بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ بنام او که سزاوار است. در ذات بینظیر و در صفات بییار است. در کامرانی با اختیار و در کارسازی بیاختیار است.
فضایح زلّات را غفّار و قبایح علّات را ستّار است. عاصیان را آمرزگار و با مفلسان نیکوکار است.
آرنده ظلمات و برآورنده انوار است، بیننده احوال و داننده اسرارست.
آن را صنما که با وصالت کار است
با رنگ رخ تو لاله بیمقدار است
با بوی سر زلف تو عنبر خوارست
از جان و تن و دیده و دل بیزارست
سَبَّحَ لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ، آفریدگار جهان و جهانیان، پروردگار انس و جان، خالق زمین و زمان، مبدع مکین و مکان خبر میدهد که هر چه در آسمان و زمین است باد و آتش و خاک و آب و کوه و دریا، آفتاب و ماه و ستارگان و درختان و جمله جانوران و بیجان، همه آنند که ما را بپاکی میستایند و به بزرگواری نام میبرند و بیکتایی گواهی میدهند.
تسبیحی و توحیدی که دل آدمی در آن میشورد و عقل آن را رد میکند اما دین اسلام آن را میپذیرد و خالق خلق بدرستی آن گواهی میدهد.
هر کرا توفیق رفیق بود و سعادت مساعد، آن را نادریافته، بجان و دل قبول کند و بتعظیم و تسلیم و اقرار پیش آید تا فردا در انجمن صدّیقان و محافل دوستان در مسند عز جاودان خود را جای یابد.
زینهار ای جوانمرد، نگر تا یک ذره بدعت بدل خود راه ندهی و آنچه شنوی و عقل تو درمینیابد تهمت جز بر عقل خود ننهی. راه تأویل مرو که راه تأویل رفتن زهر آزموده است و به خار، خار از پای برون کردن است.
مرد دانا زهر نیازماید داند که آن در هلاک خود شتافتن است. بخار، خار از پای برون نکند، داند که درد افزودن است.
نیکو گفت آن جوانمردی که گفت:
جز بدست دل محمد نیست
راه توحید را بعقل مجوی
دیده روح را بخار مخار
بخدای ار کسی تواند بود
بیخدای از خدای برخوردار
سایق و قاید صراط الدین
به ز قرآن مدان و به ز اخبار
حل و عقد خزینه اسرار
لَهُ مُلْکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ هفت آسمان و هفت زمین ملک و ملک اوست، جل جلاله.
داشت آن بعون او، نافذ در آن مشیّت او، روان بر آن حکم او.
خلق همه عاجزاند قادر و قدیر او، ضعیفاند قاهر و قویّ او. همه جاهلاند عالم و علیم او.
مصنوعات و مقدورات از قدرت او نشانست کائنات و حادثات از حکمت او بیانست، موجودات و معلومات بر وجود او برهانست. نه متعاور زیادت نه متداول نقصانست قدیر و قدیم، علیم و حکیم خدای همگانست.
هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ، اوست اول که نبودها دانست، آخر که میداند آنچ دانست، ظاهر بآنچ ساخت باطن از وهمها پنهان.
اولست پیش از همه آفریده بود و ابتداء. نه آخرست، پس از همه باشد انتها نه. ظاهر است بر هر کس و هر چیز، غالب و مانع نه. باطن است، همه پوشیدهها داند و حجاب نه.
اول است بازلیت. آخرست بابدیت. ظاهر باحدیت باطن بصمدیت.
اول بعطا، آخر بجزا، ظاهر بثنا، باطن بوفا.
اول بهیبت، آخر برحمت، ظاهر بحجت، باطن بنعمت.
اول بهدایت، آخر بکفایت، ظاهر بولایت، باطن برعایت.
اول هر نعمت، آخر هر محنت، ظاهر هر حجت، باطن هر حکمت.
از روی اشارت میگوید ای فرزند آدم خلق عالم در حق تو چهار گروهاند: گروهی در ابتدا حال و اول زندگانی ترا بکار آیند ایشان پدرانند.
گروهی در آخر عمر و ضعف پیری ترا بکار آیند ایشان فرزنداناند.
سوم گروه دوستان و برادران و جمله مسلمانان که در ظاهر با تو باشند و شفقت نمایند.
چهارم گروه عیال و زناناند که در باطن و اندرون تو باشند و ترا بکار آیند.
رب العالمین گفت اعتماد و تکیه بر اینان مکن و کارساز و تیماردار از خود ایشان را مپندار که اول و آخر منم، ابتدا و انتهاء کار و حال تو من شایم، ظاهر و باطن منم. ترا به داشت خود من دارم و نهایتهای تو من راست کنم.
اول منم که دلهای عاشقان بمواثیق ازل محکم ببستم.
ظاهرم که ظواهر را با خود در قید شریعت آوردم.
آخر منم که جانهای صادقان بمواعید خود صید کردم.
باطنم که سرایر بحکم خود در مهد عهد حقیقت نهادم.
چون مرد سفر در اولیت کند آخریت تاختن میآرد و چون سفر در صفت ظاهریت کند باطنیت سرمایه او بتاراج برمیدهد.
بیچاره آدمی، میان دو صفت مدهوش گشته، میان دو نام بیهوش شده.
حضرتش عز و جلال و بینیازی فرش او
حیرت اندر حیرتست و تشنگی در تشنگی
گه گمان گردد یقین و گه یقین گردد گمان
منقطع گشته درین ره صد هزاران کاروان
وَ هُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ او بهمه چیز دانایست کارگزار و راستکار و تیماردار، بینا بهر چیز، دانا بهر کار، آگاه بهرگاه.
در آیت دیگر فضل و کرم بیفزود گفت: وَ هُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ ما کُنْتُمْ.
بندگان من، رهیگان من، هر جا که باشید من بعنایت و رحمت و عنایت با شماام.
هر جا که در عالم درویشی است خسته جرمی، درمانده در دست خصمی من مولی او ام.
هر جای که خراب عمریست، مفلس روزگاری من جویای اوام.
هر جا که سوختهایست، اندوه زدهای من شادی جان اوام.
هر جا که زارندهایست از خجلی، سرگذارندهای از بیکسی من برهان اوام.
من آن خداوندم که از طریق مکافات دورم و همه افکندگان و رمیدگان را برگیرم از آنکه بر بندگان رئوف و رحیمام: وَ إِنَّ اللَّهَ بِکُمْ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ.
از رأفت و رحمت اوست که بنده در کتم عدم و او جل جلاله سازنده کار او.
بکمال فضل و کرم، بنده در کتم عدم و او وی را برگزیده بر کل عالم.
از رحمت اوست که بنده را توفیق دهد تا از خفا یا شرک و دقائق ریا تحرّز کند.
گفت من رءوف و رحیمام، تا عاصیان نومید نگردند و اومید بفضل و کرم وی قوی دارند.
یحیی معاذ گفت تلطّفت لاولیائک فعرفوک و لو تلطّفت لاعدائک ما جحدوک.
عبهر لطف و ریحان فضل در روضه دل دوستان برویانیدی تا بلطف و فضل تو بسرّ معارف و اداء وظائف رسیدند اگر با اعدا دین همین فضل و کرم بودی، دار السلام جای ایشان بودی.
و لکن قومی بفلک رسیده و قومی بمغاک، فریاد ز تهدید تو با مشتی خاک.
قومی را از این تاج کرامت بر فرق نهاده که یَسْعی نُورُهُمْ بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ بِأَیْمانِهِمْ.
قومی را از این داغ حرمان بر نهاده که: فَضُرِبَ بَیْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بابٌ باطِنُهُ فِیهِ الرَّحْمَةُ وَ ظاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذابُ.
