گنجور

شمارهٔ ۴

 
مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » قطعات (گزیدهٔ ناقص)
 

آگاه نیست آدمی از گشت روزگار

شادان همی نشیند و غافل همی رود

دل بستهٔ هواست گزیند ره هوا

تن بندهٔ دل آمد و با دل همی رود

هر باطلی که بیند گوید که هست حق

حقی که رفت گوید باطل همی رود

ماند بدانکه باشد بر کشتیی روان

پندارد اوست ساکن و ساحل همی رود



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

امین کیخا نوشته:

غافل ، خفته دل می باشد با نادان اندکی دگرسان است

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.