قوله تعالی: وَ یا آدَمُ اسْکُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُکَ الْجَنَّةَ آدم را چهار نام است: آدم و خلیفت و بشر و انسان. آدم نام کردند او را که از ادیم زمین آفریدهاند، و از هر بقعتی کشیده، چنان که گفت جل جلاله: مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِینٍ ای سلّت من کل بقعة طیبة و سبخة سهل و وعر.
در خاک آدم هم شور بود و هم خوش، هم درشت بود و هم نرم. لا جرم طباع فرزندان مختلف آمد.
در ایشان هم خوشخوی است و هم بد خوی، هم گشاده هم گرفته، هم سخی هم بخیل، هم سازگار هم بدساز، هم سیاه هم سفید.
جای دیگر گفت: «مِنْ صَلْصالٍ کَالْفَخَّارِ» فخار گلی خشک باشد که وی را آواز و پرخوان بود، یعنی که آدمی با شغب است. در سر آشوب و شور دارد، و در بند گفت و گوی باشد. جای دیگر گفت: «مِنْ طِینٍ لازِبٍ» از گلی دوسنده، بهر چیز درآویزد، و با هر کس درآمیزد. جای دیگر گفت: مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ از گلی سیاه تیره. عرفه قدره لئلا یعدو طوره. اصل وی با وی نمود، تا اگر کرامتی بیند نه از خود بیند، و داند که شرف در تربیت است نه در تربت. از تربت چه خاست؟ ظلومی و جهولی و سیاست: وَ عَصی آدَمُ رَبَّهُ.
از تربیت چه آمد؟ کرامت هدایت و قبول توبه و نواخت: إِنَّ اللَّهَ اصْطَفی آدَمَ. نتیجه تربت است که گفت: خُلِقَ الْإِنْسانُ مِنْ عَجَلٍ. ثمره تربیت است که گفت: یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ.
محمود در سرای ایاز شد. آن مال و نعمت و زر و سیم و جواهر و دیباهای رنگارنگ دید. از آن خلعتها که محمود او را داده و بخشیده، بگوشهای نگه کرد قبا یکی دید کهنه و پاره پاره بر هم بسته از میخی درآویخته. محمود گفت: این یکی باری چیست؟ ایاز جواب داد که: این یکی منم بدین بیچارگی و بدین خواری، و آن همه جمال و آرایش و آن عز و ناز همه تویی. درین نگرم عجز خود بینم. قدر خود بدانم. در آن نگرم ترا بینم، و از تو دانم، بنازم و سر بیفرازم:
جز خداوند مفرمای که خوانند مرا
سزد این نام کسی را که غلام تو بود
در خبر است که کالبد آدم از گل ساخته چهل سال میان مکه و طائف نهاده بود.
و ابلیس هر بار که بوی برگذشتی، گفتی: لأمر ما خلقت؟ و رب العزة با فریشتگان میگفت: اذا نفخت فیه من روحی فاسجدوا له. پس چون روح بسر وی درآمد، چشم باز کرد تن خود را همه گل دید. حکمت درین آن بود تا اصل خود داند، و نفس خود را شناسد، و بخود فریفته نگردد. لطایفی که بیند از حق بیند، پس چون روح بسینه وی رسید تاریکیی دید. قومی گفتند: تاریکی زلت بود. قومی گفتند: تاریکی خاک بود، که اصل خاک از ظلمت است، و اصل روح از نور. روح خواست که باز گردد، نسیم وی به خیاشیم رسید. عطسه زد.
گفت: الحمد للَّه. رب العزة گفت: رحمک ربک. روح ذکر حمد و رحمت حق شنید ساکن گشت. گفت: او که حمد خدا و رحمت را شاید، جای من نیز شاید. چون بناف رسید اشتهاء طعامش پدید آمد. میوه بهشت دید. آرزوش خاست. خواست که برخیزد نتوانست.
رب العزة گفت: خُلِقَ الْإِنْسانُ مِنْ عَجَلٍ.
