گفت شخصی به شاه اسماعیل
کای فلک تخت آفتاب اکلیل
چه گنه داشت آن سگ مسکین
که شهش کرد با ... قرین
چون که میشد .... گور به گور
ظلم کردن به سگ نبود ضرور
شاه گفتا که با هزار شرف
بود او نیز از سگان شاه نجف
امتحان را دو روز قوت نیافت
قوتش قوت لایموت نیافت
گرم شد چون ز تاب جوع الکلب
شد وفایش به ناشکیبی قلب
دل به ترک شکیب داد آخر
سگ نفسش فریب داد آخر
از در دوست چون که گشت برون
رویگردان شد آن سگ ملعون
از پی قوت تا به صحرا شد
اجلش قوت کرد و آنها شد
هر که زاین در شود چو آن سگ دور
میشود با چنان سگی محشور
دور از این در صفا نمیباشد
هر سگی را وفا نمیباشد
هر که را نشئه وفا ازلیست
همچو مجذوب از سگان علیست
*با توجه به نهاده های شعر، گمان برده میشود که واژه حذف شده این شعر، (حنیفه) بوده باشد*


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.