سحره فرعون در عین کفر بودند لکن چون باد دولت از مهبّ لطف و کرامت بوزید، نه سحر گذاشت نه ساحری نه کفر نه کافری.
شیخ ابو سعید بو الخیر گفت هر که بار از بوستان عنایت برگیرد بمیدان ولایت فرو نهد.
هر کرا چاشت آشنایی دادند، اومید داریم که شام آمرزش بوی رسانند، و اللَّه الموفّق.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به ستایش خداوند و بیان صفات و ویژگیهای او میپردازد. خداوند به عنوان آمرزگار، دانای اسرار و بیننده احوال معرفی میشود. همه موجودات در زمین و آسمان به تسبیح و ستایش او مشغولاند و این حقیقتی است که دین اسلام به آن اذعان دارد.
سخن در مورد گروههای مختلفی است که در زندگی انسان نقش دارند: پدران، فرزندان، دوستان و همسران. اما بر هیچیک از اینها نباید تکیه کرد، بلکه تنها باید به خداوند اعتماد داشت که آغاز و پایان همه چیز اوست.
در ادامه، به رحمت و مهربانی خداوند اشاره میشود و اینکه او در همه حال با بندگانش است، حتی در سختیها و مشکلات. خداوند به بزرگواری و فضلش، انسانها را از گمراهی نجات میدهد و امید را در دل آنها زنده نگه میدارد.
در نهایت، متن به اهمیت آشنایی با خداوند و انتظاراتی که او از بندگانش دارد اشاره میکند و امیدوار است که همگان با رحمت و فضل الهی به آمرزش و نیکی دست یابند.
هوش مصنوعی: به نام خداوندی که شایسته ستایش است. او در ذاتش بینظیر و در صفاتش بیهمتاست. در دستیابی به خواستهها با اراده است و در انجام کارها بدون نیاز به جبر عمل میکند.
هوش مصنوعی: زلّتها و اشتباهات را خدا میپوشاند و بدیها را نیز ستار میسازد. او همچنین عاصیان را میبخشاید و با بیچیزان با نیکی رفتار میکند.
هوش مصنوعی: آنکه تاریکیها را میآفریند و روشناییها را به وجود میآورد، کسی است که احوالات را میبیند و رازها را میداند. ای محبوب من، تو تنها کسی هستی که با نزدیکت بودن میتوان به این حقایق دست یافت.
هوش مصنوعی: رنگ چهرهی تو باعث میشود که لالهها بیارزش به نظر برسند و بوی موی تو نیز به قدری خوشبوست که بوی عنبر را تحتالشعاع قرار میدهد.
هوش مصنوعی: این جمله بیانگر این است که فرد از جان، جسم، چشم و دل خود بیزار است و احساس نارضایتی یا عدم علاقه به این جنبههای وجودیاش دارد.
هوش مصنوعی: تمام موجودات در آسمان و زمین، از جمله باد، آتش، خاک، آب، کوهها، دریاها، خورشید، ماه، ستارهها، درختان و تمامی جانوران و غیرجانوران، به وحدانیت و پاکی خداوند گواهی میدهند و نام او را با عظمت ذکر میکنند. این آفریننده بزرگ، جهان و جهانیان را خلق کرده و پروردگار انسانها و موجودات است.
هوش مصنوعی: تسبیح و یکتاپرستی که دل انسان را تسکین میدهد و عقل آن را نفی میکند، اما دین اسلام آن را قبول دارد و خداوند بر صحت آن شاهدی میدهد.
هوش مصنوعی: اگر کسی به موفقیت و خوشبختی دست یابد، باید آن را با جان و دل بپذیرد و با احترام و تسلیم در برابر آن حاضر شود، تا فردا در جمع راستگویان و در محافل دوستان، جایگاه شایسته و جاودانی برای خود پیدا کند.
هوش مصنوعی: ای جوانمرد، مراقب باش که به هیچ دلیلی به بدعتی در قلب خود راه ندهی و آنچه میشنوی و عقل تو نمیتواند درک کند، به عقل خود نسبت ندهی. به راه تأویل نرو، چرا که تأویل همواره خطرناک است و مانند خارهایی است که از پای بیرون آوردن آنها دشوار است.
هوش مصنوعی: مرد خردمند میداند که نیازی به خواستههای فریبنده ندارد، زیرا این کار تنها به ضرر خودش است. او میفهمد که اصرار بر بعضی چیزها فقط به افزایش رنج و درد منجر میشود.
هوش مصنوعی: نیکو گفت: آن مرد جوانمردی که چنین گفته است:
هوش مصنوعی: تنها دل محمد است که میتواند به من کمک کند یا راه را نشان دهد.
هوش مصنوعی: در راه رسیدن به حقیقت و خداوند، تنها به عقل تکیه نکن. باید به احساسات و روح خود نیز توجه کنی و از ظواهر و مسائلی که ممکن است تو را گمراه کنند دوری کنی.
هوش مصنوعی: اگر کسی بتواند بدون اعتقاد به خدا زندگی کند، در واقع از نعمتهای الهی بینصیب نیست.
هوش مصنوعی: از نشانهها و راهنماییهای دین، چیزی بهتر از قرآن ندانید و به گزارشها و روایات دیگر اعتنا نکنید.
هوش مصنوعی: حل و عقد خزینه اسرار به معنای گشودن یا بسته شدن رازها و اطلاعات مهم است. این عبارت نشاندهنده روندی است که در آن مسائل پنهان یا دشوار شفاف میشوند یا به نوعی به پایان میرسند. استفاده از کلمه "خزینه" بیانگر وجود گنجینهای از اطلاعات یا اسرار است که نیاز به درک و تحلیل دارد.
هوش مصنوعی: مالکیت آسمانها و زمینها به او تعلق دارد و او عظیم و بینظیر است.
هوش مصنوعی: این جمله به معنای این است که همه چیز در دست قدرت و اراده الهی قرار دارد. هر چه که انجام میشود، به خواست و مشیت او صورت میگیرد و هر حکمی که او صادر کند، اجرایی و نافذ خواهد بود.
هوش مصنوعی: تمام مخلوقات ناتوان و ضعیفند در مقابل قدرت و توانایی او، و همگی نادان و بیخبرند در برابر علم و دانایی او.
هوش مصنوعی: محصولات و امکانات نشانهای از قدرت او هستند، و رویدادها و پدیدهها بیانگر حکمت او هستند. موجودات و دانشها دلیلی بر وجود او میباشند. نه در وجود او چیزی افزون است و نه در وجود او چیزی کم است. او توانا و قدیمی، دانا و حکیم است و خدای همه است.
هوش مصنوعی: او نخستین و آخری است، او ظاهر و باطن است. او همان کسی است که آغاز را میداند و پایان را نیز میفهمد. او به آنچه ساخته، و آنچه در باطن وجود دارد و از تصورات مخفی است، آگاه است.
هوش مصنوعی: اولین چیزی که به وجود آمد، وجود دارد و در واقع آغازین است. او پایان نیست، بلکه پس از همه چیز قرار دارد. آشکار است برای هر کس و هر چیز و هیچ چیز نمیتواند بر او غلبه کند یا او را محدود کند. او باطن و عمق همه چیز را میداند و هیچگونه مانعی نمیتواند بر او پوشیده بماند.
هوش مصنوعی: نخستین مرحله، وجود دنیوی است و در نهایت، به یکتایی و جاودانگی ختم میشود. جهان ظاهری با ویژگیهای محدود دارد، اما در واقع، باطن آن به بیپایانی و یکتایی اشاره دارد.
هوش مصنوعی: ابتدا با بخشش و عطا شروع میشود، سپس به جدایی و دوری ختم میگردد. در دنیا به ستایش و تعریف میپردازیم، ولی در اعماق وجود، وفاداری نهفته است.
هوش مصنوعی: در ابتدا زیبایی و وقار وجود دارد، در نهایت رحمت و مهربانی نمایان میشود. در ظاهر دلایل و شواهدی وجود دارد، اما در باطن نعمت و برکات نهفته است.
هوش مصنوعی: اولین قدم در هدایت، در نهایت به کفایت و استقلال منجر میشود. آنچه در ظاهر دیده میشود، نشانهای از جایگاه و مقام است، و آنچه در حقیقت و باطن وجود دارد، نیاز به رعایت و توجه دارد.
هوش مصنوعی: هر نعمتی در ابتدا وجود دارد، هر محنتی در انتها به سر میرسد، هر دلیلی به شکل ظاهر نمایان میشود و هر حکمتی در عمق و باطنش نهفته است.
هوش مصنوعی: میگوید ای فرزند آدم، در مورد خلقت جهان نسبت به تو چهار دسته وجود دارند: دسته اول کسانی که در آغاز زندگیات به تو کمک میکنند، که همان پدران هستند.
هوش مصنوعی: در دوران کهولت و ناتوانی، افرادی هستند که به کمک تو میشتابند و آنها فرزندان تو هستند.
هوش مصنوعی: سومین گروه افرادی که به تو نزدیک هستند، شامل دوستان، برادران و تمام مسلمانانی میشود که به ظاهر با تو هستند و نسبت به تو مهربانی و دلسوزی نشان میدهند.
هوش مصنوعی: گروه چهارم، همسران و زنانی هستند که در درون و عمق وجود تو باشند و به تو کمک کنند.
هوش مصنوعی: خدای جهان فرمود که به این افراد اعتماد نکن و فکر نکن که آنها میتوانند برایت کارساز یا مراقب خوبی باشند، زیرا من آغاز و انجام همه چیز هستم. حال و وضعیت تو در دست من است و من تنها کسی هستم که بر امور تو تسلط دارم. من نگهدار تو هستم و من هستم که نهایتهای زندگیات را تعیین میکنم.
هوش مصنوعی: من ابتدا کسی هستم که دلهای عاشقان را از آغازین عهد با پیمانهایی محکم پیوند زدم. ظاهراً من هم شکل و ظواهر را با خود به قید قوانین دینی آوردهام.
هوش مصنوعی: من همان فردی هستم که جانهای راستگو را با وعدههای خود به دست آوردهام. باطن من خانهای است که اصول و قوانین خود را در مهد عهد و حقیقت بنا نهادهام.
هوش مصنوعی: وقتی مردی سفر را در اولویت قرار دهد، در نهایت به مشکلاتی برمیخورد. اما اگر سفر را فقط به ظاهر و به شکل ظاهری انجام دهد، در درون خود به قهری و از دست دادن سرمایه میانجامد.
هوش مصنوعی: انسان بیچاره در معرض دو ویژگی متضاد گیج و سردرگم شده است و بین دو نام بزرگ و سترگ قرار گرفته و تحت تأثیر آنها قرار دارد. عظمت و جلال الهی، او را در حیرت فرو برده و بینیازی پروردگارش نیز او را به حالت خضوع و ادب واداشته است.
هوش مصنوعی: در این دنیا، انسان در حالتی از شگفتی و سردرگمی قرار دارد که هر لحظه ممکن است چیزی را بهعنوان حقیقت بداند و در لحظهای دیگر، همان را فقط یک گمان بپندارد. این احساس تشنگی و جستجوی حقیقت هیچگاه تمام نمیشود و انسان همواره در حال سوال و تردید است.
هوش مصنوعی: در این مسیر، صدها کاروان از هم جدا شده و ناخواسته به راههای مختلف رفتهاند.
هوش مصنوعی: او به همه چیز آگاه و داناست، درستکار و مراقب است، بینا نسبت به تمام امور و آگاه از هر زمان و مکانی است.
هوش مصنوعی: در آیهای دیگر به رحمت و لطف اضافی اشاره شده که میگوید: او همیشه با شماست، هرجا که باشید.
هوش مصنوعی: ای بندگان من، ای حامیان من، هر کجا که باشید من با محبت و رحمت و توجه به شما هستم.
هوش مصنوعی: هر جا که در دنیا کسی دچار مشکل و ناامیدی باشد و تحت فشار دشمنان قرار گرفته باشد، من سرپرست و حامی او هستم.
هوش مصنوعی: هر مکانی که خالی از زندگی و خرابی است، من در جستجوی روزهای نامطلوب خود هستم. هر جا که سوختگی و اندوه وجود دارد، من شادی روح او را میجویم.
هوش مصنوعی: هر جا که کسی غمگین و شرمنده است، من او را از تنهایی و بیکسی نجات میدهم.
هوش مصنوعی: من خداوندی هستم که از مجازات دور و به دور از اعمال سخت هستم و همه کسانی را که در مضیغه و سختی افتادهاند، میگریزم. زیرا نسبت به بندگانم بسیار مهربان و رحیم هستم.
هوش مصنوعی: این به معنای آن است که وجود بندگان به خاطر مهربانی و رحمت خداوند است و او که بزرگ و با عظمت است، خالق و پرورشدهنده کار و سرنوشت آن بندگان میباشد.
هوش مصنوعی: به لطف و مهربانی خداوند، من در نادانی وجود داشتم و او مرا به عنوان کسی که میخواهد بر تمام جهان انتخاب کند، برگزیده است.
هوش مصنوعی: این از رحمت خداوند است که به انسان کمک میکند تا از گناهان پنهان و شرک و ریاکاری بپرهیزد.
هوش مصنوعی: او فرمود که من مهربان و بخشنده هستم، تا افرادی که خطا کردهاند ناامید نشوند و امید به رحمت و لطف من در دلشان قوی بماند.
هوش مصنوعی: یحیی معاذ گفت: اگر با دوستان خود به نرمی و مهربانی رفتار کنی، آنها تو را خواهند شناخت و در غیر این صورت، اگر با دشمنان خود با مهربانی برخورد کنی، آنها نمیتوانند انکار کنند که تو را میشناسند.
هوش مصنوعی: با لطف و نیکی خود، دل دوستان را به شکوفایی و سرزندگی رساندی تا به واسطهٔ مهربانی و فضل تو به درک معارف و انجام وظایف نائل شوند. اگر همان لطف و کرم به دشمنان دین نیز میرسید، آنها هم در بهشت جا داشتند.
هوش مصنوعی: اما گروهی به اوج و قلهها رسیدهاند و گروهی دیگر به اعماق و درههای تاریک رفتهاند، و صدای تهدید تو را تنها با یک مشت خاک پاسخ میدهند.
هوش مصنوعی: قومی که بر سرشان این تاج بزرگ افتخار قرار دارد، نوری در پیش و اطراف خود دارند که آنها را راهنمایی میکند.
هوش مصنوعی: گروهی را به خاطر این حسرتی که دارند از یکدیگر جدا کردهاند؛ دیواری برپا شده که درون آن رحمت و در بیرون آن عذاب وجود دارد.
هوش مصنوعی: ساحران فرعون باوجود کفر و disbelief خود، وقتی که باد رحمت و لطف خدا به آنها رسید، هیچ جادو و سحر و کفر و اعتقادی برایشان باقی نماند.
هوش مصنوعی: شیخ ابو سعید بو الخیر فرمودند: هر کسی که از باغ نعمت و رحمت بهرهمند شود، به عرصهی ولایت و رهبری وارد میشود.
هوش مصنوعی: هر کس که در روز آشنایان را ملاقات کند، امیدواریم که در شب، آمرزش و بخشش به او اهدا شود و خداوند او را یاری کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.