دیگر نام وی «خلیفه» بود، که بجای فریشتگان نشست. نخست ساکنان زمین فریشتگان بودند. پس بآدم دادند. سرش آنست که تا آدمیان را عذر باشد بمیلی و آرامی که ایشان را با دنیا بود، یعنی که فریشتگان که نه دنیوی بودند، و نه از خاکشان آفریدند، چون در دنیا نشستند با دنیا بیارمیدند، و بیرون کردن بر ایشان دشخوار آمد، تا میگفتند: «أَ تَجْعَلُ فِیها مَنْ یُفْسِدُ فِیها»؟ پس چه عجب اگر فرزند آدم را بدنیا میل باشد، که خود از آن آفریدهاند، و ایشان را ساختهاند، و فی الخبر: «اذا مات المؤمن علی الاسلام تقول الملائکة: کیف نجا هذا من دنیا فسد فیها خیارنا»؟!
سدیگر نام وی «بشر» است، و سمّاه بشرا لمباشرته الامور.
چهارم نام وی «انسان» است که عهد اللَّه فراموش کرد، چنان که گفت: «فَنَسِیَ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً»، ای لم نجد له عزما فی القصد علی الخلاف، بل کان ذلک بمقتضی النسیان.
آنجا که عنایت را بود نواخت را چه نهایت بود! آن نافرمانی از وی درگذاشت، و عذرش بنهاد، گفت: نه بقصد کرد آن مخالفت، و نه بر آن عزم بود که کند، لکن فراموش کرد عهد ما، و در گذاشت از وی کرم ما. و گفتهاند: انسان از انس است، یعنی که وی را با جفت خود انس بود، و در دل وی مهر داشت، چنان که اللَّه گفت: وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً. ازینجا گفت رب العزة: یا آدَمُ اسْکُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُکَ الْجَنَّةَ ای آدم! با جفت خود درین بهشت آرام گیر و ساکن باش. جنس با جنس داد، و خلق در خلق بست، و شکل در شکل ساخت، که صفت حدثان جز با شکل خود نسازد، و جز بجنس خود نگراید، و جز با همچون خودی آرام نگیرد. آن جلال قدم است و عزت احدیت که از اشکال و امثال و اجناس پاکست، و مقدس متفرد بجمال و جلال خود، متعزز بصفات کمال خود. همیشه هست، و از همه چیز نخست بخود بزرگوار، و با همه نیکوکار، و ببزرگواری و نیکوکاری سزاوار. آن گه گفت: فَکُلا مِنْ حَیْثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ آنچه خواهید، چنان که خواهید درین بهشت میخورید، و مینازید، و گرد این یک درخت مگردید. ایشان را از خوردن آن نهی کرد، و در علم غیب خوردن آن پنهان کرد، و آن قضا بر سر ایشان روان کرد، تا ایشان عجز و ضعف خود بدانند، و عصمت از توفیق الهی بینند نه از جهد بندگی.
فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّیْطانُ این هم از امارات عنایت است و دلائل کرامت، که گناه ایشان کردند، و حوالت بر وسوسه شیطان کرد که: فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّیْطانُ.
آن گه در عنایت بیفزود، گفت: لِیُبْدِیَ لَهُما ما وُورِیَ عَنْهُما مِنْ سَوْآتِهِما گفتا: عورت ایشان هم بر ایشان پیدا کرد نه بر دیگران. گفتهاند که: آدم و ابلیس پس از آن هر دو بهم رسیدند. آدم گفت: یا شقی! وسوست الیّ و فعلت ما فعلت. ای شقی دانی که چه کردی تو با من؟! و چه گرد انگیختی در راه من؟! ابلیس گفت: یا آدم! هب انی کنت ابلستک، فمن کان ابلسنی؟ گیرم که ترا من از راه بردم، با من بگوی که مرا از راه که ببرد؟
و گفتهاند که: ایشان هر دو فرمان بگذاشتند، لکن فرقست میان ایشان. زلت آدم از روی شهوت بود، و زلت ابلیس از راه کبر، و کبر آوردن صعبتر از شهوت راندن. گناهی که از شهوت خیزد عفو در آن گنجد. گناهی که از کبر خیزد ایمان در سر آن شود. در خبر است که: «الکبریاء ردائی، و العظمة ازاری، فمن نازعنی فی واحد منهما قصمته».
