محمد بن منور
»
اسرار التوحید
»
باب دوم - در وسط حالت شیخ
»
فصل اول - حکایات کرامات شیخ
»
حکایت شمارهٔ ۴
آوردهاند کی روزی شیخ بوسعید و شیخ ابوالقسم گرگانی قدس اللّه ارواحهم در طوس باهم نشسته بودند بر یک تخت، و جمعی درویشان پیش ایشان ایستاده، به دل درویشی بگذشت که آیا منزلت این دو بزرگ چیست؟ شیخ بوسعید حالی روی بدان درویش کرد و گفت: هرک خواهد کی دو پادشاه بهم بیند، بر یک تخت و بر یک دل، گودرنگر! درویش چون این سخن بشنید در آن هر دو بزرگ نگاه کرد، حقّ سبحانه و تعالی حجاب از چشم آن درویش برداشت تا صدق سخن شیخ بر دل او کشف گشت و بزرگواری ایشان بدانست. بر دلش برگذشت که آیا خداوند را تبارک و تعالی امروز در زمین بندۀ هست بزرگوارتر ازین هر دو شخص؟ شیخ بوسعید قدس اللّه روحه العزیز در حال روی بدان درویش کرد و گفت: مختصر ملکی بود کی هر روزی درآن ملک چون بوسعید و بوالقسم هفتاد هزار نرسد وهفتاد هزار بنرسد. این میگفت و میگمارید.



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شیخ بوسعید و شیخ ابوالقسم گرگانی در طوس نشسته بودند و درویشانی دور آنها جمع بودند. یکی از درویشان در دلش پرسید که مقام این دو بزرگوار چیست. شیخ بوسعید به آن درویش توجه کرد و گفت، اگر کسی دو پادشاه را بر یک تخت ببیند، بداند که چه مقام و منزلتی دارند. در همین لحظه، خداوند حجاب از چشم درویش برداشت تا بزرگواری آن دو را درک کند و به او فهماند که در زمین بزرگتری از این دو شیخ وجود ندارد. شیخ بوسعید سپس اشاره کرد که در آن ملک، هر روزه تعداد بزرگان همانند آنها به هفتاد هزار نمیرسد.
هوش مصنوعی: روزی شیخ بوسعید و شیخ ابوالقسم گرگانی در طوس در کنار یکدیگر نشسته بودند و تعدادی درویش در برابر آنها ایستاده بودند. یکی از درویشان در دل خود فکر کرد که مقام این دو بزرگمرد چیست. شیخ بوسعید به آن درویش نگاهی کرد و گفت: هرکس بخواهد دو پادشاه را در کنار هم و با یک دل ببیند، باید به اینجا بیاید. درویش پس از شنیدن این سخن، به هر دو بزرگمرد نگاه کرد و خداوند به او بصیرتی داد تا صدق سخن شیخ را درک کند و عظمت آنها را بشناسد. در دلش آمد که آیا در این دنیا کسی بزرگتر از این دو مرد نزد خداوند وجود دارد؟ در این حین، شیخ بوسعید به درویش اشاره کرد و گفت: در سرزمین ما، هر روز افراد عظیمتری چون بوسعید و ابواسید وجود دارند، اما تعدادشان به هفتاد هزار نمیرسد. او این را گفت و به سمت درویش بازگشت.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.