عقل را خلق کرد، آن را در برابر خود قرار داد و از آن پرسید: "من هستم؟" عقل در حیرت ماند و خداوند او را با نور یکتاییاش روشن کرد و دوباره پرسید: "من هستم؟" و پاسخ شنید: "تو هستی خدا، جز تو خدایی نیست." به این ترتیب، عقل هیچ راهی برای شناخت خدا جز از طریق این نور ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.