چون دیده مرا فتاده گفتا: چه کسیست
کز وی اثری نمانده الا نفسی ست
گفتم که: منم کشتهٔ دیرینهٔ تو
گفتا: تو کدامی؟ که مرا کشته بسی ست
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
چون دیده مرا فتاده گفتا: چه کسیست
کز وی اثری نمانده الا نفسی ست
گفتم که: منم کشتهٔ دیرینهٔ تو
گفتا: تو کدامی؟ که مرا کشته بسی ست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در بحر یقین که در تحقیق بسیست
گرداب درو چو دام و کشتی نفسیست
هر گوش صدف حلقهٔ چشمیست پر آب
هر موج اشارهای ز ابروی کسیست
از جور زمانه بر دلم بار بسیست
یارم نه به دست لیکن اغیار بسیست
بجریست دلم ولیک با این همه سوز
از جور فلک ملول از دست خسیست
ای دل چه نشسته ای که فرصت نفسی ست
بشتاب به راه تا صدای جرسی ست
در زیر فلک، پی گرفتاری ما
چون خانه ی صیاد به هر سو قفسی ست
بیدولت عشق زندگانی نفسیست
هنگامهٔ عشرتِ جوانی هوسیست
بیباد بهار جای گل در گلشن
یا دستهٔ خار خشک یا مشت خسیست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.