قوله تعالی وَ إِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً عالمی بود آرمیده در هیچ دل آتش عشقی نه، در هیچ سینه تهمت سودایی نه، دریای رحمت بجوش آمده خزائن طاعات پر بر آمده، غبار هیچ فترت بر ناصیه طاعت مطیعان نانشسته، و علم لاف دعوی وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ بعیوق رسانیده، هر چه در عالم جوهری بود کی آن لطافتی داشت بخود در طمعی افتاده، عرش مجید بعظمت خود مینگرست و میگفت مگر رقم این حدیث بما فرو کشند، کرسی در سعت خود مینگریست که مگر این خطبه بنام ما کنند، هشت بهشت بجمال خود نظر میکرد که مگر این ولایت بما دهند، طمع همگنان از خاک بریده، و هر یک در تهمتی افتاده، و هر کس در سودایی مانده. ناگاه از حضرت عزت و جلال این خبر در عالم فریشتگان دادند که إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً این نه مشاورت بود با فریشتگان که این تمهید قواعد عزت و عظمت آدم بود، و نه استعانت بود که نشر بساط توقیر آدم بود. گفت حکم قهر ما کاری راند و قلم کرم را فرمودیم تا از سر دیوان عالم تا بآخر خطی در کشد، و از منقطع عرش تا منتهی فرش سکان هر دو کون را عزم نامه نویسد، تا صدر ممالک آدم خاکی را مسلم شود، و سینه عزیز وی بنور معرفت روشن، و لطائف کرم و صنایع فضل ما در حق وی آشکارا، زلزله هیبت از عزت این خطاب در دلهای مقربان افتاد، گفتند این چه نهادی تواند بود که پیش از آفرینش بر سدّه جمال وی عزت قرآن گوش خلافت وی میکوبد و وی هنوز در بند خلقت نه، و جلال تقدیر از مکنونات غیب خبر میدهد که گرد میدان دولت آدم مگردید که شما سرّ فطرت وی نشناسید، عقاب هیچ خاطر بر شاخ دولت آدم نه نشست، دیده هیچ بصیرت جمال خورشید صفوف آدم در نیافت، این شرف از چه بود؟ و آن دولت از چه خاست؟ زانک آدم صدف اسرار ربوبیّت بود و خزینه جواهر مملکت.
ای بسا درّ گرانمایه و لؤلؤ شاهوار که در آن صدف تعبیه بود، و با هر دری شبهی سیاه منظوم در رشته کشید، با جواهر هر یک از انبیا شبهی در برابر ایشان داشت دری چون آدم صفی با وی شبیه چون شیطان شقی. دری چون ابراهیم خلیل با وی شبهی چون نمرود طاغی. دری چون موسی عمران با وی شبهی چون فرعون بی عون، دری چون عیسی بن مریم با وی شبهی چون طایفه پر از ضلالت و غیّ. دری چون مصطفی عربی با وی شبهی چون بو جهل پر جهل.
فریشتگان چون این خطاب هایل بشنیدند قرار و آرام ازیشان برمید و تماسک عقل و صبرشان برسید. زبان سؤال دراز کردند و جمله آواز برآوردند که: أَ تَجْعَلُ فِیها مَنْ یُفْسِدُ فِیها
