گنجور

 
 
گوهر
مهستی گنجوی

شب را چه خبر که عاشقان می چه کشند

وز جام بلا چگونه می زهر چشند

ار راز نهان کنند غمشان بکُشد

ور فاش کنند مردمانش بکُشند

اهلی شیرازی

آنسرو قدان که گلرخ و ماه وشند

با سنبل زلف و نرگس چشم خوشند

پیوسته نه بر دل کسان داغ نهند

خود نیز چو لاله گه گهی داغ کشند

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه