ای سر از آئین وفا تافته !
وز تو دلم تافتگی یافته !
گر چه به غیبت شدئی کینه توز
رنجه چهداری به حضورم هنوز
با چو منی ، دور کن از سر منی
چون به صفت من توام و تو منی
گر کمر کینه کنی استوار
پیش تو بیش از تو درایم به کار
ور به مدارا کشد این گفت و گوی
نیز نتابم ز وفای تو روی
لیک بشرطی که درین رای من
جای پدر گیرم و تو جای من
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر از وفای عشق خود میگوید و به معشوق اشاره میکند که با وجود دوری و غیبت، همچنان حس کینهتوزی نسبت به یکدیگر وجود دارد. او از معشوق میخواهد که اگر دوری از او را بر میتابد، لااقل کینهها را کنار بگذارد. شاعر بر این نکته تأکید دارد که در عشقشان، هردو به نوعی همدیگر را در وجود خود حس میکنند و هرکدام در جایگاه دیگری قرار گرفتهاند. او همچنین به این اشاره میکند که در گفتوگو و تعامل باید با هم در صلح و مدارا زندگی کنند تا وفا و عشق همچنان برقرار بماند.
هوش مصنوعی: ای کسی که از اصول وفا سرشار هستی! و از تو دلم روشن و خوشحال شده است!
هوش مصنوعی: اگرچه در غیبت به سر میبری و از من کینه داری، اما هنوز هم در حضورم آزار و رنجی احساس میکنم.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه تو شبیه من هستی و در واقع، بخشی از وجود من هستی، دوری از من را برایم آسان کن.
هوش مصنوعی: اگر کینه را با استواری در خود نگهداری، من نیز برای تو از آنچه در توان دارم بیشتر تلاش میکنم.
هوش مصنوعی: اگر این گفتوگو هم با مدارا ادامه یابد، از وفای تو روی بر نخواهم گردانید.
هوش مصنوعی: اما به شرطی که در این نظر من، تو به جای من و من به جای پدرم قرار بگیرم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.