قوله تعالی: وَ إِذْ أَخَذْنا مِیثاقَکُمْ لا تَسْفِکُونَ دِماءَکُمْ مفسران گفتند که رب العالمین جل جلاله بنی اسرائیل را بچهار چیز فرمود در توریة و عهد و پیمان گرفت و ریشان که این چهار چیز بجای آرند و خلاف نکنند: یکی قتل ناکردن، دیگر مردمان را از خان و مان خویش بظلم آواره نکردن، سدیگر با یکدیگر به بیداد گری هام پشت نبودن، چهارم اسیران بنی اسرائیل را اگر مرد باشند و گر زن باز خریدن و آزاد کردن. پس ایشان چهار خصلت یکی بجای آوردند و سه بگذاشتند. رب العالمین ایشان را ملامت کرد گفت: وَ إِذْ أَخَذْنا مِیثاقَکُمْ لا تَسْفِکُونَ دِماءَکُمْ این کلمه دو معنی دارد: یکی آنست که خون هام دینان خویش مریزید، چنانک جای دیگر گفت و لا تقتلوا انفسکم یعنی اهل دینکم، معنی دیگر آنست که خون خود مریزید، یعنی کسی را مکشید که شما را بقصاص باز کشند پس خون خود بکردار خود ریخته باشید وَ لا تُخْرِجُونَ أَنْفُسَکُمْ مِنْ دِیارِکُمْ و بر هام دینان خویش ظلم مکنید تا ایشان را از خان و مان بیفکنید. ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ یعنی اقررتم انّ العهد حق فقبلتم، پس آنکه اقرار دادید که آن عهد حق است و قبول کردید. و گفتهاند که آن قوم که عهد و میثاق با ایشان رفت فرمان بجای آوردند پس فرزندان ایشان نافرمانی کردند و پیمان بشکستند و رب العالمین گفت: وَ أَنْتُمْ تَشْهَدُونَ و شما که فرزندان ایشانید دانستهاید از کتاب و گواهی میدهید که پدران شما عهد قبول کردند و بدان اقرار دادند. فرق میان شهادت و اقرار آنست که شهادت اقراری باشد که با آن اقرار علم و اثبات و یقین بود، و اقرار آن بود که با آن علم و یقین نبود، ازینجاست که منافقان گفتند که «نَشْهَدُ إِنَّکَ لَرَسُولُ اللَّهِ» رب العالمین ایشان را دروغ زن خواند برای آنکه علم و یقین که شرط شهادت است با آن نبود و اگر بجای نشهد نقرّ گفتند ایشان را دروغ زن نکردی پس آنکه خبر داد از نقض عهد فرزندان و گفت: ثُمَّ أَنْتُمْ هؤُلاءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَکُمْ یعنی یا هؤلاء فاستغنی عن حرف النداء لدلالة الکلام علیه، پس شما که فرزندانید پیمان بشکستید و هام دینان خود را بکشتید و به پشتی یکدیگر بر مظلومان زور کردید، و گروهی را از خان و مان خویش آواره گردانیدید.
وَ تُخْرِجُونَ فَرِیقاً مِنْکُمْ مِنْ دِیارِهِمْ تَظاهَرُونَ عَلَیْهِمْ بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ تَظاهَرُونَ بتخفیف قراءت کوفیان است، و اصل تظاهر از ظهر است و هو ان یجعل کل واحد من الرجلین الآخر له ظهرا لتقوی به و یستند الیه. سدی گفت این آیت در شأن قریظه و نضیر و اوس و خزرج آمد، و جنگ ایشان در حرب سمیر گفتا قریظه و نضیر جهودان بودند و اوس و خزرج مشرکان، پس قریظه با اوس دست یکی داشتند و نضیر با خزرج همچنین، و با یکدیگر جنگ میکردند. و هر آن یکی از این دو فرقه که بر آن فرقه دیگر غلبه کردی دیار و اوطان ایشان خراب کردی، تا از خان و مان بیفتادندی، و قتل بسیار میکردندی و اسیران میگرفتندی پس همه فراهم میشدند و اسیران را فدا میدادند، و می باز خریدندی اینست که رب العالمین گفت: وَ إِنْ یَأْتُوکُمْ أُساری اساری و اسری هر دو خواندهاند، اسری بی الف قراءت حمزة است، اساری قراءت باقی تُفادُوهُمْ با الف قراءت نافع و عاصم و کسایی و یعقوب است و تفدوهم قراءت باقی، اسری جمع اسیر است و اساری جمع جمع و تفادوهم و تفدوهم بمعنی یکسانست، و الاسر آفة تدخل علی الانسان فتمنعه عن اکثر ما یشتهیه کالمرض و نحوه، و معناه و ان یأتوکم ما سورین یطلبون الفداء فدیتموهم و تفکّونهم من اسر اعدائکم، وَ هُوَ مُحَرَّمٌ عَلَیْکُمْ إِخْراجُهُمْ اینجا تقدیم و تأخیر است یعنی تظاهرون علیهم بالاثم و العدوان و هو محرّم علیکم اخراجهم، و ان یأتوکم اساری تفادوهم گفت افزونی میجوئید و بیدادگری میکنید که با یکدیگر هم پشت میبید تا مظلومان را از خانههای خود بیفکنید، و حرام است بر شما که چنین کنید.
