گنجور

 
 
گوهر
مهستی گنجوی

جوله پسری که جان و دل خستهٔ اوست

از تار دو زلفش تن من بستهٔ اوست

بی پود چو تار زلف در شانه کند

ز آن این تن زار گشته پیوستهٔ اوست

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مهستی گنجوی
فتحعلی‌شاه

رویی دارد که جسم من خسته اوست

زلفی دارد که جان من بسته اوست

چشمی دارد که چشم من گرید از او

لعلی دارم مدام بشکسته اوست

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه