هر جوی که از چهره به ناخن کَندم!
از دیده کنون آب در او میبندم!
بیآبی ِ روی بود اَر یک چندَم
آب از مژه بر روی از آن میبندم
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
هر جوی که از چهره به ناخن کَندم!
از دیده کنون آب در او میبندم!
بیآبی ِ روی بود اَر یک چندَم
آب از مژه بر روی از آن میبندم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به توصیف حال و دل خود میپردازد و به نوعی تجسمی از اشک و تأثرات درونیش را به نمایش میگذارد. او از چهره و ناخن خود میگوید و با کنایه به اینکه هر قطرهای که از چهره به ناخن میرسد، به نوعی احساسات را نمایان میکند، بیان میکند که حالا از چشمانش نیز اشک میریزد. او احساس میکند که بر اثر بیآبی و نبود عشق، صورتش پژمرده است و در نتیجه، آب اشک را از مژهها به سوی رو میبندد. در این شعر، ارتباط عاطفی و درونی شاعر با چهره و اشکهایش به خوبی حس میشود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هر جوی که از چهره به ناخن کندم
از دیده کنون آب درو میبندم
بیآبی روی بود ار یک چندم
آب از مژه بر روی از آن میبندم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.