آن گه گفت چون بشما اسیران آیند باز خرید و از اسیری رهایی دهید، مجاهد گفت ان وجدته فی ید غیرک فدیته و انت تقتله بیدک. و وراء باشد که و هو محرّم علیکم اخراجهم بر جای خویش نهند و تقدیم نکنند، پس معنی آن باشد که اگر بشما آید اسیران را ایشان را می باز فروشید، و حرام کردهام بر شما که کافران را زنده از دست رها کنید.
أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْکِتابِ وَ تَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ بلختی از کتاب ایمان دارید یعنی بفداء اسیران و بلختی کافر میشید یعنی بقتل و اخراج و تظاهر فَما جَزاءُ مَنْ یَفْعَلُ ذلِکَ مِنْکُمْ یا معشر الیهود إِلَّا خِزْیٌ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ یَوْمَ الْقِیامَةِ یُرَدُّونَ إِلی أَشَدِّ الْعَذابِ میگوید ای جهودان قریظه و نضیر پاداش این نافرمانی که کردید شما را در دنیا نیست مگر خواری و بی آبی، گزیت از دست، و غل بر گردن و زنّار بر میان، و فروم بر روی. و پس از آنک قریظه را کشتند و فرزندان ایشان ببردگی بردند، و نضیر را از خان و مان خویش آواره کردند، و بشام او کندند و مسلمانان بجای ایشان نشستند، این خود عذاب دنیاست و عذاب آخرت ازین صعب تر است، همانست که جای دیگر گفت لَهُمْ فِی الدُّنْیا خِزْیٌ وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظِیمٌ ثم قال وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ یعلمون بیاء قراءت حجازی و بو بکر و یعقوب است، و هر چند که خطاب با قریظه و نضیر است اما از روی وعید عام است میگوید و ما اللَّه بغافل یا معشر المکذّبین بآیاته، الجاحدین لرسوله، من الیهود و غیرهم، عما تعلمون فی سرکم و علانیتکم و انه تارک لکم حتی یجازیکم علی اعمالکم خیرها و شرها أُولئِکَ الَّذِینَ اشْتَرَوُا الْحَیاةَ الدُّنْیا بِالْآخِرَةِ فَلا یُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ یُنْصَرُونَ ایشان آنند که دنیاء دنی بر آخرت رفیع برگزیدند و خاسر و خاکسار کسی که دنیا گیرد و عقبی دهد. دنیا دار الغرور است و عقبی دار السرور، عاقل دار الغرور را بر دار السرور اختیار نکند. مصطفی ع گفت «من احبّ دنیاه اضرّ بآخرته و من احبّ آخرته اضرّ بدنیاه، فآثروا ما یبقی علی ما یفنی.
قوله تعالی وَ لَقَدْ آتَیْنا مُوسَی الْکِتابَ کتاب اینجا توریة است، جای دیگر آن را فرقان و ضیاء خواند و گفت وَ لَقَدْ آتَیْنا مُوسی وَ هارُونَ الْفُرْقانَ وَ ضِیاءً فرقان گفت که حق از باطل بدان جدا شد، و ضیا که دلها بدان روشن گشت، و سرها بدان آشنا. این همچنانست که در سورة المائده گفت إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْراةَ فِیها هُدیً وَ نُورٌ گفتهاند که چون اللَّه تعالی توریة به موسی فرو فرستاد، بیکبار فرستاد جملة واحدة، و موسی را برداشتن و پذیرفتن آن فرمود و کار کردن بدان، موسی طاقت نداشت، رب العالمین با هر آیتی فرشته فرستاد تا بردارند و نتوانستند، پس بهر حرفی فرشته فرستاد، هم نتوانستند که تیسیر ربانی نبود با ایشان، پس اللَّه تعالی بر موسی آسان کرد تا بی رنجی برداشت بار احکام آن و امر و نهی در آن و پذیرفتن آن و کار کردن بدان، اللَّه تعالی ایشان را مثل زد و گفت، مَثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوها کَمَثَلِ الْحِمارِ یَحْمِلُ أَسْفاراً گفت ایشان را که فرمودند تا توریة در پذیرند و بدان کار کنند و نکردند مثل ایشان راست چون مثل خر است که دفترها دربار دارد لیکن خررازان چه سود که دانش ندارد، همین است صفت جهودان که توریة در دست دارند ایشان را از آن چه سود که دل ایشان در غلاف جهل است و قفل نومیدی بر آن زده.
وَ قَفَّیْنا مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ پس از موسی پیغمبران را فرستادیم فرا پی یکدیگر داشته، و از پی ایشان عیسی بن مریم، این همچنانست که حاوی دیگر گفت ثُمَّ قَفَّیْنا عَلی آثارِهِمْ بِرُسُلِنا پس از نوح که پدر همه خلق بود، و ابراهیم که پدر عرب بود، و عبرانیان، پیغامبران فرستادیم هم از نسل ایشان چون اسماعیل و اسحاق و یعقوب و عیص و ایوب و روبیل و شمعون و یوسف و ابن یامین و اسباط و موسی و هارون و داود و سلیمان و زکریا و یحیی.
وَ آتَیْنا عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ الْبَیِّناتِ و از پس ایشان عیسی فرستادیم، و او را دادیم نشانهای روشن و معجزهای آشکارا، چون مرغ از گل برآوردن، و باد در آن دمیدن، تا مرغی میگشت بفرمان خدایی عزّ و جل و هو الخفاش، و نابینای مادر زاد روشن گردانیدن و علت پیسی بمسح دست ببردن، و زنده گردانیدن مرده. گفتهاند چهار کس را از فرزندان آدم زنده کرد پس از مردگی ایشان: سام بن نوح و عازر و ابن العجوز و ابنة العاشر. و عن ابن شهاب قال قیل لعیسی بن مریم احی لنا سام بن نوح، قال ارونی قبره، فاروه فقام ع، فقال یا سام بن نوح احی باذن اللَّه عز و جل، فلم یخرج ثم قالها الثانیة، فاذا شق راسه و لحیته ابیض، فقال ما هذا؟
قال سمعت النداء الاول فظننت انه من اللَّه عز و جل. فشاب لها شقی، ثم سمعت الثانی فعرفت انه من الدنیا فخرجت، فقال مذ کم سنة متّ؟ قال منذ اربعة آلاف سنة ما ذهب عنی سکرة الموت، وَ أَیَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ ای جبرئیل ابن کثیر هر جا که قدس آید در قرآن بتخفیف خواند، گفتهاند که روح جبرئیل است و سمی به لأنه ینزل بما یحیی به و یستروح بعمله، قدس خداوند عز و جل است، اضافه الی نفسه لانه کان بتکوین اللَّه عز و جل له روحا من غیر ولادة والد و والدة، و عیسی را هم باین معنی روح اللَّه خوانند.
شعبی گفت عیسی بر جبرئیل رسید گفت السلام علیک یا روح القدس جبرئیل گفت و علیک یا روح اللَّه مفسران گفتند این هر دو نام بیک معنیاند، و این اضافه بر سبیل تخصیص و تکریم است، و گفتهاند تأیید عیسی به جبرئیل آن بود که عیسی نیرو گرفت بجان پاک از دهن جبرئیل که در مریم دمید، تا بآن نیرو گرفت و بی پدر از مادر در وجود آمد، و گفتهاند که جبرئیل در همه حال قرین وی بودی در سفر و در حضر و در آسمان. قال یزید بن میسرة لم یفارقه ساعة و لم یقرب منه الشیطان لدعوة الجدّة، انی اعیذها بک و ذریتها من الشیطان الرجیم. ابن عباس گفت و جماعتی از مفسران که معنی وَ أَیَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ آنست که وی را نام اعظم در آموختیم تا مرده بدان زنده میگردانید، و خلق را بدان عجائب معجزات مینمود، پس باین قول روح القدس اسم اعظم است، ابن زید گفت: روح القدس انجیل است، هم بدانمعنی که قرآن را بدان روح خواند، و ذلک فی قوله أَوْحَیْنا إِلَیْکَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا باز خطاب جهودان در گرفت أَ فَکُلَّما جاءَکُمْ رَسُولٌ بِما لا تَهْوی أَنْفُسُکُمُ اسْتَکْبَرْتُمْ فَفَرِیقاً کَذَّبْتُمْ وَ فَرِیقاً تَقْتُلُونَ پس از آنک پیغامبران را فرستادیم تا معجزها آشکارا کردند، و نشانهای روشن نمودند، شما راست راه و راست کار نگشتید، هر گه که پیغامبری آید بشما نه بر وفق دل خواست و هواء شما، گردن میکشید و ننگ دارید که بوی ایمان آرید پس قومی را دروغ زن گیرید چون عیسی و محمد ع، و قومی را میکشید چنانک یحیی و زکریا و شعیا و غیرهم. قال عبد اللَّه ابن مسعود کانت بنو اسرائیل تقتل فی الیوم سبعین نبیا و یقوم سوق بقلهم من آخر النهار وَ قالُوا قُلُوبُنا غُلْفٌ جهودان گفتند بر طریق استهزاء و انکار که دلهای ما در غلاف است از آنچه تو میگویی، جای دیگر گفت وَ قالُوا قُلُوبُنا فِی أَکِنَّةٍ مِمَّا تَدْعُونا إِلَیْهِ دلهای ما در پوشش است. اکنّة و غلف یکی بود، کنان و غلاف هر دو بیک معنیاند. مشرکان و جهودان این سخن فراوان گفتهاند و بدان نومیدان کردن رسول خدا خواستهاند، که ما ترا به پیغامبری نمیدانیم، و فرا آنچه تو آوردی نه میبینیم، و اگر غلف برفع لام خوانی معنی آنست که قلوبنا اوعیة الحکمة دلهای ما خود پیرایه دانش است و حکمت، و درین قراءت خویشتن را از رسول خدا و قرآن و شریعت اسلام بینیاز میدیدند. و معنی دیگر گفتهاند باین قراءت یعنی که دلهای ما پیرایه حکمت است و دانش، هر چه بدان رسد از علم بداند و دریابد و یاد گیرد، چونست که سخن تو میدرنیابد و فهم مینکند، مگر نه راست است؟ که اگر راست بودی و حق، دلهای ما آن را دریافتی چون دیگر سخنان.
رب العالمین گفت بَلْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِکُفْرِهِمْ نه چنانست که ایشان میگویند که ما ایشان را از رحمت خود دور کردهایم و از درگاه خویش راندهایم. جای دیگر گفت بَلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَیْها بِکُفْرِهِمْ وَ طُبِعَ عَلی قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا یَفْقَهُونَ مهر بر دل ایشان نهادیم تا دانش و حکمت در آن نشود، و جهل و کفر از آن بیرون نیاید از آنست که نمیدانند و در نمییابند. بل حرف عطف است که در سیاق جحد رود و در ظاهر آیت جحد نیست اما در معنی هست، فکانه قال وَ قالُوا قُلُوبُنا غُلْفٌ و لیس کذلک بَلْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِکُفْرِهِمْ فَقَلِیلًا ما یُؤْمِنُونَ این را سه معنی گفتهاند: یکی آنست که لا یؤمنون منهم الا قلیل یعنی اندکی از این جهودان گرویدند چون عبد اللَّه سلام و اصحاب وی. معنی دیگر فقلیل ما یؤمنون ممّا فی ایدیهم و یکفرون باکثره باندکی از آنچه ما فرستادیم و فرمودیم بگرویدند و بیشتر فرو گذاشتند، و آن اندک آنست که رب العالمین گفت: وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ. سدیگر معنی لا یؤمنون قلیلا و لا کثیرا، اندک و بسیار هیچ مینگروند بکم و بیش هیچ در دین نمیآیند.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن به تفسیر آیاتی از قرآن کریم اشاره شده که درباره پیمانهای خداوند با بنیاسرائیل و نافرمانیهای آنها صحبت میکند. خداوند از بنیاسرائیل خواسته که چهار کار را انجام دهند: قتل نکردن یکدیگر، آواره نکردن دیگران، ظلم نکردن به یکدیگر و آزاد کردن اسیران. اما آنها به این پیمان عمل نکرده و خداوند آنها را ملامت کرده است. این متن همچنین به تاریخچه فرستادن پیامبران پس از موسی و نافرمانیهای بنیاسرائیل از آنها اشاره میکند و بیان میکند که این قوم بارها پیامبران را کشتند و به بیعدالتی پرداختند. در نهایت، نتیجهگیری میشود که عذاب الهی بر آنان نازل خواهد شد و در دنیا نیز دچار خواری خواهند شد. روشنایی و آگاهی حقیقی تنها از طریق پذیرش پیامهای الهی ممکن است و کسانی که از آن دور شوند، خود را به خسران دچار کردهاند.