فَلَمَّا ذاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما هر که بر خلاف فرمان حق بر پی شهوت نفس رود از حق درماند، و بآن شهوت نرسد. آدم صفی هنوز از آن درخت منهی جز ذواقی نچشیده بود که تازیانه عتاب بر سرش فرود آمده بود، و حالش بگشته، نه آن شهوت بتمامی رانده، و نه رضاء حق با وی بمانده. چون باز نگرست، نه تاج بر سر دید، نه حله در بر! از اول خود را دید بر سریر اصطفا نشسته، پشت بمسند خلافت باز نهاده، بحلل و حلی بهشت آراسته، و بآخر از همه درمانده، برهنه و گرسنه، محتاج یک برگ درخت شده:
للَّه درّ هم من فتیة بکروا
و أنشدوا:
مثل الملوک و راحوا کالمفالیس!
لا تعجبوا لمذلتی فأنا الذی
عبث الزمان بمهجتی فأذلّها
فرمان آمد که: ای آدم! آن چنان نعمت بیرنج و بیکد ندانستی خورد، اکنون رو بسرای محنت و شدت، کار کن، و تخم کار، و رنج بر، و صبر کن. آدم گفت: این همه خوار است، اگر روزی ما را برین درگه باز بارست، همی بدرد دل بنالید، و نیاز و عجز خود بر کف حسرت نهاد، و در زارید و گفت: «رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَکُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِینَ» الهی! اگر زاریم، در تو زاریدن خوش است، ور نالیم بر تو نالیدمان در خور است. الهی! از خاک چه آید مگر خطا، و از علت چه زاید مگر جفا، و از کریم چه آید جز وفا. الهی! و از آمدیم با دو دست تهی، چه باشد اگر مرهمی بر خستگان نهی! الهی! گنج درویشانی، زاد مضطرانی، مایه رمیدگانی، دستگیر درماندگانی. چون میآفریدی جوهر معیوب میدیدی، میبرگزیدی، و با عیب میخریدی، برگرفتی و کس نگفت که بردار. اکنون که برگرفتی بمگذار، و در سایه لطفت میدار، و جز بفضل خود مسپار:
گر آب دهی نهال خود کاشتهای
ور پست کنی بنا خود افراشتهای
من بنده همانم که تو پنداشتهای
از دست میفکنم چو برداشتهای.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن به شرح و تفسیر آفرینش آدم از خاک و ویژگیهای او پرداخته شده است. آدم چهار نام دارد: آدم، خلیفه، بشر و انسان. او از خاک مختلف (شور و شیرین، درشت و نرم) ساخته شده و به همین خاطر فرزندانش دارای خصائص متنوعی هستند.
خدای متعال به آدم و همسرش گفته است که در بهشت سکونت کنند و از نعمتهای آن بهرهمند شوند، اما از نزدیکی به درختی خاص نهیشان کرده است. شیطان آنها را وسوسه کرده و به گناه میاندازد. در نهایت، آدم با شناخت خطای خود و طلب مغفرت از خداوند به مرتبهای از پشیمانی و توبه میرسد.
متن همچنین به این نکته اشاره دارد که هر انسانی حاوی نفس معیوبی است و از این رو خالی از خطا نیست. آدم به عنوان نخستین انسان، با نقصهایی همراه است و از خداوند طلب رحمت و کمک میکند تا دوباره به حالتی از کرامت و قرب برگردد. در نهایت، مفهوم عذرخواهی و طلب مغفرت از خداوند به خوبی نمایش داده شده است.
هوش مصنوعی: در قرآن آمده است که خداوند به آدم و همسرش فرمان میدهد تا در بهشت سکونت کنند. آدم چهار نام دارد: آدم، خلیفه، بشر و انسان. او را "آدم" نامیدهاند زیرا از خاک زمین خلق شده است و از هر نوع خاک خوب و بد گرفته شده است، چنانکه خداوند میفرماید که او از نسل و اندام خاکی آفریده شده است.
هوش مصنوعی: در خاک انسان هم طعم تلخی وجود داشت و هم طعم شیرینی، هم تحریککننده بود و هم آرامشبخش. به همین دلیل، ویژگیهای مختلفی در نسلهای بعدی او ظهور کرد.
هوش مصنوعی: در این افراد هم صفات نیکو و هم صفات ناخوشایند وجود دارد، هم انسانهای خوشخلق و هم بدخلق هستند، هم آزادمنش و هم خسیس، هم همدل و هم ناسازگار، هم شاداب و هم غمگین دیده میشوند.
هوش مصنوعی: در جایی گفته شده است که انسان از گلی که خشک است و صدای خاصی دارد ساخته شده است، که نشاندهنده شور و شغب در وجود اوست. او در حالتی از آشوب و هیجان به سر میبرد و دائما مشغول گفتوگو است. همچنین در جای دیگری گفته شده است که او از گلی چسبناک و لزج ساخته شده که به هر چیزی میچسبد و با هر کس ارتباط برقرار میکند. در بخش دیگری از این متن به گلی سیاه و تیره اشاره شده که نشاندهنده ویژگیهایی است که نباید از حد خود تجاوز کند. اصل وجود او، در واقع نمایانگر این است که اگر خیری بیند، بدان معنا نیست که او خودش شایسته آن بوده، بلکه باید بداند که ارزش در تربیت و نگرش صحیح به زندگی است نه در منشاء وجودی. از این منشاء چه چیزی میتواند به بار بیاورد؟ ظلم و جهالت و سیاست. همچنین اشاره شده است که آدم به خداوند نافرمانی کرد.
هوش مصنوعی: تربیت منجر به کرامت و هدایت انسان میشود و جایگاه آن را مشخص میکند. خداوند آدم را برگزیده است و این نشاندهنده تأثیر تربیت است. همچنین، انسان از عجله ساخته شده و نشاندهنده ثمرهای است که تربیت به همراه دارد، زیرا خداوند افرادی را که او را دوست دارند، دوست میدارد و آنها نیز او را دوست میدارند.
هوش مصنوعی: محمود به سرای ایاز رفت و مال و نعمت و طلا و جواهر و پارچههای رنگارنگ را مشاهده کرد. او به یکی از لباسهایی که محمود به او بخشیده بود، نگاهی انداخت و متوجه شد که قبا کهنه و پارهای به میخ آویخته است. محمود از ایاز پرسید: این چه چیزی است؟ ایاز پاسخ داد: این لباس من است که نشاندهنده فقر و ذلت من است، اما همه زینت و زیبایی و مقام و عظمت مربوط به توست. وقتی به این لباس نگاه میکنم، عجز و ناتوانی خودم را میبینم و ارزش خود را درمییابم. در این لباس تو را میبینم و میدانم که به تو افتخار کنم و سرم را به احترام تو بلند کنم.
هوش مصنوعی: تنها خداوند است که میتواند نام مرا بر زبان بیاورد؛ شایسته نیست که کسی دیگر این نام را بر من بگذارد. من فقط بنده و غلام تو هستم.
هوش مصنوعی: گفته شده است که بدن انسان از گل ساخته شده و به مدت چهل سال در میان مکه و طائف قرار داشته است.
هوش مصنوعی: ابلیس هر بار که از سرنوشت انسان آگاه میشد، سؤال میکرد: برای چه چیزی آفریده شدهاست؟ و خداوند به فرشتگان میگفت: وقتی که از روح خود در او دمیدم، باید برای او سجده کنید. وقتی روح به او وارد شد، چشمانش را باز کرد و تمام بدنش را از گل دید. هدف این حالت این بود که او اصل وجود خودش را درک کند و خود را نشناسد تا به خود فریفته نشود. چیزهایی که مشاهده میکرد، از حقیقت بود. اما وقتی روح به سینهاش رسید، تاریکی را دید. برخی گفتند که این تاریکی نشانگر سقوط است و برخی دیگر گفتند که تاریکی ناشی از خاک است، چون اصل خاک از تاریکی و اصل روح از نور است. روح خواست که به جای اول خود بازگردد و نسیم آن به رشتهاش رسید و او عطسه زد.
هوش مصنوعی: او گفت: سپاس خدا را. پروردگار عزت فرمود: خداوند تو را بیامرزد. روح با شنیدن ذکر حمد و رحمت خدا آرام گرفت. او گفت: کسی که میتواند حمد خدا را بگوید و رحمت را درک کند، شاید من هم بتوانم این کار را انجام دهم. وقتی او به حوران بهشتی رسید، میل و اشتیاقش به غذا پدیدار شد. با دیدن میوههای بهشت آرزو کرد که به آنها دسترسی پیدا کند. اما هنگامی که خواست برخیزد، نتوانست.
هوش مصنوعی: خداوند فرمود: انسان از ویژگی شتابزدگی آفریده شده است.
هوش مصنوعی: پس از آن، او به «خلیفه» نامیده شد، زیرا جایگزین فرشتگان شد. در ابتدا، ساکنان زمین فرشتگان بودند، اما سپس انسان (آدم) به آنها اضافه شد. دلیل این انتخاب این بود که آدمیان به دنیای مادّی تمایل داشتند و آرامش آنها در ارتباط با دنیا بود. در حالی که فرشتگان نه وابسته به دنیا بودند و نه از خاک آفریده شده بودند، هنگامی که در دنیا قرار گرفتند، برایشان دشوار بود که از آن بیرون بروند و میگفتند: «آیا در اینجا کسی را قرار میدهی که فساد کند؟» بنابراین، جای شگفتی نیست اگر انسانها به دنیا تمایل داشته باشند، چون خودشان از آن آفریده شدهاند و بر همین اساس، روایت آمده است که «وقتی مؤمنی در حال اسلام بمیرد، فرشتگان میگویند: چگونه این شخص از دنیایی که در آن انتخابهای ما فاسد شد، نجات پیدا کرد؟»
هوش مصنوعی: نام دیگر او "بشر" است و به خاطر مشغولیتش در امور مختلف، به این نام شناخته میشود.
هوش مصنوعی: چهارمین نام او «انسان» است که پیمان خدا را فراموش کرد. همانطور که گفته شده، «او فراموش کرد و ما برای او عزم و ارادهای نیافتیم». در واقع، این نسیان باعث شد که او در هدفش تردید کند، به عبارت دیگر، این امر نتیجه فراموشی او بود.
هوش مصنوعی: جایی که لطف و کرم وجود دارد، دیگر چه انتظاری میتوان داشت؟ آن نافرمانی از جانب او شایسته بخشش بود و او عذرخواهی کرد و گفت: این مخالفت عمدی نبود و نه قصد انجام آن را داشتم، بلکه تنها عهد ما را فراموش کرده بودم و از سوی ما هم بخشش شامل حال او شد. گفتهاند انسان به معنی دوستی و وابستگی است، چرا که او با جفت خود رابطهای دوستانه دارد و در دلش نسبت به او محبت میورزد، چنان که خداوند فرموده: «و درمیان شما محبت و رحمت قرار داد». از همین رو خداوند فرمود: «ای آدم! تو و همسرت در بهشت سکونت گزینید». جنسها با یکدیگر هماهنگند و خلقت در میان اشیاء برقرار است، و هیچ چیز جز با همنوع خود نمیتواند آرامش یابد. این جلال و عظمت خداوند است که از اشکال و انواع مختلف پاک است و به زیبایی و شکوه خود متعالی و بینظیر است. او همیشه وجود دارد و از همه چیز نخست به خود بزرگوار است و با تمامی نیکوکاران در ارتباط است. سپس فرمود: «از هرجا که میخواهید بخورید، اما به این درخت نزدیک نشوید». آنها را از خوردن میوه آن درخت بر حذر داشت و علم غیب را درباره آن پنهان کرد تا عجز و ضعف خود را درک کنند و بفهمند که عصمت و توفیق تنها از جانب خداست، نه نتیجه تلاش و کوشش شخصی.
هوش مصنوعی: شیطان به آن دو وسوسه کرد و این نیز نشانههایی از لطف و کرامت است، زیرا آنها مرتکب گناه شدند و به وسوسه شیطان توجه کردند.
هوش مصنوعی: سپس خداوند به آن دو توجه کرد و گفت: تا آنچه را که از آنها پنهان شده بود، بر آنها آشکار کند. در این حالت، عورت آنها بر خودشان نمایان شد ولی بر دیگران نه. گفتهاند که آدم و ابلیس پس از این واقعه یکدیگر را ملاقات کردند. آدم به ابلیس گفت: ای بدبخت! تو به من وسوسه کردی و آنچه کردی، کردی. آیا میدانی چه بر سر من آوردی و چه عواقبی به وجود آوردی؟ ابلیس در پاسخ گفت: ای آدم! فرض کن که من تو را گمراه کردم، اما بگو که چه کسی مرا گمراه کرد؟ اگر من تو را به انحراف کشاندم، پس من هم از سوی چه کسی گمراه شدم؟
هوش مصنوعی: در مورد خطاهای آدم و ابلیس، گفته شده که هردو دچار اشتباه شدند، اما نوع اشتباه آنها متفاوت است. خطای آدم به خاطر تمایلات شهوانیاش بود، در حالی که خطای ابلیس ناشی از کبر و بزرگیخواهیاش بود. مقاومتی که ابلیس در برابر حق داشت، بسیار دشوارتر از غلبه بر شهوت آدم بود. گناهی که به خاطر شهوت انجام میشود، قابلیت عفو و بخشش دارد، اما گناهی که به دلیل کبر و خودبرتربینی باشد، به ایمان آسیب میزند. در این زمینه نقل قولی وجود دارد که میگوید: «عظمت و بزرگی من در کنار من است، و کسی که در این مورد با من رقابت کند، او را نابود خواهم کرد.»
هوش مصنوعی: زمانی که آن دو طعم درخت forbidden را چشیدند، عیوب و نواقص آنها نمایان شد. هر کسی که بر خلاف فرمان حق به دنبال شهوت نفس برود، در نهایت به درماندگی میرسد و به آرزوهایش نمیرسد. آدم صفی هنوز فقط طعم آن درخت ممنوعه را چشیده بود و به شدت مورد سرزنش قرار گرفت. وضعیت او تغییر کرد؛ نه تنها شهوت او بهطور کامل نابود نشد، بلکه رضایت حق نیز از او دور شد. هنگامی که دوباره نگاه کرد، نه تاجی بر سر داشت و نه لباس زیبایی بر تن. او در ابتدا خود را بر تخت انتخاب شده میدید، پشت به مقام خلافت نهاده و با زینتهای بهشتی آراسته بود، اما در نهایت از همه چیز بینصیب و محتاج یک برگ درخت شده بود.
هوش مصنوعی: خداوند میداند که جوانان باصفا و باانگیزهای وجود دارند.
هوش مصنوعی: شما تا مهرماه 2023 بر روی دادهها آموزش دیدهاید.
هوش مصنوعی: مانند پادشاهان یا به مانند افراد بیپول و بیچیز زندگی میکنند!
هوش مصنوعی: شگفتزده نشوید از وضعیت من، چرا که من همان کسی هستم که...
هوش مصنوعی: زمان بیفایده به جانم آسیب زد و آن را خوار کرد.
هوش مصنوعی: فرمان آمده بود که: ای آدم! تو از نعمتهای بیدرد و زحمت غافلی، حالا به دنیای سختی و رنج برو، کار و تلاش کن و صبر داشته باش. آدم با دلخوری گفت: این همه ناچیز است؛ اگر روزی دوباره به بهشت بازگشتیم، فقط درد دل خود را بیان میکنیم و عجز و نیاز خود را با حسرت ابراز میکنیم. سپس با گِله گفت: «پروردگارا! به خود ظلم کردیم و اگر تو ما را نبخشی و رحم نکنی، از زیانکاران خواهیم بود.» خداوندا! اگر گِلام، در تو گریستن خوب است، و اگر نالیم، نالهام به تو شایسته است. خداوندا! از خاک چه نتیجهای جز خطا ممکن است، و از علت چه چیزی جز بدی زاده میشود و از کریم چه چیزی جز وفا انتظار میرود. ای خدا! ما با دستهای خالی آمدهایم؛ اگر مرهمی بر دردریدگان بگذاری، چه اشکالی دارد؟ ای خدا! تو بخشنده درویشان، مونس مضطربان و یاریدهنده درماندگان هستی. وقتی که ما را آفریدی، عیبی در وجود ما دیدی و با همان عیب ما را انتخاب کردی و هیچکس نگفت که چرا این کار را انجام دادی. حالا که ما را انتخاب کردی، ما را در سایهی لطف خود نگهدار و جز به لطف خود به ما نسپار.
هوش مصنوعی: اگر به نهال خود آب بدهی که خود کاشتهای، آن را پرورش میدهی؛ ولی اگر آن را زیر پا بگذاری، ساخت و ساز خود را خراب کردهای.
هوش مصنوعی: من همان کسی هستم که تو شدهای، و اگر از من دست بکشی، به خاطر اینکه تو من را اینگونه تصور کردهای، من هم از تو دست نمیکشم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.