خداوندا و پادشاها بزرگوارا و کردگارا! این آدم خاکی طراز وشی تقریب را بدست عصیان ملطخ گرداند، و سر از ربقه طاعت بیرون کشد، و ما را از قدس و تقدیس آفریده، سینههای ما بتهلیل و تسبیح آراسته و این اسباب ما را ساخته؟ چنین گویند آتشی از مکنونات غیب پدید آمد و قومی فریشتگان را بسوخت، و بنعت عزت این خطاب برفت که إِنِّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ شما که نظارگیان اید نظاره همی کنید شما را با خزائن اسرار الهیت ما چه کار؟ و در مکنونات غیب ربوبیت ما چه تصرف؟ تعبیه الهیت ما و مکنونات اسرار ربوبیت ما ما دانیم، خواطر مختصر را علوم و عقول جز وی را فهمهای معلول و بصائر محدث را باسرار الهیت ما چه راه! وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَیْبِ لا یَعْلَمُها إِلَّا هُوَ ما در ازل حکم چنان کردیم که چراغ حقایق معرفت در سینه آدم خاکی روشن گردانیم، و منشور ولایت خاکی بدست او دهیم، و روایت ممالک زمین در قلب لشکر او نصب کنیم، شما که مقربان مملکتاید پیش تخت دولت آدم چاکروار سماطین بر کشید، و او را سجود کنید، و شما که گرد عرش ما طواف میکنید جنایت ناکرده ذریت آدم را که هنوز در وجود نیامدند استغفار میکنید و روش ایشان را سلامت میخواهید، و سلّم و سلّم میگویید، تا چون در وجود آیند قدم ایشان را بر بساط عبودیت فتوری نباشد. و شما که نقیبان حجباید، اهل غفلت را از ذریت آدم میگریید تا بسبب گریستن شما معصیت ایشان بمغفرت خود بپوشیم. و شما که اهل رفرفاید، ازین زلال که زیر عرش ما موج میزند راویه نور بر گیرید، و روز رستاخیر که ایشان منتظر باشید تا چون فزع اکبر در قیامت پدید آید، و دارا دار و گیراگیر هیبت و سیاست برخیزد، مؤمنان ایشان را از آن فزع امن دهید و سلام ما بایشان رسانید. اینهمه بآن فرمودیم تا شما که فریشتگانید شرف خاکیان بدانید و بر حکم ما اعتراض نکنید.
در خبر درست است که ملا اعلی و مقربان درگاه عزت گفتند خداوندا خاکیان را عالم سفلی دادی عالم علوی بماده، که ما نیز پرندگان حضرتیم و طاوسان درگاه عزت. ایشان را جواب آمد لا اجعل صالح ذریة من خلقته بیدیّ کمن قلت له کن فکان.
ما مؤنس عشقیم و شما برگذرید
وز قصه و حال عاشقان بیخبرید
از زشتی یار من شما غم چه خورید؟
در چشم من آئید و بدو در نگرید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به بیان داستان آفرینش انسان و مقام والای او در خلقت میپردازد. خداوند به ملایکه اعلام میکند که انسانی به عنوان خلیفه در زمین ایجاد خواهد کرد، و این اقدام نه به مشورت با ملایکه بوده و نه به کمک آنها، بلکه اقدامی از سوی خداوند به منظور تقدیر از آدم است. خداوند از علم و حکمت خود خبر میدهد و بیان میکند که مقامات و دانشهای عظیم به آدم عطا خواهد شد.
پس از این اطلاع، ملایکه با تردید به این موضوع نگاه میکنند و نگران این هستند که آیا انسانها در زمین فساد و تباهی به وجود خواهند آورد. اما خداوند تأکید میکند که او به رازها و علمهایی آگاهتر است. او به ملایکه میگوید که باید به شرف و مقام انسانی که بوسیله او خلق شده است احترام بگذارند و در این بین تأکید میکند که نیکوکاران و ذریت آدم را مورد رحمت خود قرار خواهد داد.
در نهایت، متن به عشق و مقام والای انسان در مقایسه با ملایکه و موجودات دیگر اشاره میکند و از آنها میخواهد که از درک عمیقتری نسبت به حقیقت آفرینش و عشق خود بهرهمند شوند.
هوش مصنوعی: وقتی خداوند به فرشتگان گفت که من در زمین یک جانشین قرار میدهم، عالمی در حال استراحت بود که در دلش هیچ آتش عشقی نمیزشت و در سینهاش هیچ تهمت یا طمعی وجود نداشت. دریاهای رحمت به جوش آمده بودند و خزانههای طاعات پر شده بودند. هیچ گونه کسالت و فترتی بر ناصیه اطاعتکنندگان وجود نداشت و علم داعیان در حال پرچمداری بود. هر آنچه در عالم وجود داشت، در لطافت به سراب و طمع افتاده بود. عرش عظیم به عظمت خود مینگریست و در دل میگفت آیا قبلاً این خبر در عالم ذکر شده یا نه. با وجود این، کرسی و هشت بهشت نیز آرزو میکردند که این مقام به آنها تعلق گیرد. ناگهان خبر از سوی خداوند در عالم فرشتگان منتشر شد که من در زمین یک جانشین قرار میدهم. این تصمیم نه به معنای مشاوره با فرشتگان بود و نه به معنای یاری گرفتن، بلکه به منظور بنیانگذاری جلال و عظمت آدم بود. خداوند فرمان داد تا از آغاز جهان تا پایان آن، نامهای از سرنوشت آدم نوشته شود و صفات او آشکار شود. این خبر موجب هیبت و شگفتی فرشتگان شد. آنها میپرسیدند این چه نهادی است که قبل از آفرینش، به عظمت آدم اشاره میکند و او هنوز در قالب خلقت نیست؟ این مقام و شرف از کجا نشأت میگیرد و چگونه آدم منبع اسرار ربوبی و گنجینه مملکت معرفی میشود؟
هوش مصنوعی: در دریاچهای از گوهرهای گرانبها و مرواریدهای زیبا که در صدفی جا گرفتهاند، هر دروازهای نمایندهای از نیکوکاران و انبیا دارد که در برابرشان شیاطین و طغیانگران قرار دارند. دروازهای به شکلی چون آدم برگزیده در مقابلش شبیه به شیطان بدطینت است. دروازهای به شکل ابراهیم خلیل در برابرش نمرود ستمگر قرار دارد. دروازهای به صورت موسی فرزند عمران و در برابرش فرعون بییار است. دروازهای به شکل عیسی بن مریم و در برابرش گروهی از ضالان و گمراهان وجود دارند. همچنین دروازهای به شکل پیامبر عربی و در مقابلش فردی چون ابوجهل که مملو از جهل است، قرار دارد.
هوش مصنوعی: فرشتگان وقتی این خطاب را شنیدند، آرامش و قرارشان از بین رفت و عقل و صبرشان تحت تأثیر قرار گرفت. زبان به سؤال گشودند و همه یک صدا گفتند: آیا در آن زمین کسی را قرار میدهی که فساد کند؟
هوش مصنوعی: خدایا، ای پادشاه بزرگ و راستین! این انسان خاکی به خاطر نافرمانیهایش به لغزش افتاده و از بندگی و طاعت خارج شده است. ما را از مقام پاکی آفریدهای و دلهای ما را با ذکر و تسبیح زینت دادهای. گفته میشود آتشافروزی از رازهای غیبی ظاهر شده و گروهی از فرشتگان را سوزانده است. تو که بر اسرار الهی آگاهی، چه کار به نظارهگران داری؟ ما در امور معنوی و اسرار الهیت خودمان دخیلی نداریم، بنابراین عقلها و درکهای بشر به این اسرار دسترسی ندارند. در حقیقت، ما از ازل تصمیم گرفتهایم که نور شناخت و حقیقت را در دل انسان برافروزیم و به او مقام ولایت بدهیم. شما فرشتگان مقرب، در برابر آدم سجده کنید و او را احترام کنید. همچنین، شما که دور عرش میچرخید، برای نسلهای آیندهی آدم استغفار کنید تا وقتی که به وجود بیایند گامهایشان در عبادت استوار باشد. شما که نقیبان پنهان هستید، برای گناهکاران نسل آدم شفاعت کنید تا با دعاهای شما گناهانشان پوشیده شود. در روز قیامت، وقتی وحشت و اضطراب برپا باشد، مؤمنان را از آن ترس ایمن کنید و سلام ما را به آنها برسانید. این همه را به شما فرشتگان گفتیم تا به مقام و ارزش انسانها پی ببرید و در قضا و قدر ما اعتراضی نداشته باشید.
هوش مصنوعی: درخبر آمده که ملا اعلی و نزدیکان خدا میگویند: ای خداوند، تو عالم زیرین را به انسانها دادی و عالم بالاتر را به ما. ما نیز مانند پرندگان درگاه تو هستیم و شایستگان در نزد تو. پاسخ به این گفتار چنین میآید: من نسل نیکو را از آنچه با دستان خود آفریدم، مانند کسی که به او گفتم "باش" و موجود شد، قرار نمیدهم.
هوش مصنوعی: ما در عشق به یکدیگر وابسته و دوستانهایم و شما از این موضوع بیخبر و تنها عبور میکنید، بدون اینکه از داستان و وضعیت عاشقان اطلاعاتی داشته باشید.
هوش مصنوعی: نگران زشتی معشوق من نباشید، زیرا اگر به چشم من نگاه کنید، متوجه میشوید که من او را به گونهای دیگر میبینم و به عیبهایش توجهی ندارم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.