هوش مصنوعی: خداوند در قرآن از بنیاسرائیل پیمانی گرفت و چهار دستور مهم به آنها داد که باید رعایت کنند: اول اینکه هیچکس را نکشند، دوم اینکه مردم را از خانههایشان به ظلم و ستم بیرون نکنند، سوم اینکه به یکدیگر ظلم نکنند و در آخر اینکه اگر کسی از بنیاسرائیل اسیر شد، چه مرد باشد و چه زن، باید او را آزاد کنند. اما بنیاسرائیل تنها موفق به رعایت یکی از این دستورات شدند و در مورد باقی آنها کوتاهی کردند. خداوند به آنان هشدار داد که از این کارها پرهیز کنند و یادآوری کرد که بر این عهد خود گواهی دادهاند. سپس بیان کرد که فرزندان این قوم پیمان را شکستهاند و با کشتن یکدیگر و ظلم به مظلومان، وعدههای خود را نقض کردهاند. در این میان خداوند بین شهادت و اقرار تمایز قائل شد و مشخص کرد که شهادت نیازمند علم و یقین است، در حالی که اقرار ممکن است بدون علم باشد. در نهایت، خداوند به فرزندان تاکید میکند که به پیمان خود عمل نکردهاند و در حق یکدیگر ستم کردهاند.
هوش مصنوعی: شما گروهی از خودتان را از خانههایشان بیرون میکنید و بر روی آنها به خاطر گناه و تجاوز همدستی میکنید. تظاهر به معنای کمک و حمایت از یکدیگر است. این آیه درباره جنگهایی است که میان قبایل قریظه، نضیر، اوس و خزرج رخ داد. قبیلههای قریظه و نضیر از یهودیان بودند و اوس و خزرج از مشرکان. این دو قبیله با همدیگر به جنگ میپرداختند و وقتی یکی از آنها بر دیگری پیروز میشد، خانه و دیار آنها را ویران میکرد و بسیاری را میکشت و به اسارت میگرفت. سپس، آنها به یکدیگر کمک میکردند تا اسیران را آزاد کنند و فدای آنها شوند. خداوند میفرماید که اگر اسیرانی به شما برسند، باید آنها را فدای کنید و از اسارت دشمنان نجات دهید. همچنین، حرکت شما در بیرون کردن این افراد از سرزمینشان حرام است و این به معنای ظلم و ستم به دیگران است.
هوش مصنوعی: سپس گفته شده که اگر به شما اسیرانی بیایند، میتوانید آنها را بخرید و از اسارت نجات دهید. اما مجاهد میگوید اگر آنها را در دست دیگران بیابی، باید فدای آنها کنی، حتی اگر خودت بخواهی آنها را بکشی. همچنین بر شما حرام است که آنها را از مکان خود خارج کنید و نباید آنها را پیش بیندازید. بنابراین این بدین معناست که اگر اسیرانی به شما برسند، میتوانید آنها را بخرید و حرام است که کافران را زنده آزاد کنید.
هوش مصنوعی: چگونه میتوانید به بخشی از کتاب ایمان داشته باشید و به بخشی دیگر کافر شوید؟ شما به موضوعاتی مانند آزاد کردن اسیران ایمان دارید، اما در مورد کشتن و اخراج و تظاهر، کافر میشوید. بنابراین، عاقبت چنین افرادی از شما، ای یهودیان، جز خفت و ذلت در دنیا و عذاب شدید در روز قیامت چیزی نخواهد بود. این پیام به قریظه و نضیر اشاره دارد و میگوید پاداش نافرمانی شما فقط خواری و حالت ذلت خواهد بود. پس از آنکه قریظه را کشتند و فرزندانشان را به اسارت بردند و نضیر را آواره کردند، عذابهای دنیوی بر سرشان آمد و عذاب آخرت نیز سختتر خواهد بود. خداوند از کارهای شما غافل نیست؛ او به شما میدان میدهد تا بر اعمال خوب و بدتان جزا دهد. کسانی که زندگی دنیا را بر آخرت ترجیح میدهند، هیچ کمکی از عذاب نخواهند دید و از دنیا برمیخیزند. دنیا فانی و فریبنده است و آخرت پایدار و خوشحالکننده. عاقل نباید دار فانی را بر دار باقی ترجیح دهد. پیامبر (ص) فرمودهاند که هر کس دنیای خود را دوست بدارد، به آخرت خود آسیب میزند و برعکس. بنابراین، از چیزهایی که ماندگار است به جای چیزهایی که از بین میرود، برتری دهید.
هوش مصنوعی: در آیات قرآن آمده است که خداوند به موسی کتابی عطا کرد که به آن تورات گفته میشود. در مکانهای دیگر، این کتاب با نام فرقان و نور نیز ذکر شده است. فرقان به معنای جدا کردن حق از باطل است و نور به معنای روشن کردن دلها و آشنا کردن ذهنهاست. در سوره مائده نیز آمده است که خداوند تورات را نازل کرد که در آن هدایت و نور موجود است. روایت شده که وقتی خداوند تورات را به موسی نازل کرد، این کتاب به یکباره نازل شد و موسی قادر به تحمل و عمل به آن نبود. لذا خداوند فرشتگانی را که با هر آیه فرستاد تا به موسی کمک کنند، فرستاد. ولی آنها نتوانستند کمک کنند چون خداوند دقیقا به او آسانی داد تا بتواند وظایف آن را به راحتی انجام دهد. خداوند در قرآن مثالی زده است که کسانی که تورات بر آنها حمل شده ولی آن را نپذیرفتهاند مانند الاغی هستند که بار کتاب بر دوش دارد اما از خواندن آن ناتوان است. این قیاس در مورد یهودیان نیز آمده است که با وجود داشتن تورات، از آن سودی نمیبرند زیرا دلهایشان در جهل قفل شده است و به امید واقف بودن بر معانی آن، فاقد فهم و درک از آن هستند.
هوش مصنوعی: پس از موسی، پیغمبران دیگری را یکی پس از دیگری فرستادیم. عیسی بن مریم نیز یکی از این پیغمبران است. قبل از او، نوح و ابراهیم هم به عنوان پدران همگان و عربها شناخته میشوند و از نسل آنان نیز پیامبران زیادی مانند اسماعیل، اسحاق، یعقوب، عیص، ایوب، روبیل، شمعون، یوسف، ابن یامین، اسباط، موسی، هارون، داود، سلیمان، زکریا و یحیی ظهور کردند.
هوش مصنوعی: ما عیسی، پسر مریم، را با نشانههای واضح و معجزات نمایان فرستادیم. او میتوانست مرغی را از گل بسازد و با دمیدن در آن، زندگی به آن بخشد، همچنین میتوانست نابینای مادرزاد را بینا کند و بیماریهای پوستی را با لمس دست درمان کند. او حتی مردگان را زنده میکرد. گفته شده است که چهار نفر از فرزندان آدم را پس از مرگ زنده کرد که شامل سام بن نوح، عازر، پسر یک پیرزن و دختر دهسالهای بود. همچنین، زمانی از عیسی خواسته شد که سام بن نوح را زنده کند، او به قبر سام رفت و پس از دو بار دعوت به زندگی، سام با سر و ریش سفید از قبر خارج شد و از خودش پرسید: "این چه اتفاقی است؟"
هوش مصنوعی: گفت: من ندای اول را شنیدم و گمان کردم که از سوی خداوند عز و جل است. سپس فردی جوان به آن پاسخ داد. بعد ندای دوم را شنیدم و فهمیدم که از دنیا است، بنابراین خارج شدم. از او پرسیدند از کی مردهای؟ گفت: چهار هزار سال است که از من حالت مستی مرگ برطرف نشده است. و ما او را با روح القدس تأیید کردیم. در جایی که واژه "قدس" در قرآن آمده، با تخفیف خوانده شده است. گفتهاند روح القدس به جبرئیل نسبت داده میشود زیرا او نازل میشود تا زندگی بخشد و به وسیله اعمالش آرامش بیافریند. القدس خداوند عز و جل نیز به خودش نسبت داده میشود زیرا او روحی را بدون پدر و مادر خلق کرده است. همچنین عیسی را نیز به همین معنا روح اللَّه مینامند.
هوش مصنوعی: شعبی نقل میکند که عیسی به جبرئیل سلام کرد و جبرئیل نیز به او پاسخ داد. مفسران گفتهاند که این دو نام به یک معنی اشاره دارند و این نوع خطاب، نشاندهندهی احترام و خصوصیت رابطهی عیسی با جبرئیل است. تأکید شده که عیسی از طریق جبرئیل توانایی یافت و با دمیدن جبرئیل در مریم، بدون پدر به دنیا آمد. همچنین ذکر شده که جبرئیل همیشه در کنار او بود. یزید بن میسرة میگوید که جبرئیل هیچگاه از عیسی دور نشد و شیطان نیز نتوانست به او نزدیک شود. ابن عباس و دیگر مفسران بیان کردهاند که "روح القدس" به معنای آموزش نام اعظم به عیسی است که به وسیلهاش مردگان را زنده میکرد و معجزات را به نمایش میگذاشت. ابن زید گفته که روح القدس همان انجیل است. در ادامه به این موضوع پرداخته شده که یهودیان همیشه پیامبران را به خاطر پیامهایی که با خواستههایشان همخوانی نداشت، رد کرده و بعضی را به قتل رساندند. عدهای از آنها حتی به پیامبر توهین کرده و مدعی بودند که دلهایشان از حقایق محصور شده است. آنها با این سخنان سعی داشتند تا پیامبر را نومید کنند و خود را از نیاز به او بینیاز دانستهاند. و در نهایت، به این نکته اشاره شده که اگر سخن پیامبر حقیقت داشت، باید دلهایشان آن را میفهمید.
هوش مصنوعی: خالق عالم فرمود: «بلکه خداوند به خاطر کفر آنها آنان را لعنت کرده است»، این بیان ناظر به این نیست که آنها بگویند ما را از رحمت خود دور کرده و از درگاه خویش رانده است. در جای دیگری فرمود: «بلکه خداوند بر دلهای آنها به خاطر کفرشان مهر زده است و بر دلهایشان قفل گذاشته است؛ از این رو، آنها هیچ چیز را درک نمیکنند»، یعنی ما آنچنان نادانی و کفر را در دلهایشان قرار دادهایم که دیگر نمیتوانند علم و دانشی را در خود بپذیرند. واژه «بل» در اینجا به عنوان واژهای است برای نفی، که در ظاهر آیه دیده نمیشود، اما در باطن وجود دارد. پس به گونهای دیگر بیان میشود که آنها میگویند: «دلهای ما پوشیده است»؛ در حالی که اینطور نیست، بلکه خداوند به خاطر کفرشان آنان را لعنت کرده است و به همین دلیل، فقط عدهای کم ایمان میآورند. این معنا سه تفسیر دارد: یکی این که از بین آنها فقط عدهای کم ایمان آوردند، مانند عبدالله سلام و یارانش. تفسیر دیگر این است که آنها با اندکی از آنچه در دست دارند ایمان میآورند و بسیاری از آنچه ما فرستادهایم را انکار میکنند. و اندکی که به آن اشاره شده به این دلیل است که خداوند فرموده: «و اگر از آنها بپرسی که چه کسی آنان را آفریده، خواهند گفت: خداوند». سومین تفسیر این است که آنها هیچگونه ایمانی ندارند، نه کم و نه زیاد و در دین هیچ توجهی به مقدار ایمان ندارند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.